زایمان سزارین تو بیمارستان نیکان حکیمیه (پارت ۳)
دیگه اومدم تو بخش و تو یه اتاق دوتخته و بعد چند ساعت منو بردن تو اتاق یه تخته خصوصی و این بین تخت منو کوبیدن تو دیوار که واقعا درد وحشتناکی توی شکمم داشتم اون لحظه که باعث شد کلی گریه کنم ،البته اون خانمه کلی معذرت خواهی کرد اما خوب کاری بود که شده بود !
بعد که دخترم اومد گفتن شب باید بره و یه نفر همراه داشته باشید
درصورتی که قبلاً موقع درخواست اتاق خصوصی من بهشون گفته بودم که شرایطم اینطوریه و برای همین اتاق خصوصی میخوام ! همه ام گفته بودن اوکی !
حالا اومده بودن میگفتن باید اتاق وی آی پی بگیرید که بتونی دخترت رو همراهت داشته باشی و خوب چون دیگه شب شده بود و فردا ظهر هم ترخیص می‌شدیم اصلا به صرفه نبود اون همه هزینه
منم دخترمو نگه داشتم اما پرستار شب کلی باهامون لج کرد و همش میومد اذیت میکرد که واقعا این رفتار آزاردهنده بود واسم اون موقع
کاش یکم درک بیشتری داشتن برای مادری که تازه زایمان کرده و خودش کلی درد داره و کلی هورمون و تغییر و از اینطرف هم بچه ای که به شدت اضطراب جدایی داره!
خلاصه که گفتن هزینه ی دوتا همراه رو حساب میکنیم و اینطوری رفع شد
من چون چسبندگی داشتم بخاطر همین دردم هم بیشتر بود ،اما هر وقت میخواستم میومدن مسکن میزدن و شیاف هم میزاشتن
خیلی زیاد درد نداشتم و قابل تحمل بود. اون موقع بود که گفتم همون بهتر که پمپ درد نگرفتم

#زایمان #سزارین #بارداری #نوزاد

۱ پاسخ

عزیزم بعد عمل جوراب واریس دادن بهت؟

سوال های مرتبط

مامان سارینام🩷 مامان سارینام🩷 روزهای ابتدایی تولد
پارت دوم سزارین
خب ادامه…دیروز رفتیم پرونده تشکیل دادیم کلا ی ربع طول نکشید هزینه بیمارستان با بیمه تامین اجتماعی اول کار یه۴۲میشه حالا طبق چیزایی که استفاده میشه تو اون شبی که بستری هستین برای فردا هزینه نهایی مشخص میشه که تسویه میکنید مرخص میشید مثلا شما۴۲میدی پرونده تشکیل میشه میری برا زایمان اگه تو اتاق عمل بگی پمپ درد برات بزنن یا وقتی میری زایشگاه اتاقی که میگیری بگی خصوصی یا وی ای پی باشه این هزینه ها اضافه میشه و موقع ترخیص حساب میشه من یه انژوکت خراب شد موقع رگ گیری یکی دیگه زدن حساب کردن😂خب درمورد هزینه های اتاق خصوصی بگم اتاق معمولی بیمارستان اصفهان همشون دو تخته بودن اکثرا اتاق خصوصی داشت هزینش شبی۴بود واتاق وی ای پی که تزئین شده بودشبی۱۵ولی اینجا یه نکته ای بگم بهتون من دوستم ماه پیش عسگریه سزارین شد اتاق خصوصی گرفت شبی۲۵ولی هرچندتا که میخواست از همون اول میومدن تو اتاق پیشش شب نمیزاشتن مرد بمونه ولی دوتا همراهو میراشتن بمونه ولی اصفهان اینجوری نبود فقط ساعت دوونیم تا چهار تایم ملاقاتی بود اتاق خصوصیم فقط اون تایم میشد بیان دیدنت فقط فرقش این بود دوتا همراه میراشتن پیشت بمونه علنن نمیصرفید اتاق خصوصی بگیری چون همسر هم شب نمیتونه بمونه اصلا اپشنی نداشت خلاصه من‌میخاستم خصوصی بگیرم که خونواده ها ازول باشن ولی دیدم اینجوری نیست اتاق معمولی گرفتم دوتخته بود ولی خب اتاقاش کلا کوچیک بود جای کمی داشت گل اینا ک میارن برا ملاقات اصلا جا نبود بزارم و بعد ساعت ملاقات مجبور شدم همه رو بدم همسرم ببره یکیشم نمونه ادامشو تو‌پارت بعدی میگم
