وقتی باردار بودم اینقد رعایت میکردم مضرات نخورم
همش میگفتم بخاطر کوچولوم همه چیزای مفید میخوردم نوشابه و... که اصلاا شده هوس میکردم فقط یکمم به قدر هوسم رفع بشه
کلا سالم خوری میکردم
حتی تو زایمانم هم سعی می‌کردم کارایی که بخ راحتر شدنشه انجام بدم
وقتی دنیا اومد رعایت میکردم حتی وقتی میدیدم حموم گریه میکنه جوری باهاش با ملایمت و اینا حموم کردم که الان اگه حموم بره عاشق ابه و نریزم آب روش گریه میکنه
کولیک هم که از همون اپایل خودش نشون داد تا ۵۰ روزگی تقریبا تو این مدل انواع پوزیشن گرفتن بچه که به دلدرد کمک کنه ماساژ و...
حتی برا خوابش انواع مدل می‌خوابوندمش‌ روی زمین گهواره. بغل و.....
قنداق هم خیلی کمک کننده بود یعنی واقعا عصای دستم بود
باهاش حرف میزدم سلفی میگرفتم بچه هم که همیشه کنجکاو الان جوریه برا سلفی خودش عشق میکنه به همه جوری شد عادت به همچی دادمش اینم بگم‌واقعا دوره کولیک خیلی بده ولی باید بفهمی چی آرومش میکنه من شده ساعت ۲ شب جارو برقی روشن میکردم چون حتی با صداش تو گوشی اصلا آروم نمیشه گاهی بغلم فقط مسکن بود
شوهرم خیلی کمک چون وقتی خواب بود یا بیدار بچه کنارش و‌دستش روی سرش جوری وقتی بیدار میشد حس کنه کسی کنارش هست
بعد کلی سختی بچمون الان
ادامش‌پایینه....

۶ پاسخ

نسب به بچه های دیگه خیلی خوبه ولی وقتی هم گریه کنه دیگه هرکار کنی حریفش نمیشی حالا پسرم با اینا بارش آوردیم
تو این مدت کسی جز مامانم نبود بفهمه شب بیداری یعنی چی وقتی چشام از بی خوابی مث چی قرمز بود با یکم استراحت بدتر چون دیگه عادت به بیداری و حالا بعد دوماه اندی هرکی از راه رسید میگه چه ارومههههه بچه من مث چی گریه ولی از شما نه
نگاه از فلانی اینه از شما ارومممم‌ بچمم وقتی پیش بقیه میخنده و اروممم‌ و حتی تو خونمون یکی بیاد آروم بره شروع میکنه حالا اینم شده نور الا نور که این بچه آرومه خوشبحالتون در حدی دیشب که از خونه مادر شوهرم اومدیم بچه با هیچی آروم نشد هیچچچ از چندتای کولیک بدتر....
الان تا بقیه هستن آرومه. وقتی نیستن بد قلقیا شروع که فک میکنن الکی میگیم‌
مثلا فکن جلو بقیه نگام میکنه و میخنده
وفک میکنن همیشه همینه بعد مقایسات‌شروععع‌ که آرومه آرومه آرومه
آره ارومه‌ولی‌دهنمون‌سرویس شد تا به چیزی عادت کنه یا بهتر بشه و بفهمیمش

دقیقا حقق گفتی والا من پاره شدم تا این بچه انقدی شد تا میگف اِ من بالاسرش بودم شوهرمم ک هیچ کمکی نمیکنه بعد هرکی میاد میگه چقد ارومه خوشبحالت اخه خوشبحالتو مرض

وااااای چه قدر درسته من حتی پیش از بارداری هم رعایت کردم و مزاج خودم و همسرم رو سعی کردیم تعدیل کنیم تو بارداری هم همینطور و تازه براش دعا میخوندم قران میخوندیم و سوره محمد ص که برای صبوری خوش اخلاقی بچه است... خودم و همسرم هم مخصوصا همسرم آدمای آروم و خوش رویی هستیم حالا دخترم رو همه میبینن میگن چه ارومه و خوبه و فلان و اینا...😅ولی شده گاهی وحشتناک میزنه به جیغ طوری که احساس میکنم غش میخواد بکنه الان دست و پام سر میشه نمیدونم چیکارکنم اونقدر فشار بهم میاد 😭

خداروشکر میکنم خودمم و همسرم هیچکس نیومد پیش پسرم چون با مادرشوهرم قهرم بچهاش روز زایمان اومدن و رفتن ...بچمو‌با خون دل بزرگ کردیم دونیم کیلو بود سزارین بودم و کولیک داشت ....

me too🤦‍♀️

پسر منم همینه🤦‍♀️🤦‍♀️

سوال های مرتبط

مامان دنیز🩷 آراز💙 مامان دنیز🩷 آراز💙 ۳ ماهگی
#افسردگی
چیزهایی که باعث شد دوران افسردگی بعد زایمان رو خیلی زود سپری کنم و خوب شم!
۱- توجه و همراه بودن همسرم خیلی موثر بود( خودش فهمید که اون دختر شاد و شوه طبع داره گوشه گیر و کم حرف و حتی پرخاشگر میشه،وقتی توجهش بیشتر کرد خیلی حالم بهتر شد و تو بچه داری هم دست کمکه خدایش)
۲-سعی کردم با مسائلی که ناراحتم میکنه منطقی برخورد کنم(من خیلی ناراحت بودم ک پسرم شیرخشکی شد و بابتش خیلی گریه میکردم، دیگه به جایی رسیدم که منطقی برخورد کردم و به خودم گفتم تو سعی خودتو کردی و نشد،چون دکتر براش شیرخشک تجویز کرد چون شیر من باعث کم ابی بدنش و دفع اوره از کلیه هاش میشد) و هر چیزی که از بچه داری و حرفای بقیه اذیتم میکنه باهاش عاقلانه برخورد کردم.
۳- ب خودم رسیدم که این خیلی تاثیر گزار بود( رفتم فیشال،اصلاح،ژلیش پا،موهام رنگ کردم،رفتم بازار خرید و تو جمع و مهمونی ) تنهایی واقعا آدم کلافه میکنه و سعی کنید هر چی که آزارتون میده با یه آدم حسابی مثل مادر یا همسر حرف بزنید،حرف زدن خیلی خوبه
۴- رابطم رو با همسرم بهتر کردم(سعی کردم تا جایی میشه از وقت استراحت بزنم و با همسرم عشق بازی و س/ک/س داشته باشم چون واقعا با کنارش بودن حالم بهتر میشه،باهم سریال ببینیم تخمه بخوریم و….)

امیدوارم کارایی که من کردم و جلوگیری شد از حال بدم به شما هم کمک کنه و همه مادرهای سرزمینم شاد و خوشحال باشن
❤️ خداقوت مامان های مهربون و زحمت کش❤️