۹ پاسخ

کاملا حالتو میفهمم خدا قوت .دو سال دیگه ک عکسای الان شونو ببینیم میگیم وای خدایا کاش اون روزا بیشتر بغل میکردیمشون کاش بیشتر باهاشون بازی میکردیم وای چقدر اون موقع خوشمزه بودن یادمون می‌ره ک له شدیم یادمون می‌ره انقد خسته بودیم ک کمتر لذت بردیم من الان دلتنگ نوزادیشم ولی یاد اون روزا می‌افتم ک کولیک و رفلاکس نزاشت لذت ببرم از نوزاد بودنش الآنم انقد خسته آیم از نخوردن و دل درد و اسهال و یبوست راه نرفتن و حرف نزدن و کلی چیزای دیگه بازم لذت نمی‌بریم ینی وقت نداریم لذت ببریم هممون خسته ایم

وای دقیقا چقدر شبیه بچه منه بچه منم خیلی گریه هاش زیاده نسبت به بقیه بچه های اطراف و هنوزم راه نیوفتاده🫡

من که دیگه بررررریدم واقعا😭

از همین تریبون یه خسته نباشی و یه ماچ نثارت میکنم مامان آرن ...بله عزیزم همینطوره منم هر روز یه چالش دارم پسر منم دندوناش داره در میاد عزیزم تنها نیستی ولی ولی این روزها هم میگذره مثل باد مطمئن باش فقط خاطراتش میمونه تو مادر قوی هستی از پسش بر میای♥️♥️♥️♥️♥️♥️

دخترپمن یکسال و چهار ماهشهر تازه جرعت کرده دستشو ول کنه از جایی دو قدم بیاد جلو اونم فقط وقتی ببینه منو باباش نزدیکشیم
جدیدا هر جا میرم یه دستشو میگیرم تا راه بره با کمکم فکر میکنم اینکار داره جواب میده

از جایی میگیره بلند شه؟ ب کمک وسیله راه بره

تازه وقتی گریه میکنه محلش نمیدم
قهر می‌کنه می‌ره یه گوشه میگم بیا بغلم بدتر گریع میکنه نمیاد میزنه رو دستم یعنی برو اون ور

وای دختر منم همه ی دندوناش یه دفعه ای داره درمیاد سرشون سفید شده منم عین توهم

وای دقیقا منم حال روز تورو دارم
هم دندون های آسیاب نیشش
لثه هاش ورم کرد خیلیی
یع ذره دست میزنی تیز میزنه ولی به شدت گریه می‌کنه غذا نمیخوره نمبخوابع فقط بغلش کنم دورش بدم دیگه نای ندارم بخدا

سوال های مرتبط