مامان فاطمه مامان فاطمه ۵ ماهگی
تجربه زایمان توی کلینیک اصفهان یا بیمارستان اصفهان( پارت دوم)
چیزهایی که راضی نبودم : اتاق های عمومی بیمارستان به شدت کوچیک بودن و فضای خیلی کمی داشتن تو هر اتاق ۲ نفر بود ما با اینکه از اول اتاق خصوصی میخواستیم و از روز قبل هم این موضوع رو گفته بودیم اما چون خیلی کم اتاق خصوصی داشتن اولش بهمون ندادن کلا ۲ تا اتاق خصوصی داشتن و یدونه اتاق خصوصی تزئین شده و به ما هرچی گفتیم بدین اتاق رو اون روز ندادن تا بلاخره انقدر پیگیری کردیم که دادن به زور بهمون ، من پمپ درد چندین بار گفتم از قبل که می‌خوام و بهم گفتن تو اتاق عمل بگو اونجا هم ازم پرسیدن و گفتم بهشون که میخوام اما در آخر هم بهم ندادن و من سر همین خیلی خیلی ناراضی بودم چون بعد عمل به شدت درد داشتم و پمپ درد واسم نیاوردن هیچی هم واسم جواب گو نبود تا در آخر یدونه آمپول عضلانی زدن تا آروم شدم، باید چندین بار به پرسنل می‌گفتیم یه کاری رو انجام بدن تا بلاخره بیان و انجام بدن، برای تمیز کاری اتاق ها فقط مرد بود و هربار مجبور میشدیم حجاب بگیریم، تخت داخل اتاق ها کاملا قدیمی بود و داخل دستشویی پدال گذاشته بودن برای باز کردن شیر و این فوق العاده اذیت کننده بود چون برای ماهایی که سزارین هستیم این خیلی اذیتم کننده هست که بخوایم پامون رو تا این حد باز کنیم تا برسه به پدال، اینکه همسرم بخواد بیاد پیشم رو خیلی سختگیری میکردن و قبلش گفته بودن مشکلی نداره تا قبل از رسیدن به بخش همسرم پیشم باشه اما همون پایین بهش اجازه ندادن بیاد بالا و دیگه به زور و با مخفی کاری پرسنل همسرم تونست بیاد بالا بچه رو ببینه وگرنه اصلا بهش اجازه نمیدادن تا زمان ملاقات و کلا همه آقایون هم سر همین از پله ها میومدن که جلوشون گرفته نشه
مامان فسقلی مامان فسقلی ۹ ماهگی
بیمارستان نجمیه تهران:
اتاق عمل کامل مجهز برای من سزارین اورژانسی شد دو نفر دکتر متخصص زایمان بودن و همزمان متخصص اطفال هم تو اتاق عمل بود و متخصص بیهوشی و حدودا تو اتاق عمل ۱۰ نفر بودن
برخورد پرستار ها و ماما ها (البته نه همشون) در کل خوب بود
دکتر قادری قبلش خوب بود ولی موقع زایمان اخلاق نداشت ولی تخصصش خوب بود
اتاق های بخش کوچک بودن و تو هر اتاق دو نفر بودیم
تفاوت اتاق vip با معمولی این بود که داخل اتاق vip توالت فرنگی داشت و پنجره به سمت خیابان بود و همراه آقا میتونست بیاد و تک نفره بود
سزارین با اتاق معمولی و پمپ درد و شکم بند و جوراب واریس و دارو ها حدود ۷ تومن شد
بخش دائم نظافت میشد و تمیز بود
و پرستار های بخش مدام سر میزدن و پیگیر بودن
ولی قبل زایمان شب بلوک زایمان بیمارستان سوت و کور یه اتاق ۵ تخته بودیم با ۳ نفر بیمار ماما هم خواب
