۴ پاسخ

خب ناراحتی که به خاطر افت هورمون هست یکم طبیعیه ولی شما احتمالا خیلی بیمارستان دولتی و گوسفند و... بزرگ کردی بدتر شده حالت
اون بچه اصلا نمیدونه و براش مهم نیست شما کجا به دنیا اوردیش و یا براش گوسفند سر بریدی یا نه ولی وقتی روحیه خوبی نداشته باشی روی روحیش تاثیر می‌ذاره
و اینکه میزنی پشتش پاش میپره طبیعیه و داداشم بچگی اینجوری بود مثل زیر زانو که ضربه میزنی میپره این نشون میده عصب هاش دارن کار میکنن و چیز بدی نیست

عزیزم ااان شرایط اکثرا همینه، منم برنامه ها داشتم، ولی جنگ کوفتس و تعطیلی کارا سه ماه، همه چیو ریخت بهم
از نظر مالی کم اوردیم، منم مجبور شدم بیخیال ببمارستان خصوصی شم ،همون دولتیو انتخاب کنم ، دیگه تحقیقاتمو بردم سمت اینکه کدوم بیمارستان تامین اجتماعی بهتره....
همه چیو بسپریم به خدا، خودش درستش میکنه

ان‌شاءالله خدا بهت آرامش بده ، منم از نظر روحی وضعیت خوبی ندارم ، کاملا طبیعیه
تا میتونی دعا بخون و ذکر بگو

چون شرایطتت سخت بوده سر همون حساس شدی به خودت فرصت بده

سوال های مرتبط

مامان توت🍓 فرنگی مامان توت🍓 فرنگی ۲ ماهگی
میخام تجربه زایمانم رو بگم😍
#تجربه زایمان 🩲بیمارستان دولتی 🙋

اول از همه دعام اینه انشاللله همگی ب سلامت زایمان کنید
و خیلی ممنونم از دوستایی که لطف کردن تبریک گفتن ببخشید نتونستم جواب بدم با دوتا بچه کوچولو💗
قضیه زایمان من اینطور بود که قرار بود امروز زایمانم باشه که سه شنبه هفته قبل از بیمارستان زنگ زدن گفتن دکترت رفته تهران تا دوسه هفته برنمیگرده واقعا ضدحال از این بدتر چی میتونست باشه☹️☹️☹️
بیمارستانم خصوصی بود با این دکتر ۳۸میلیون پول بیمارستان بود که خیلی خوب بود ب نظرم و فرق بیمارستان دولتی و خصوصی میدونین چیه خلوتی بیمارستان خصوصی با شلوغی دولتیه اونم یک شبه مهمترینش دکتره که عمل میکنه که من بعد از اینکه دکتر اولم کنسل شد رفتم سراغ دکتر جدید هر کجا زنگ میزدم دکترا ۲۵تا سی تومن زیر میزی میخاستن بیمارستان هم ۶۰ب بالا که خیلی زیاد بود ب نظرم 🥺ولی چاره نداشتم فکر میکردم بیمه قطع شده وگرنه با بیمه کمتر میشد که اونم قطع نشده بود.....
مامان ماهورم و میران مامان ماهورم و میران روزهای ابتدایی تولد
زایمان طبیعی :
دیگه واقعا دردام غیر قابل تحمل شده بود اما به حرف ماما گوش دادم و فقط نفس عمیق می‌کشیدم اصلا جیغ نزدم بهش ساعت دوازده و نیم شب بود که دیگه نمی‌تونستم تحمل کنم گفتم اپیدورال بزنین گفتن دکتر رفته گفتم گفتید گاز میزنید گفت شانست الان نگاه کردم تموم شده قیافم دیدنی بود
اما گفت چون دختر خوبی بودی و همکاری کردی بهم مسکن زدن خیلی دردمو کم کرد و اومد معاینه کرد دوباره گفت خیلی خوبه و باید یکم کمکت کنم تا زودتر بیاد شکممو فشار میداد و از داخلم نمی‌دونم چیکار میکرد ولی درد زیادی نداشت که گفت امادست و گفت با چندتا زور بچه میاد آماده باش
منم باهاش همکاری کردم و بدون پارگی زایمان کردم
کلا دو تا بخیه خوردم اونم گفتن بخاطر جای ادراره
ولی درکل زایمان خیلی خوبی بود و خاطره خوبی برام شد وقتی هم که بچمو دادن بغلم کل دردام یادم رفت واقعا مامای خیلی خوبی داشتم و کلی بعد زایمان دعاش کردم
جوری کمکم کرد که اصلا اذیت نشدم با اینکه بچم تو لگن نبود و سرش تو لگن نمینشست و خیلی بالا بود از هر نظر عالی بود حتی تو معاینه ها هم اذیت نمی‌کرد
خدا خیرش بده خانم توکلی رو اونم بیمارستان دولتی و اینجوری هواتو داشتن خیلیه 😍