۵ پاسخ

اسم بیمارستان چی بود عزیزم؟
تهران ندیده بودم بیمارستانی اینقدر خلوت باشه که یه شب فقط یه نفر زایمان کنه!
شانست خوب بوده خداروشکر

موقع زایمان منم خلوت سکوووت،تنها زایمانی من بودم.یه ماما یه دکتر وچندتا پرستار در اختیار من بودن.خداروشکر خلاص شدم.بچمم از اولش تا آخرش پیش خودم بود از ثانیه اول گذاشتن رو شکم وسینم تا آخرش که مرخص شدیم پیشم بود خداروشکر

وای مثل من. منم سر زایمان دخترم. فقط من زایمان کردم کل سالن خلوت فقط ی ماما و من بودیم دم دمای بدنیا اومدن بچه هم پرستاران اومدن.

تو بهشت زایمان کردی😅چقدر خوب خلوت بوده ان شاءالله به سلامتی

وا چرا بخش نوزادان؟ اتاق خصوصی هم نباشه پیش مادر نباید باشه مگه؟
بچه منو از لحظه دنیا اومدنش دادن به خودم تاااا آخر که مرخص شدم
یعنی دنیا اومدن بردن چند متر اونور تر تخت نوزاد بود و گرم بود اونجا ولی جلوی چشمم بود تا نفسشو بیارن و دکتر چکش کنه تو اون مدتم بخیه منو انجام میداد
بعد دادن بغلم شیرش بدم یه بار فقط رفتم سرویس بچه رو برداشت گذاشت دوباره همونجا که گرم بود
برگشتم گفت غذاتو بخور بچه رو ولش کن اخه از حال رفتم یه بار
لباساشو یکم بعد اومدن پوشوندن باهم رفتیم بیرون دیگه تا اخر کنار خودم بود اصلا با بچه کار نداشتن
اتاق خصوصی هم نبود ولی تو تر اتاق دوتا تخت بود فقط
پنج روز و چهار شب اونجا بودم که دوروز و سه شبش تخت بغلی خالی بود تو اتاق فقط من بودم🦦😂
ولی از شانس من اون روزی که زایمان داشتم بخش زایمان شلوغ ترین روز کاریشون بود خودشونم میگفتن امروز سرمون خیلی شلوغه زایمان زیاد داریم😂
بعد راهرو دو قسمتِ دسگه سمت راست زایمانیا بودن سمت چپ اونایی که باردار بودن ولی مشکل داشتن با سقط کرده بودن از شانس منم اون دست بودم چون میکم خیلی شلوغ بود جا نداشتن اون روز
ولی به قول خواهرم بهتر شد چون اون دست همش صدای گریه بچه میومد اینور راحت بودیم
اتاق من فقط زایمانی میاوردن تو این دست راهرو