اتاق سزارین و طبیعی هم جدا بود و نمیذاشتن همراهم بیاد داخل
اتاق زایمان یه تخته و دو تخته هم بود ولی خوب خیلی خلوت بود اون روز فقط من طبیعی بودم
ساعت ۷ صبح تا ۲ دکتر متخصص تو بلوک زایمان بود
مامان دونه(نلین)👶 مامان دونه(نلین)👶 ۲ ماهگی
زایمان پر چالشم #پارت دهم
از اتاق عمل که اومدم همه خونوادم منتظر بودن و کنارم بودن اما نی نی نبود منم که نمیتونستم حرف بزنم تا اینکه شنیدم بچه تا ۱ساعت زیر اکسیژنه...همسرم اومد کنارم گفت خدا خیلی بهمون رحم کرد...نی نی مدفوع کرده بوده و گفتند خیلی خطرناک بوده اما چون تازه این اتفاق افتاده مشکلی نیست و برای احتیاط بچه ۱ساعو زیر اکسیزن هست...بعد ۱ساعت بچه رو ا وردن و پرستار اومد واسه شیردهی که خداروشکر ظاهرا اغوز داشتم ...این بود ماجرای زایمان پر چالش من
در کل از سزارین راضی ام از دکترم خیلی راضی بودم و خداروشکر میکنم که بهمون رحم کرد و اتفاق بدتری نیوفتاد....همسرم گفت تو که اتاق عمل بودی هرچی منتظر شدیم خبری نشد تا اینکا پرستار اومد گفت بچه مدفوع کرده و همه خونوادم خیلی نگران شده بودن و ترسیدن..مادرم کلی گریه کرده بود همسرم به شدت ترسیده بود..و من از همه جا بی خبر بودم چون هیچی به من نگفتن تو اتاق عمل هبچی نگفتن که من بفهمم ...همه چی اوکی به نظر میرسید..به جز اون تعداد مردی که اونحا بود و من کلی معذب بودم که لخت بودم پیش اونا و خیلی خیلی حس بدی داشتم
#فرزند پروری#زایمان#سزارین#عمل
#اتاق عمل
مامان محمد مسیحا 💙 مامان محمد مسیحا 💙 ۱۰ ماهگی
تجربه زایمان سزارین در بیمارستان تریتا پارت ۲

ولی تریتا واقعا اینطور نبود پرستار بارها سر میزد بهم حالم رو می‌پرسید نکات شیردهی رو بارها گوش زد میکرد و چندین بار توضیح میداد بدون خستگی یه خوبیه بیمارستان این بود که محورشون شیره مادره ‌و اصلا استفاده از شیشه شیر و شیر خشک تا اونجایی که من فهمیدم ممنوع هستش... حتی کلیپ های آموزشی شیردهی برام گذاشتن و پرستار برای اینکه بفهمه من متوجه شدم یا نه اومد ازم پرسید چه چیز هایی فهمیدم و باز خودش اون فیلم هارو بهم توضیح داد هم به خودم هم مادرم که همراهم بود... من اتاق خصوصی گرفته بودم و واقعا شرایط رفاهی خوبی داشت همراه جاش خیلی راحت بود اتاق سرویس بهداشتی جدا داشت کمد های زیاد و جدا داشت تلویزیون داشت روشویی جدا تو یه اتاقک جدا داشت که همه اینا با هزینه به صرفه تر از اتاق vip بود خیلی دوست داشتم امتحان کنم اتاق های vip رو ولی احتمال دادم شاید اتفاق غیر منتظره بیوفته و هزینه ها بره بالا برای همین منصرف شدم چون بیمه تکمیلی به اتاق vip تعلق نمیگیره... ولی اتاق های معمولی هم دو تخته بودن که اونروزی که من بستری بودم کلا دو تا اتاق خصوصی پر بود با یه اتاق دو تخته که یه نفر توش بود یعنی کلا خلوت بود و جالب بود پرسنل هر رفتاری با منی که خصوصی گرفته بودم داشتن با اتاق عادی هم داشتن یعنی با اونا هم خوش اخلاق بودن...
