۱۲ پاسخ

فقط ب شوهرت یاهرکی که رانندگی میکنه بگو اروم برونه

نترس بابا من سربچه اولم مثل تو بودم منم خونم اسد اباد مامانم اینا اهواز اون موقع تو اوج گرما و ویار شدید رفتم اهواز دوماهم بود بعدش چهار ماهگی برگشتم

مگه با شوهرت نرفتی

خو بمون همونجا خونه مامانت اینا

ترس نداره چون اصلا ربطی نداره. فقط سعی کم در طول مسیر هر دو ساعت یه بار یه کم پیاده شی یه قدمی بزنی

من بارداری قبلیم چهار بار رفتم شمال و اومدم بعدم ک بچم بدنیااومد تاالان ک هفت ماهشه پنج شیش بار رفتم و اومدم کل تایم بارداری قبلیم جنگ بود و استرس بعد جنگ
تازه ۱۸هفته بودم که بغل محل کارمو زدن همه چیز بهم ریخت رو سرمون ولی بازم بد به دلم راه ندادم
آنروز قبل از زایمان هم رفتم سرکار
ببین خودت باید خودتو سفت نگه داری
توکل کن برو عزیزم

خوبه ک همونجا واستا اکه حالت تهوع گرفتی اونا کنارت باشن

وااا هنوز خیلی زوده هیچی نمیشی

چرا می‌ترسی
منم ۹ هفته باردار بودم ۷ ساعت تو راه بودم تو ماشین

الان نرو

توکل کن به خدا ترس بدتر از هرچیزیه میگند از هرچی بترسی سرت میاد

چرا می‌ترسی برای راهش منظورته

سوال های مرتبط