۱۰ پاسخ

من تموم دوران بارداری خونه ی مامانم بودم وسایل فریزر رو شوهرم خرید و همه چی رو مامانم واسم آماده و درست کرد
با خواهرمم اومدن خونه م رو مثل دسته گل کردن
خواهرم سیسمونی رو خرید و ساک بیمارستانمم بست گذاشتیم پشت ماشین شوهرم و از خونه ی مامانمم راهی بیمارستان شدیم. ۸ماه خونه ی مامانم بودم بعد از زایمانم مهمونام که رفتن دوباره تا ۲ماهگی هم رفتم خونه ی مامانم. الانم که یه خط در میون میرم اونجا بازم

بسلامتی تو بغلت بگیریش عزیزم، من قراره مستقیم برم خونه مامانم اینا، هروقت مهمون ها تموم شدن برمیگردم خونه😅حوصله غذا درست کردن و پذیرایی ازشون رو ندارم اونجا میگم شوهرم گوشت و مرغ و... بخره بیاره خونه مامانم، من وسایل نی نی رو خیلی زود اماده کردم برا همین وسواس فکری گرفتم هی میرفتم چکشون میکردم هی بهم میریختم دوباره درستشون میکردم، فکرمیکردم یه چی کمه، اخرش ولشون کردم 35هفته اینطوریا مرتبشون کنم. خونه رو هم تمیز کردم مونده کارای کوچیک، اره واقعا خیلی سنگین میشی مخصوصا29هفته

منم شرایط شمارو دارم،هیچیم نخریدم،فریزر و گیفت و گوشت و مرغ و همه چی هم مونده😅

الهی بسلامتی عزیزم طبیعی انشاللع میخوای بیاری؟

صددرصد ماهای آخر حساس تر ولی الان مواظب خودت باش ماه هفتم خیلی حساسه عجله نکن همه کاراتو تو هم ننداز
اول خونه تکونی تو تموم کن بعد دیگه با خیال راحت اتاق نی نی بچین اتاقش یه روز جمع میشه و بعدشم کارای فریزری بقیشو انجام بده به خودت زور نیار حتما با کسی انجام بده
واسه خرید کردن سعی کن فاصله بندازی یه روز بینش حداقل که حالت بد نشه ولی تا گرم تر از این نشده هوا برو بگیر

😁😁😁💖💖💖باهیم چقد خوبه

آخی عزیزم بسلامتی ایشالله

منم سه روز دیگه ام

منم دو روز دیگه ۲ رقمی میشیم😍

الهی تاریخ زایمانت مثل منه 😂😂

سوال های مرتبط