مامان آرام مامان آرام روزهای ابتدایی تولد
چون قول داده بودم بیام بگم از میزان رضایتم درباره بیمارستان نیکان حکیمیه ،تو دو سه تا تاپیک می‌زارم تجربه مو که شاید بدردتون خورد
عمل من رو گفته بودن ۷ صبحه ،۴ باید بیمارستان باشیم برای پذیرش
من نفر اول بودم اما چون ینفر از شب قبل بستری شده بود و صبحم عمل داشت اون نفر اول شد ،تو خود بلوک زایمان رفتارشون خوب بود و به مقدار سوال پرسیدن و مدارک رو گرفتن ،یکی از خانما که مریض دکتر من بود گفت سوند رو برای من تو اتاق عمل بزارین و یکم اصرار ،به دکتر زنگ زدن اجازه بگیرن که دکتر گفت همه مریضامو اتاق عمل میزاریم
منو ساعت ۸ بردن اتاق عمل ،با دکتر بیهوشی صحبت کردم دوباره و در نهایت قرار شد از کمر بی حس کنن ،و خدایی ام دکتر خوبی بود
گفت ریزترین سوزن رو برات میزنم
دردش کاملا در حد تحمل بود و خیلی زود تموم شد
بچه های اتاق عمل هم خوب بودن رفتارشون و دکترمم اومد و عمل شروع شد ( من چون چسبندگی خیلی زیادی داشتم خیل بعمل سختی بود و خونریزی قطع نمیشد و به شدت ازم خون می‌رفت و بخاطر همین کلی آمپول و قرص دادن که جلوی خونریزیم گرفته بشه و واقعا اونجا بود که خدارو شکر کردم دکترم واقعا پنجه طلاس که تونست از پس عمل بربیاد و طوری رفتار میکرد که هیچ اتفاقی نیفتاده ) دیگه بچه رو بدنیا آورد و اذان رو گفت
ولی بعد عمل خیلی بهم تاکید کرد دیگه بچه نیارم چون خطرناکه
اینم بگم که اینجا بود که از شب قبل با هوش مصنوعی صحبت کرده بودم و خیل بدردم خورد (حالا تاپیک بعدی میگم چی شد )

#زایمان #فرزندپروری #مادروکودک #بارداری #سزارین
مامان آرام مامان آرام روزهای ابتدایی تولد
زایمان سزارین تو بیمارستان (پارت ۲)
من چون خیلی گیج شده بودم برای انتخابم که بی حسی بشم یا بیهوش ،رفتم با هوش مصنوعی صحبت کردم که باعث شد اطلاعات خوبی پیدا کنم
من سر زایمان اولم چسبندگی داشتم و بیحسی بودم اما درد داشتم وسط عمل و حالم خیلی بد شد و عرق شدید کردم و مجبور شدن بیهوشم کنن
خوب اینطوری عوارض بیحسی و بیهوشی رو داشتم و در نتیجه بعد عمل خیلی سخت گذشت و حسابی اذیت شدم و کلی اورژانس و دکتر و اینا رفتم تا کمی بهتر شدم
اما هوش مصنوعی بهم گفت بخاطر چسبندگی که داشتی طبیعی بوده فشار بیارن بهت و تکون هارو حس کنی و حس بدی بهت دست داده و در نتیجه فشارت افتاده و ترسیدی و این باعث شده بیهوشت کنن ،گفت این هارو و ترست رو تو اتاق عمل به مشاور بیهوشی بگو که بدونن دقیقا از چی می‌ترسی
تازه بهم گفت تو همچین مواقعی میان داروی آرامبخش تزریق میکنن که استرس نداشته باشی
و دقیقا همینطور شد ،من به متخصص بیهوشی همینارو گفتم و اونم داروی آرامبخش زد و تونستم بیحسی اسپاینال رو تحمل کنم و حتی بعدشم حس بهتری داشتم
اگه می‌ترسین و استرس دارین حستون رو حتما باهاشون درمیون بزارین
خلاصه از اتاق عمل اومدم بیرون و رفتم ریکاوری