سوال های مرتبط

مامان توت فرنگی مامان توت فرنگی روزهای ابتدایی تولد
سلام تجربه ی زایمان توی بیمارستان سعدی اصفهان و میزارم شاید به کسی کمک کنه.
اول اینکه صبح که برای پذیرش رفتیم بیمارستان بی نهایت شلوغ بود کلی معطل شدیم و زایشگاهم خیلی شلوغ بود تخت نبود به من گفت بشین روی صندلی.
توی گهواره گفته بودن پمپ درد نمیزاره بیمارستان ولی من توی ریکاوری گفتم درد دارم با اینکه نگفتم پمپ درد برام بزارین گفتن همراهم خرید و برام وصل کردن واقعا مثل معجزه بود و دیگه کلا درد نداشتم بعدش.
سوندم برام وصل نکردم کلا هر کس توی زایشگاه بود براش سوند نزاشتن اون روز.
بیهوشی هم انتخابی بود خود دکتر گفت چه روشی میخوای گفتم بیهوشی کامل و کامل بیهوش کردن.
ولی پرسونل خیلی حرفه ای بودن با وجود شلوغی کاملا سریع کارا رو انجام میدادن.پرستار از موقعی که از ریکاوری اومدم تو اتاق تا موقع ترخیص خودش همه کارای من و انجام داد جوری که اصلا نیاز به همراه نبود.
اتاق هم اول میخواستیم خصوصی بگیریم ولی خیلی کوچیک بود برای همین اتاق  خصوصی توی بخش وی ای پی گرفتیم ولی هیچ آبشنی نداشت برای همین قیمتش خیلی با اتاق خصوصی معمولی فرقی نداشت فقط توی بخش وی ای پی بود و کمی بزرگ تر. یه سری اتاق ها بود که بهش میگفتن اتاق وی ای پی اون هزینش خیلی بالاتر بود و آبشن های زیادتری داشت و خیلی هم بزرگ تر بود
مامان آرام مامان آرام ۱ ماهگی
زایمان سزارین تو بیمارستان نیکان حکیمیه (پارت ۳)
دیگه اومدم تو بخش و تو یه اتاق دوتخته و بعد چند ساعت منو بردن تو اتاق یه تخته خصوصی و این بین تخت منو کوبیدن تو دیوار که واقعا درد وحشتناکی توی شکمم داشتم اون لحظه که باعث شد کلی گریه کنم ،البته اون خانمه کلی معذرت خواهی کرد اما خوب کاری بود که شده بود !
بعد که دخترم اومد گفتن شب باید بره و یه نفر همراه داشته باشید
درصورتی که قبلاً موقع درخواست اتاق خصوصی من بهشون گفته بودم که شرایطم اینطوریه و برای همین اتاق خصوصی میخوام ! همه ام گفته بودن اوکی !
حالا اومده بودن میگفتن باید اتاق وی آی پی بگیرید که بتونی دخترت رو همراهت داشته باشی و خوب چون دیگه شب شده بود و فردا ظهر هم ترخیص می‌شدیم اصلا به صرفه نبود اون همه هزینه
منم دخترمو نگه داشتم اما پرستار شب کلی باهامون لج کرد و همش میومد اذیت میکرد که واقعا این رفتار آزاردهنده بود واسم اون موقع
کاش یکم درک بیشتری داشتن برای مادری که تازه زایمان کرده و خودش کلی درد داره و کلی هورمون و تغییر و از اینطرف هم بچه ای که به شدت اضطراب جدایی داره!
خلاصه که گفتن هزینه ی دوتا همراه رو حساب میکنیم و اینطوری رفع شد
من چون چسبندگی داشتم بخاطر همین دردم هم بیشتر بود ،اما هر وقت میخواستم میومدن مسکن میزدن و شیاف هم میزاشتن
خیلی زیاد درد نداشتم و قابل تحمل بود. اون موقع بود که گفتم همون بهتر که پمپ درد نگرفتم

#زایمان #سزارین #بارداری #نوزاد
مامان آرن مامان آرن ۶ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی من #پارت_آخر
از اونجایی که هیچ بی حسی درست و حسابی نداشتم تمام بخیه زدنای دکترمم حس کردم. واقعا از درد کشیدن خسته شده بودم. پرستار یا ماما هر کاری میخواستن بکنن میپرسیدم اینم درد داره؟ دیگه از دست من خندشون گرفته بود 😂 بعدا متوجه شدم مامانم و مادرشوهرم هم پشت بخش زایمان منتظر ما بودن و تمام جیغای منو شنیده بودن. تو کل دوره زایمانم از من خواسته بودن سزارین بکنم و من با پررویی گفته بودم که نه من طبیعی بچمو به دنیا میارم و این حق طبیعی بچه اس که من ازش نمیگیرم و این حرفا.
دکترم در کنار بخیه درمانی، بخیه زیبایی هم زد و به خاطر همین روند بخیه زدنش یکم طول کشید. ماما ها ۲ بار و پرستار یک بار ماساژ شکمی هم دادنم که واقعا در مقابل درد زایمان میتونم بگم هیچ دردی نداشت. خلاصه درسته که زایمانم دردناک بود ولی خداروشکر سرعت پیشرفتم خیلی خوب بود و من الان هم برگردم عقب بازم زایمان طبیعی رو انتخاب میکنم. درسته که بخیه هام کمی اذیتم میکنن ولی من از وقتی از بیمارستان مرخص شدم تمام کارای خودم رو انجام دادم و با وجود اینکه چندین روزه خونه مامانم اینا هستیم و مامانم و بابام کمکون هستن اما بیشتر کارای پسرم هم خودم انجام میدم.
اینم بگم که هر چقدر از بخش زایمان بیمارستان آرام راضی بودم؛ از بخشش ناراضی بودم. من اتاق خصوصی گرفته بودم اما امکانات کافی نداشت و پرستار ها هم رسیدگی خوبی نداشتن. البته من ظهر فردای زایمانم مرخص شدم و زیاد توی بیمارستان نبودم.
این بود تجربه زایمان طبیعی من 😊
مامان نهال مامان نهال ۱ ماهگی
تجربه زایمان در بیمارستان عدل

