۹ پاسخ

سخت نگیر ..قبول کن که بچه جاریم فقط ۷ سالشه نمیتونه این ماها بغل بگیره
الان مال من ۹ سالشه هنوز نمیتونه همینجوری که تو میگی بگیرتش؛
بعدشم بچه ات قراره بین‌چند نفر‌بزرگ بشه اینجوری سخت بگیری نمیتونی زندگی کنی؛تا حدودی کنترل کن ولی نه جوری که خودتو مریض کنی

خانواده شوهر منم همینجور هستن وقتی چله بود ب زور بیدارش میکردن دیک خوابش یکسره خراب بود انگار همش کابوس میدید استرس اینو داشت کسی بیدارش کنه الان کلا خوابش سبک شده تا دستش میزنم میپره از همون اول خرابش کردن مادر شوهرم چنان با لحن تند صحبت میکنه باهاش یا میزنتش ولی نمیتونم چیزی بگم از روزی ک زایمان کردم اینقدر بحث جنگ شده بینمون ک نگو ک دیگ خودم کوتاه اومدم فقط میگم خدای نکرده اتفاقی سر دخترم بیاد اون موقع دهن باز میکنم الان هرکاری میکنن بکن

وا رک بگو بهش نده دست بچه

وای بچه های جاری منم همینطورن چند روز پیش دخترش اومد بچه م را بذار زمین سرش را زد رو زمین .من واقعا کم اوردم از دستش

برا همه مون این مشکل وجود داره سعی کن ارتباط و کم کنی فعلا وقتیم جایی رفتی سعی کن بغل کسی ندی بگو خوابش میاد یا چند روزه یکم بیقراره با بهونه بگیر ازشون خودتو بچپون تو یه اتاق دیگه بگو شیر میدم بهش من اینجور موقع ها میرم بچه مو میگیرم میگم دلم میخواد توبغل خودم باشه ببخشید 😅

منم درد تورو دارم حالا بچه جاریت بچست گوش نمیده مال من خانواده شوهرم ارامشو ازم گرفتن بخدا نابودم

یعنی بچ ها واقعا زبون نفهم شدن خخخ حالا بچ های جاری من خودشون هی میان میگن بده هرچیم میگم کوچیکه گناه راره اذیت میشه هرچی مامانش میگ اصلا زبون نمیفهمن دیوانه میکنن ادمو،سعی میکنم کمتر ببینمشون ،ولی امشب یجا دعوتیم ازالان غصم گرفته

یکم بشینه چی‌میشع؟
من ک‌ بچم از همون دو‌سه ماهگی تا میخابوندیم جیغ میزد
میخاس بشینه
یکم میشوندم‌ولی با کلک‌میخابوندمش
یا یکم نرو بگو‌ حالم خوب نیس و‌...‌تا بچت بزرگتر شع جون بگیرع

ب مامانشم نده

سوال های مرتبط