۱۱ پاسخ

من کشور غریبم از وقتی ترخیص شدیم خودم بودم و خودم، تعجب می‌کنم از اینکه بعد ۱ ماه میگید نمیتونیم و فلان و اینا.... خانوما بالاخره مادر شدیم باید از پس بچه خودمون بر بیایم

منم مامانم عمل قلب داشت کسیو نداشتم خودم تنها بودم.خیلی سخت گذشت

من بچه اولم نه مامانم اومد و نه من رفتم این یکی هم همینه هیچکی ندارم

من که هفته اول مامانم میاد بعد من باهاش میرم خونشون تا یک ماه

من که هنوز خونه مامانمم میخوام بچم ختنه کنم خوب شد دیگه برم خونم 😀 😂

من مامانم تا۹روز پیشم بود
زایمان اولم تا۴۶روز بود

من خونه خودمم
تو روز مامانمم اینا پیشمن😅

من 14 روز اول ک بیمارستان بستری بودیم چون زایمانم دیر شد بچه عفونت رفته بود توو خونش بعد ک به لطف خدا خوب شد مستقیم از بیمارستان اومذیم خونه مامانم تا 45 روز اینجا بودم ظهر عاشورا رفتم خونه خودمون تا فردا عصرش دیدم نمیتونم نگه دارم دوباره از جمعه غروب اومدم خونه مامانم
حالا هی باید برم بیام تا کم کم بچه ی کم خوابش اینا درست بشه وگرنه من نمیتونم کار من نیست چون شوهرم توو بچه داری اصلا کمک نمیکنه مادر شوهرمم تنها کمکش اینه ک همش بگه شیر بده ب بچه

ما معمولا مامانمون میاد پیشمون

من مامانم تا ۱۰ روزگیم بود رفتش...
من موندم و بچه هام

فعلا مامانم پیشمه
یه هفته ام شاید من برم خونه اونا

سوال های مرتبط

مامان ❤حدیث و ماهلین مامان ❤حدیث و ماهلین ۵ ماهگی