۱۹ پاسخ

حالا دیگران سرزنش نکن
بچه من تو خونه خودم پیش خودم لبش خورد به تخت
منظورم این ممکن بود پیش خودتم اینجور بشه
حادثه و انفاق و پیش میاد
خدارو شکر چیزی نشده و به خیر گذشته
دیگه سرزنش و مقصر کی بوده نیست
عمدی نبوده که از قصد کسی بچه بندازه

عزیزم ببین مادرشوهرت ک از قصد این کارو نکرده شاید برا خودتم پیش میومد صدقه بده که خدا بهش رحم کرده

الهییی ..عزیزم اونام ک نمیخواستن چنین اتفاقی بیوفته ایشالا ک خیره خداروشکر الان حالش بهتره

حتما صدقه بده

فکرکن اگه پیش خودتم بود اینجوری میشد
اون که نمیخواسته اینجوری بشه نوه که خیلی عزیزه ببین چقدر ناراحتن الان

تو این لحظه ها فقط ترس بچه اذیتم می‌کنه . دخترم از رو کابینت افتاد کف آشپز خونه رو سینی کف دستش قاچ خورد آنقدر از خون ترسیده بود ک تا سه ساعت آروم نمیشد خودمم نزدیک بود پس بیوفتم کل آشپز خونه رو خون برداشته بود خدا رحم کرد بهم ک صورت مثل گلش خش نیوفتاد.

بمیرم الهی دیگ‌ دست کسی نده بچتو
خیر خوشی ندیده ها طفل معصوم به چه روزی انداختن

اخ الهییی😢😢😢😢😢 خب جایی ک مطمئن نیستی مراقبشن نذار بچه رو طفلی😢😢😢😢

عزیزم چقدررناراحت شدم صدقعه بده دیگه ام نده دست مادرشوهرت هرجا خودت بودی بچه باشه

پسرم ۹ ماه بود که طفلک تو حمام از بغلم خودم افتاد بالای لبش خورد شکاف برداشت. عقلی که کردیم بردین کلینیک خصوصی بخیه نزد سال۹۸ بود ۵۰۰ گرفت چسب زد بجای بخیه.خوب شد جاشم نموند


ولی هیچ وقت اون صحنه از ذهنم نمیره خودن همه جا رو برداشته بود با دیدن صحنه صورت خونی بچم خودم از حال رفتم

مقصر نشون کسی پیش میاد من الان دختر به کسی نمیسپارم ماشالله از داداش خیلی شیطون تر سر همین یه دقیقه ولش نمیکنم

بلادورباشه گلم خداروشکرک بخیرگدشته اماشماخیلی سختت بوده قطعامنم یباردخترم گذاشتم تواتاق پیش عمه شوهرم ومادرش وخواهرش فقط۱ثانیه بودک برم دستشویی پارسال ۱۸تیرماه منم هنوزواردتوالت نشدم ک دیدم جیغ مهدابلندبلند۱۰ماهش بودرفته بوداتاق دستش گذاشته بودروی اتوداغ ک عمش داشت لباس اتومیکزدوخیاطی میکردن اومدم خونه همه روشستم گفتم مگ کوریدنمیبینیدفلان وبمان سریع اوردم توکوچه پمادالفازدم خوراکی خریدم براش خواستم بیام خونمون مادرش هی میگفت نرونرو سریع دستش گذاشتم توسفیده تخم مرغ وبردم توکوچه ک خنک تربودهوا باهمشون دعواکردم وغیص کردم ورفتم توقبافه دیگ ازاون به بعدپیش هیچکدوم نمیرارمش تاخیلی هم تیکه مینداختم به همشون مخصوصا عمه مهدا ومیریدم بهش هیچوقت دیگ نزارش جایی الان من حتی ب شوهرمم اطمینان نمیکنم بدم ببده باموتوربیرون بدون خودم یاتنهابزارمش خونه پیشش مگردخترم خواب باشه فقط بااینک هواسش هست امانمیزارم همیشه وهمه جا باخودمه باکالتسکه حتی شده برم دکتریک نفرباخودم میبرم تومطب تاچندلحظه هواسش باشه بهش وبرگردم زودحتی یکباررفتم دندونم کشبدم بعلش کردم توبغلم وکارم انجام داددکتروکلی تحسینم کردبابت اینکارم

وای بمیرم الهی مو های تنم سیخ شد بمیرم براش😭😭😭

منم لب دخترم رو شیر خوار که بود دو سه بار بردن اتاق عمل بخیه زدن. میتونم درک کنم چی کشیدی عزیزم

اگر پیش تو بود تا الان لب تورو هم پاره کرده بودن
دیگه دست کسی نده بچتو
انشالله حتا جای زخمش نمونه

بمیرم برای حال دلت😭 یه صدقه براش بذار کنار

عزیزدلم🥲🥲الان حالش چطوره؟؟

اووووففف دلم درد اومد نمیدونم چی بگم😣😭🤦

آخی عزیزم چقدر ناراحت شدم 🥺

عزیزم خونتو جدا کن
خدا رحم کرده بهتون
ازاین به بعد اصلاااااا بچتو حتی دست مادر خودتم نسپر
حالا فک کن از خونه مامانت اینجور میشد شوهرت و خانواده ش روزگارتو سیاه میکردن

سوال های مرتبط

مامان گیلاس مامان گیلاس ۲ سالگی
اینجا مینویسم چون جایی دیگه نمیتونم بگم
سه روزه اومدیم سفر، بچم از شب اول تب شدید داره، سه شبه تا صبح بالا سرش بیدار بودم شبی دو سه ساعت بیشتر نخوابیدم، استرس حال بچم به کنار، روز دوم متخصص براش سرم نوشت بردیم بیمارستان بچمو سوراخ کردن ۳ جای دستاشو، نتونستن رگشو بگیرن.. اخرش امپول زدن ب بچم
چقدددر برا گریه های بچم گریه کردم.. شوهرم به جای درک حالم ازم طلبکارم هست تازه،
۵ دقیقه هم سر بچه رو گرم نکرده من خستگیم در بره(بچم الان ک مریضه همش میگه ماامان مامان)
بازم همه اینا به کنار
یه ساعت پیش همه نشسته بودیم چایی بخوریم، بچم پیش باباش نشسته بود، کنار سینی چایی
یهو دیدم شوهرم بچه رو برداشت بدو رفت سمت سینک، پاهاشو میشوره، لیوان چای خالی شده بود روی پای بچم، خدا بهش رحم کرد فقط
یه کلمه گفتم مامان بیا بغلم، جلو همه دوستامون با دعوا پرید بهم گفت چی بیا بغلم؟ میخواستی حواست باشه بهش اینجوری نشه.. کالاندولا دستم بود بزنم، گفت بذار کنار اونو

۵ دقیقه بچه رو سپردم بهش، از این میسوزم ک انگار من وظیفمه ک ۲۴ ساعتی چشمم به بچه باشه و باباش مسئول هیچیش نیس

هیییی خدا





فرزندپرروی شیشه شیر شیرخشک نوزاد زایمان