سوال های مرتبط

مامان میران مامان میران ۲ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی و سزارین..
سلام من تا اونجایی که تجربه های زایمان بقیه رو خیلی خوندم دوست داشتم مال خودمم بزارم
زایمان از اول طبیعی بود تا آخر و من کلا استرس داشتم چون خیلی از طبیعی می ترسیدم دوست داشتم سزارین شم ولی نمیشد و من دیگه قبول کردم باید طبیعی زایمان کنم هر چی شد دیگه چون بیمارستان دولتی میرفتم و خصوصی هم هزینه خیلی رفته بود بالا مخصوصا بعد عید خلاصه دیگه تا چهل هفته با استرس زایمان گذروندم که بعد معاینه سی و هشت هفته استرسمم هزار برابر شده بود ولی راهی نداشتم دیگه واین بگم من نه ورزشی نه پیاده روی نه هم هیچ کاری واسه آمادگی زایمان نداشتم تا بیست هفتم که تاریخ زایمان بیست و هشتم بود ولی من یه روز جلو زایمان کردم بدون هیچ دردی قرار بود سر تاریخ هم برم بیمارستان ولی یه روز جلو تر رفتم با یذره درد های خفیف داشتم که شب خواب بودم ساعت پنج صبح احساس کردم آب دیدم از خواب بیدار شدم دیدم خونریزی دارم اونم شدید بعد همسرم بیدا ر کردم لباس کردم رفتم بیمارستان البته با یکم زیر شکم و کمر اول درد میکرد که معاینه شدم گفت احتمالا عمل سی یذره خوشحال شدم چون خیلی ترسیده بودم فکر کردم آنقدر به زایمان فکر میکنم بچم ویرایش نشده باشه البته مامان گفت احتمالا عمل شی ولی بردنم اتاق دیگه لباس هم عوض کردم که دکتر که قرار بود عمل کنه معاینه کرد و گفت ببرید اتاق عمل بچه مدفوع کرده من هم خوشحالم از این که به خواستم رسید م قرار سزارین شم هم درد دارم داشتم میمردم از درد و تا اینکه رفتم اتاق عمل
مامان آراد جون مامان آراد جون ۴ ماهگی
#پارت اول

از اونجایی ک من از اول تحت مراقب بهداشت هم بودم همش بهم میگفتن لگنت مناسبه زایمان طبیعی و دیگران هم تشویق میکردن ب زایمان طبیعی تصمیم من شد زایمان طبیعی چون من دیده بودم اونایی ک دور اطرافم زایمان سزارین کردن شاید حین زایمان چیزی حس نکردن ولی همین ک زایمان تموم شده چقد بعدش دچار درد و عوارض بعد از سزارین شدن خلاصه ک من از ۳۶ هفته دنبال پیدا کردن ماما همراه شدم رفتم ی کلینیک قرار بستم و قرار شد چهار جلسه فشرده برم ورزش کنم کنارش ورزش تو خونه و تغذیه مناسب و رابطه بدون جلوگیری پله و پیاده روی و شیاف گل مغربی هم داشته باشم
۳۷ هفته و ۲ روز بودم ک قرار شد برم جای دکترم برای معاینه لگنی
اینم بگم قبل رفتن ب معاینه دوسه روز بود هم زیاد ورزش میکردم هم پیاده روی نیم ساعت داشتم هرروز
هم اینکه ورزش های لگنی تو خونه و پله هم میرفتم چون خونمون پله زیاد داره
خلاصه شب شد رفتم دکتر تنها شوهرم نیومد چون سرکار بود منم دیگه از اونجایی ک فعالیت و تحرک و پیاده روی برام خوب بود از خدا خواسته بودم خودم رفتم معاینه ک کرد دکترم گف خیلی خوبه لگنت برای زایمان طبیعی دهانه رحمت بسته اس تا دوهفته دیگه هم زایمان نمیکنی سر بچه هم هنوز تو لگن نیومده منم باخیال راحت اومدم خونه البته بازم پیاده روی کردم بعداز مطب رفتن اومدم خونه و مشغول پختن شام شدم....
مامان 💚ال آی💚 مامان 💚ال آی💚 ۱۲ ماهگی
#زایمان_طبیعی
تجربه زایمان طبیعی پارت ۱

منم دیگه بلاخره وقت کردم بیام تجربه ام رو درباره زایمان طبیعی بنویسم
من از ۲۲هفته میرفتم کلاسای زایمان که بهداشت میفرسته و خیلی خوب بودن برام و تقریبا از ۳۰هفته ورزش های سبک گفته بود انجام بدیم و من هفته ۳۴که رفتم پیش دکترم و اون بهم گفت چون قدت بلنده برو طبیعی و کلی تشویقم کرد و منم جرعت پیدا کردم و گفتم میرم طبیعی خلاصه دیگه افتادم دنبال ماما همراه و بعد کلی پرس و جو فرناز محمدی رو انتخاب کردم چون هم تو فامیل های ما زایمان انجام داده بود هم تو کلاس کلی تعریفشو میکردن ۳۶هفته رفتم پیشش معاینه و بعد معاینه لگن بهم گفت که خیلی خوبم برای زایمان طبیعی و دهانه رحمم هم یک سانت باز هست و منم خوشحال از اینکه دیگه دهانه رحمم بازه و زود زایمان میکنم بهم هم گل مغربی داد و به همراه کلی ورزش و از ۳۶هفته دیگه من جدی ورزش ها رو شروع کردم و پیاده روی و پله نوردی هم کلی داشتم هر روز میگذشت و من هیچ دردی نداشتم….
مامان totfarangi مامان totfarangi ۵ ماهگی