من ۱۰ روز پیش تو بیمارستان عدل تهران زایمان کردم، واقعیت کامنتهایی که قبلش درباره این بیمارستان خونده بودم خیلی من و ترسونده بود و الان بنظرم باید نظر خودم رو خیلی واقعی و بدون جهت گیری بگم

توی دو روزی که خودم اونجا بستری بودم ( یه شب بلوک زایمان و یه شب بخش وی آی پی بعد زایمان ) به شدت از رسیدگی پرستارها و رفتارشون راضی بودم، همه‌شون هوای.من و خیلی داشتن، دختر من ۵ شب ان آی سیو و ۱ شب برای زردی هم بستری بود که مجددا از تمام پرسنل اون بخش هم راضی بودم، تجربه اتاق وی آی پی خیلی خوب بود و برگردم عقب باز هم همین اتاق رو می‌گیرم.

نه تو اتاق عمل اذیت شدم و نه کسی باهام بدرفتاری کرد

نکات منفی هم بخوام بگم اینه که قیمتهایی که از بخش یا ترخیص می‌پرسید خیلی درست جواب نمی‌دن و مثلا چند ساعت بعد می‌فهمیدیم قیمت فلان اتاق بیشتر بوده پس اگر رفتید ازشون بخواید که قیمتهایی که بهتون میگنرو دقیق با بخشش چک کنن و بهتون درست بگن

اگر هم بتونید بیمه تکمیلی که با بیمارستان قرارداد داشته باشه، باشید که خیلی به نفعتون میشه، اگر خدایی نکرده بچه‌تون نیاز به بستری تو آن آی سیو هم داشت، سریع برید شناسنامه‌ش رو بگیرید و بیاریدش زیرمجموعه تکمیلی خودتون که مستقیم با بیمه حساب کنن و هزینه ش خیلی خیلی مناسبتر در میاد

در کل متوجه شدم که هرکس با توجه به سختگیری‌ها و حساسیتهای خودش نظر میده و اصلااااا نمیشه نظر آدما رو ملاک قرار داد، هرجا خوبی بدی داره ولی خیلی رو حرف بقیه حساس نشید، من خودم سر انتخاب بیمارستان خیلی سردرگم بودم بخاطر نظرات بقیه مخصوصا تو گهواره ولی الان از انتخابم بشدت راضیم
مامان Anya مامان Anya روزهای ابتدایی تولد
پارت سیزدهم تجربه زایمان


خلاصه از زایشگاه بردنم به بخش عمل سزارین، تو راه مامانم رو دیدم و دوباره بغلم کرد و راهیم کرد داخل بخش... و دوباره ما داستان توقف صندلی چرخدار در جای غیرمنتظره رو داریم... مامایی که منو آورده بود هی میگفت زود باش دکتر عجله داره ولی من اونجا هیچچچ عجله ای ندیدم .. تو راهروی اون بخش یسری صندلی چیده شده بود ، بهم گفت از صندلی چرخدار بیا پایین و اینجا منتظر بمون... خودم که دیگه حالم از کلمه انتظار بهم میخوره ... منم با یه کیسه سوند که بهم وصل بود و یه سرم خالی که با لوله هاش و آنژیکتش هنوز به دستم وصل بود و درد و کیسه آبی که هنوز ازش آب می‌ریخت از صندلی چرخدار پاشدم و روی صندلی های اون بخش نشستم... اوففف که نگم از سرمای اونجا ، انگار تو یخچال بودم... مثل اینکه اتاق عمل از عمل قبلی کثیف شده بود و کسی که مسئول تمیز کردن اونجا بود نیومده بود و هیچکی هم گردن نمی‌گرفت که بره تمیز کنه😑
و تازه اونجا بود که ساعت رو دیدم... اونا دیشب گفته بودن اگه تا ۸ صبح زایمان طبیعی نکرد می‌بریم واسه سزارین ولی اون وقت ساعت نزدیکای ۱ ظهر بود...