۱۸ پاسخ

فاطمه اگر میتونی با مشاوره بچه صحبت کن
دوست من پسرش اینطوری شد
بعد کلی صحبت با مشاور فهمیده بود بچه بخاطز مثلا شیافیکه تو بیماری چندبار برا پسرش گذاشته حس تجاوز بهش دست داده و روحی بچه بهم ریخته و پسرفت تو پوشک و خیلی رفتارارو گرفته بود که خودش گفت با کمک دکتر رفع شد فقط دکتر خوب پیدا کن بدتر سردرگمت نکنن

عزیزم منم پسرفت خیلی وحشتناکی توی پروسه ترک پوشک داشتم دیگ کم اورده بودم خودمم یکم اوضاع روحی جسمیم بهم ریخته بود چند روز پیش رفتم مشاوره کودک از صحبت هام متوجه شدن هم خودم هم هانا استرس و اضطراب زیادی داریم برای هانا گفتش شمع فوت کردن روی کیک و ب مرور فاصله شمع رو زیاد کزدن و تلاش برای فوت کردن و شربت دیفن هیدرامین گفتن یکم ارامش بخش هست شبی یک قاشق مرباخوری من هنوز تست نکردم.قطار بازی بادکنک باد کردن به معنای دم‌و باز دم ب کنترل اضطراب کمک میکنه هنوز جلساتم تکمیل نشده

دل ارا هم بعد ی اتفاقی ک برای باباشدافتاد ترس داره از صدا می‌ترسه خونمون جا ب جا شدیم ی صدا ریز ک میاد میگه چیه میترسم تو اتاق نمیره میگه میترسم همش دارم با صحبت آرومش میکنم ولی بازم ترس داره

عزیزم چقد سخت🥲اگه اهل قصه س براش قصه بگو از صداهای بلندی که طبیعین و ترسناک نیستن
این که دلمون تکون بخوره طبیعیه ولی خطری نداره و امنه

عزیزم پسر منم ب خاطر جنگ اینجوری شده بود
تنها کاری ک تونستم بکنم ک ارامشش برگرده روزا اهنگ میزاشتم باهم میرقصیدیم و موقع خابشم اهنگ لالایی میزاشتم
موسیقی خیلی ارامبخشه
حالا میخای شماهم امتحان کن

فاطمه جان بنظرم یا مشاور کودک در ارتباط یاش
تا اون زمان هم کنارش باش تا احساس امنیتش بیشتر شه

فاطمه جان بنظرم با مشاور کودک صحبت کن
دیگه اینجا تهش همدلی و همدردی ئه
کسی تخصصی راهکارش رو نداره

پسرمنم یه مدت ناخن هاشو میخورد که انگشتش خونی میشد ولی به باباش رفته اونم ناخنش رو میخوره فکر نکنم از اظطراب باشه پسر من جایی تنها نمیذارمش و پسر با اعتماد به نفس و شیطون و اجتماعی هست اینارو گفتم که بگم استرسی و ترسو نیست که ناخن خوردنش از اون باشه میگن اگر اظطراب و استرس داشته باشن شب ادراری میگیرن

منم حس میکنم دخترم اظطراب داره

کاش خونه نمیمومدی میرفتین خونه بابات تا تخریب تموم میشر

عزیزممممم
من این حال و درک میکنم چون بارها تجربه کردم و تو تنهایی با خودم درمورد رفتارهای خودم با نورا فکر میکنم
این اضطراب ممکنه بخاطر هر تغییر کوچیکی باشه که تو خونه یا شرایط بوجود اومده
برای اینکه حواسش از این کار پرت بشه و دستهاش مشغول کار بشه بازیهای جایگزین بزار مثل خمیر بازی یا توپهای نرم ضد استرس

از چیزی ترسیده،یا مثلا کسی خواسته دعواش بکنه از چیزی ترسونده مثل سگ ینا؟

به نظرم دلبستگی باعث شده یا ب خودت یا ب باباش

ریشهٔ ترس و اضطرابش خب فک می‌کنی کجاست؟
بخاطر صداهای بلند؟
بخاطر ترک پوشک؟

مگه چی شده فاطمه؟؟

منم نیاز دارم😔

نزاربخوره من بابام ازبچگی میخورد مامان بزرگم تعریف میکنه هنوزم میخوره

خب فکر میکنه ریشه ی ترس و اضطرابش چیه؟

سوال های مرتبط