۱۳ پاسخ

اینو بدون خداهیچوقت تنهات نمیزاره ازهیچی نترس خداتوانش در تو دیده ک بهت دوباره بچه داده عزیزم

توکل کن بخدا اگر کمکی داشته باشی بهت سخت نمیگذره هر از گاهی خسته میشی بسپر به مامانت اینا روزا بیان پسر بزرگتا ببرن پارک بگردونن کلا توجه کن به پسر بزرگه از بیمارستان اومدی سعی کن ی کادو براش بخری بگو اینا نی نی برات گرفته اینطور بینشون محبت به جا حسادت ایجاد کنی
یکم سختا هست ولی میگذره عوضش در آینده رفیق و هم بازی میشن
سعی کن فقط خودت آروم باشی و عصبانیتتو سر بزرگه خالی نکنی

اصلا از الان خودتو ناراحت نکن فوقش یک شب گریه مکنه اونم شوهرت نمیزاره میبره پارک خستش میکنه یک شب پارک میخوابن تو از الان جوش بزنی بدتره همه این روزا میگذره بعدش فکر میکنی میخندی صدتو همیشه بزار برای خودت خودت نباشی کی ب بچه هات رسیدگی کنه پس ایشاالله برو پر انرژی تر ب خونت برس

عزیزم نعمت بزرگیه الان سخته، ولی یکم دیگه بزرگ شدن اون موقع میفهمی چقدر خوبه 🙂

دقیقا شرایط منو داری منم پسر دومم وقتی دنیا اومد ک بچه اولم 17 ماهش بود و هنوز شیر خشک میخورد و مای بیبی میشد .‌ نمیگم سخت نیست هست ،نگهداری از دوتا بچه کوچیک واقعا سخته ولی تو اشتباه های منو تکرار نکن . مثلا همه توجهت به بچه بزرگت باشه ، کوچیکه را فقط شیر بده بخوابون چون بیش از این چیزی نمبخاد ولی بزرگه توجه و محبت بیشتری میخاد همه حواست به بزرگه باشه . بیشتر بغلش کن ببوسش باهاش وقت بگذرون خصوصا وقتایی ک نی نی خوابه . تازه وقتی نی نی دنیا بیاد اذیت بچه اولت کمتر میشه همه حواسش می‌ره سمت نی نی ولی خیلی رو رفتارهای شما و باباش زوووم میشه که ببینه به کدوم بیشتر توجه میکنید . از شوهرت هم بخواه فقط به بزرگه توجه کنه . نی نی تا قبل یک‌سالگی متوجه هیچی نمیشه فقط شیر میخاد و لالا همین . ولی هم بزرگه محبت و توجه و تغذیه خوب میخاد عزیزم چیزی که من اونموقع متوجهش نبودم و خدا مرگم بده بچه اولم خیلی اذیت شد 😔 .

خدا بزرگه نگران نباش بزرگ میشن عزیز

آره ازهمون شب که عمل شدم واسه دومی

بچه بزرگه پیش باباشه دومی پیش منه

من بچه اولم یکسالش بود دومی بدنیا آمد شوهرم کمکم کردخیلی سخت هم نیست فقط بایدصبورباشی دوسه ماه اول خیلی سختت اما بعد همه چی خوب میشه من الان پسربزرگم۴سالونیم دومی ۳سال ونیم وخواهرشون هم چندهفته دیگه بدنیا میادخداروشکرمیکنم

عزیزم من خداروشکر بابت هدیه هایی که بهت داده حتما توانشو داشتی که خدا بهت داد هیچ وقت ناشکری نکن من خودم الان بچه هام کوچیکن سومی باردارم یه چهارساله و یک ونیم ساله دارم چند روز دیگه انشالله سومیمم میاد ذوقشو دارم با اینکه برام خیلی سخته ولی خداروشکر میکنم بابت نعمت های که بهمون داده لایق این نعمت ها مارو دونسته از داشتنشون لذت ببر چون بزرگ بشن اون لذت بچگیو ندارن🥹🥹

اشکال نداره، در عوض یبار دهنت سرویس میشه بعد دو سه سالم دیگه میتونی فقط ب خودت برسی و زندگی کنید، اگه چند سال اختلاف داشتند دوباره هیکلت ب فنا میرف، الان یباره کارو در اوردی دیگه😅

۹ سال پیش منم حس تو رو داشتم پسر اولم یک سالش بود دقیق دومی رو اوردم خیلی سختی کشیدم ولی بالاخره بزرگ شدن و الان سر خواهرشون اونا کمک دستمن🙂

تازه پسر من دو سال ۶ماهش بشدت بهش وابسته ام جدیدا خیلی گریه میکنه و بد غذا هست جز خودم از دست کسی هم غذا نمیخوره
امشبم زدم تو گوشش از رو اعصبانیت خیلی اعصابم خورده بشدت خیلی گریه کردم تحملم کم شده زود عصبی نیشم یه هفته هست دیگه نمیکشم سر چیزای الکی ایراد میگیره
خدا هم به شما هم به من صبر بده تحمل بده منکه هنوز پسرم دنیا نیومده سختمه

سوال های مرتبط