مشکل از بابات نیست از حسادت شوهرته
حالا پدرتون که طفلک نمیخاد مثلا دخترتو از دنیای کودکی دور کنه شوهرتم پیاز داغ زیاد میکنه کم برو خونه ی پدرت عزیزم
من قبلاً خیلی میرفتم خونه ی بابام بعد دیدم دست بابام نیستا کلا شبکه زندگیش اینجوریه مثلا دستاش نفتی ب بچهام نون میداد یا بیسکوییت میخرید همش سیگار میکشید انقد سیگارش تند بود میبوسید پسرامو یا مثلا کارای دیگه که گفتنش جایز نیس شوهرم هیچوقت دخالت نکرد که پرت اینجوریه اونجوریه من خودم رفت آمد کم کردم نسل قدیم هستن دلم نیومد پدرمو ناراحت کنم
پدرتون واقعا دارن اشتباه میکنن. حق با همسرتونه
دقیقا درکت میکنم
سعی کن با بابات اروم صحبت کنی
خونتون رو از جای خونه بابات اینا دور کنین
پدرتون رفتاراش درست نیست. بنظرم سعی کن باهاش صحبت کنی
ک هر دوطرف راضی باشن
چون شوهرتون هم حق داره و خب قطعا تکرار رفتاری ک نمیپسنده باعث میشه حساس بشه وهمینکه وقتی میبینه شماهم کاری نمیکنی وطرف پدرت هستی
حداقل کاری کن متوجه بشن نباید بچه رو انقد راحت طلب یا بدون برنامه بزرگ کرد
یکسری قوانین هست که برای بچه باید باشه مهم نیست بچه کجاهست
در اینکه شوهرت حسادت میکنه شکی نیس حساس شده رفتار پدرت هم خیلی غیر عادی نیس بابای خودمم اینطوره دقیقا فقط یذره زیاده روی میکنن که میتونی اگاهشون کنی و بگی جلو شوهرت انجام ندن و زیاد توجه نکنن که باعث میشه دیگه نتونم بیام و فلان..
به پدرتون بگین این سبک محبت اصلاً درست نیست بگید شما فقط یک روز بچه رو میبینین در طول هفته این بچه کنار من و پدرشه و ما داریم کارهایی از این بچه تحمل میکنیم که مقصرش شمایین بگید میفهمم که این بچه رو دوست دارین اما به قول قدیمی ها بچه عزیزه ولی ادبش عزیزتره و در واقع بچه ها هر چیزی که توی ۷ سال اول زندگیشون یاد میگیرند در طول زندگی به کار میگیرند. وقتی بچه معنای ناکامی رو نفهمه توی این دنیایی که پر از ناکامیه دووم نمیاره و واقعاً محبت پدرتون دوستی خاله خرسه هست.در مورد شوهرتون هم با همسرتون همدلی کنید و بهش بگید واقعاً خودتون هم از رفتار پدرتون ناراحت هستین همسرتون وقتی همدلی شما رو ببینه قطعاً انقدر تند نمیگه بین زندگی و پدرت یکی رو انتخاب کن به همسرت بگو من حتماً باهاشون صحبت میکنم و اگر گوش نکردن کمتر میکنم ارتباط رو. اینطوری همسرتون هم آروم میشه
کاش پدر منم بود😔 بچمو میبرد ، این کارایی ک میگین رو با لذت تماشا میکردم .. قدر بدونین، نوه اشه دوسش داره،واقعا باید از ته دل خداروشکر کنید که اینجور بچتونو دوس دارن و بهش میرسن، تروخدا این حرفا چیهه که اجتماعی نیست و.. خب درست میشه بعدا خودش میره تو اجتماع یاد میگیره،، پس دوست داشتین هیچ علاقه ای بهش نداشتن؟ محبت نمیکردن،یه خانمی تو گهواره میگفت پیش شوهرم خجالت میکشم خانواده نمیان بهم سر بزنن اصلا انگار نه انگار نوه ای دارن زنگی بزنن... یکی اونجوره یکیم مث شما، همسرتون حسادت میکنه .
عزیزم پسر منم خیلی وابسته پدر و مادرمه جوری ک بعضی شبا میره خونشون میخوابه ولی این چیزا نمیشه دلیل پدربزرگ نوه هاشونو خیلی دوست دارن و مطمئن باش با شوهرت صحبت کن که هیچکس جای شمارو برای بچتون نمیگیره و باباتم چون ک دوستش داره اینکارو میکنه از قصد ک نمیکنه
فک میکنم از حسادت باشه ک شوهرت اینجوری میکنه بنظرم منطقی هم با پدرت هم با شوهرت صحبت کن و مخصوصا با دخترت
وقتی با بچه از الان صحبت کنی خیلی چیزارو میتونه گوش بده
ب شوهرت بگو تو بابای خوبی باش
پدرت با بچه ک زندگی نمیکنه
بعد ما نزدیک خانوادم بودم دو ساله که به حطار شغل همسرم یک ساعت دور شدیم
ماشینم زیر پام نیست و راننده نیستم به خاطر همین با همسرم میرم و میام خونه مامانم
همسرمم تقریبا تعطیلی نداره چی بشه جمعه رو تعطیل باشه
هی بابام به شوهرم میگه چرا بچه ها رو نمیاری چقدر میری سرکار بچه ها خسته میشن مریض میشن (دخترم خیلی ارتباط اجتماعیش ضعیفه) بابام هی میگه بچه آنقدر تو خونه بوده اینجوری شده بعدا مدرسه هم نمیتونه بره. شوهرمم بدش میاد از این حرفا
موندم باید چه خاکی بر سرم بریزم
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.