۱۳ پاسخ

خیلی هم خوب کردی گفتی

بهترین کارو کردی به شوهرت نگی چیکار کنی

هچ اشتباهی نکردی

بد کاری نکردی ولی نباید میزاشتی کسی جز شوهرت بدونه که تو میدونی

بهترین کارو کردی

خوب کردی گفتی

هیچکس حرفی ک به ظررررشش گردن نمیگیرع بنده خدا

بهترین کارو کردی

حالا که گفتی ،درثانی حالا اون قایم کنه اگه به نامش نباشه پدر شوهرت میتونه دوباره سند مادر بگیره دوندگی داره ولی میشه

خوب کاری کردی

خوب کردی

حالا چرا قایم کنه سندو

ن مگه سند خونه ب چ دردش میخوره

سوال های مرتبط

مامان ماهور مامان ماهور ۹ ماهگی
دلم خیلی گرفته امشب مهمونی بودیم پسرم با پدر شوهرم گفت میاد ما زودتر رفتیم وقتی پسرم اومد نگاش کردم فهمیدم بغض کرده یهو ی چیزو بهونه کرد هی اشکشو از گوشه چشمش پاک میکرد هرچی صداش کردم گفتم چی شده هیچی نمی گفت بعد گفتم کسی چیزی گفته مادر شوهرم سریع گفت نه کسی چیزی نگفت ولی من فهمیده بودم کسی چیزی گفته پسرمو بردم داخل اتاق اینقدر التماسش کردم چیشده گفت آقا جون ،پدرشوهرم,چیز بهش گفته بخاطر دختر خواهر شوهرم گفت اومدم از ماشین پیاده شم پام خورد بهش گفت خیلی دعوام کرد مامان دلخواه نزدم منم ریختم بهم اومدیم خونه کلی گریه کردم براش دختر خواهر شوهرم با پسرم ی ماه فرقشونه ۱۰سالشونه مهمونی هم خونه خواهرم بود ولی اونا هرجا میرن اونو میندازن دنبالشون دوسال پیش هم بخاطرش ی پدر شوهرم ی سیلی زده بود به پسرم که پسرم گوش درد گرفته بود ولی اصلا بنا نگفت تا دوسال پسرم من اصلا بچه ای نیست که بخواد بچه ای رو اذیت کنه پدر شوهرم از پسر بدش میاد ازشون متنفرم متنفر
مامان نورچشمی🫀 مامان نورچشمی🫀 ۷ ماهگی
خانما بیاین بگین چقدر وقت بعد از عروسی باردار شدین خودتون میخواستین یا خداخواسته بود؟ چند وقت اقدام بود

خلاصه از بارداریتون بگین دیگه 😅🤭

من تقریبا دو ماه بعد از عروسیم باردار شدم که خداخواسته بود و با اینکه یه بار رابطه ی پرخطر داشتم و اورژانسی خورده بودم حالا نمیدونم از همون بود یا قبلش...دو هفته از موعد پریودیم گذشته بود که همچنان منتظر پریودی بودم ولی خبری نشد با اینکه مطمئن بودم باردار نیستم برای اولین بار رفتم بیبی چک گرفتم و در کمال ناباوری فوری دوتا خط پرررررر رنگ افتاد پیش خودم گفتم نه اشتباه شده بعدی رو هم زدم دیدم بعلهههههه مثبته

ولی هنوز میگفتم نه اشتباه شده دیگه آزمایش دادم و جوابش مثبت بود و از لحظه ای که جواب رو دیدم تا خونه بی اختیار اشک ریختم گریه ی ناراحتی نبود ولی چون ناگهانی بود انتظارش رو نداشتم

وقتی هم اومدم خونه شوهرم از بس خوشحال شد فوری مادرش و آبجیش رو خبر کرد

ولیییییی تا پانزده هفتگی هیچکی غیر از خانواده ها نمیدونستن و بعد از سلفری خبر بارداری و جنسیت رو به همه گفتیم

پوشک شیرخشک رفلاکس نفخ کولیک