من چون دخترم اضطراب جدایی داره و خیلی بهم وابسته اس خیلی واسم مهم بود که اتاق خصوصی داشته باشم که با مامانم پیشم بمونه اونم واسه همین چندین مرتبه درخواست اتاق خصوصی دادیم و گفتن اولویت با کسایی هست که زودتر بگن
خلاصه اگه اتاق خصوصی می‌خوایین باید زودتر بگین ،البته عملتون هم باید صبح زود باشه چون خیلی سریع پر میشه اتاق خصوصی

#زایمان #سزارین #نوزاد #بارداری
مامان پناه کوچولو🩷👧🏻 مامان پناه کوچولو🩷👧🏻 ۱۵ ماهگی
تجربه زایمان سزارین پارت ۳
رفتم تو اتاق عمل واسم آمپول بیحسی زدن اصلا نفهمیدم ۵ دقیقه ای هم پاهام بی حس شدن و پرده کشیدن و عمل رو شروع کردن من تازه داشتم در و دیوارارو نگاه میکردم که شکمم رو به تکون هایی دادن و صدای گریه بچه شنیدم دیگه اوردنش چسبوندنش به صورتم حتی تو اتاق عمل گذاشتنش رو سینم شیر بخوره من با نینی درگیر بودم که پردرو برداشتن و گفتن تموم شد رفتیم ریکاوری
تو ریکاوری گفته بودن میلرزیدو اینا لرزش در حد وقتی که تب و لرز میگیری و چیز خاصی نبود
باد ۱ ساعت اوردنم تو بخش
شوهرمو مامانمو دیدم بهم گفته بودن سرتو بالا نگیر که سردرد نگیری منم سرمو بالا نگرفتم اما خیلی حرف زدم سردرد نگرفتم چون پمپ درد و اینا گرفته بودم درد خاصی مداشتم موقع راه رفتن هم بخاطر پمپ درد بازم درد نکشیدم خلاصه که همه چی راحت بود من خودمو واسه بیشتر از این ها آماده کرده بودم اما همه چیز قابل تحمل بود و من الکی گندش کرده بودم به نظرم حتما پمپ درد بگیرید
مامان ✿ 𝒩𝒾𝓁𝓂𝒶𝒽 ❀ مامان ✿ 𝒩𝒾𝓁𝓂𝒶𝒽 ❀ ۷ ماهگی
تجربه زایمان پارت پنجم
شوهرم اتاق خصوصی گرفته بود با دیزاین و اینا و اون اتاق خصوصی تو بخش آی وی اف بود خواهرشوهرم کلی منت کرده بود که چون من اینجام دادن به شما وگرنه نمیدادن اینم که قبل اینکه من بیام اومدن گفتن اینجا همه ببخشید نازا هستن بچتون چشم میخوره چون آشنای فلانی هستین برین بخش زایمان تا بچتون چشم نخوره!! دکور رو کندن و اتاق ما شد اتاق سه تخته که دو تختش خالیه و پول اتاق خصوصی رو ازمون گرفتن اینم فایده آشنا داشتنمون😂 اگه ماساژ رحم رو در نظر نگیریم درد بعد عمل مداوم ولی قابل تحمله من قشنگ حرف میزدم و سرحال بودم نمیدونم بستگی به بدن داره یا به خاطر پمپ درد بود پمپ درد واسه من ۱۲ ساعت کار کرد. سرم واسه جمع شدن رحم هم زیاد برام زدن چون میگفتن رحمت جمع نشده. درباره اینکه تا کی نباید چیزی بخورم هر پرستار یه چیز گفت یکی گفت الان میشه بخوری بکی گفت اخر شب یکی گفت فردا صبح اما هیچکس نیومد چیزی بده بخورم😂 خودم کمپوت گلابی و خرما و انجیر برده بودم همونو کم کم خوردم مامانمم پیشم بود. ۱۲ ساعت بعد عمل گفتن باید راه بری خیییییلی سخت بود اون لحظه فکر کردم تا اخر عمر دیگه نمیتونم راه برم اما تا رو پا وایسادم کلی خون ازم ریخت و پرستار گفت نمیخواد راه بری دراز بکش و رفت و دیگه سراغم نیومد کسی واسه راه رفتن تا ۶ ساعت بعد خودم گفتم مبخوام راه برم و به مراتب آسونتر بود اما بلند شدن از تخت تا فردا همچنان سخت بود برام. راه رفتن درد نداره اصلا فقط بلند شدن سخته