پارت ۱ زایمان طبیعی من
سلام همه راجب تجربه زایمانشون گزاشتن گفتم منم بزارم
اول از همه من ماما همراه داشتم و خودم طبیعی دوست داشتم و با تشویق دکتر و اطرافیانم مطمئن تر شدم
تا ۷ ماهگی که جفتم پایین بود ولی بعدش رفت بالا و نرمال شد ولی من هنوزم استراحت میکردم تا یوقت زودتر از موعد زایمان نکنم مخصوصا هفته ۳۶ و ۳۷ چون جایی که ما زندگی می‌کنیم فقد یه بیمارستان هست که دستگاه برای نوزاد نارس داره و مجبورا همه برای زایمان زودرس باید برن اونجا و البته که پره دانشجو عه و اصلا بیمارستان خوبی نیست چه از لحاظ تمیزی چه رسیدگی که خداروشکر تا ۳۷ هفته ام تموم شه طاقت اوردم وارد ۳۸ هفته که شدم دکتر گفت از الان میتونی با خیال راحت زایمان کنی من اروم ورزشامو شروع کردم به خیال اینکه تو این هفته یا هفته بعد زایمان ولی کو درد کو زایمان دیگه هر روز که می‌گذشت من بیشتر ورزش میکردم بیشتر میرفتم زیر دوش داغ پیاده روی که دیگه جون برام نزاشته بود

تصویر
۲ پاسخ

ادامه....

زایمان طبیعی

سوال های مرتبط

مامان زینب مامان زینب ۸ ماهگی
#زایمان ۱
سلام اومدم از روند زایمانم بگم شاید به درد کسی خورد من ۲۷ آذر در ۴۱ هفته و ۷ روز زایمان کردم از اول میخواستم طبیعی زایمان کنم اما مشکل اینجا بود که هیچ درد و ترشح و علامتی از شروع روند زایمان نداشتم از هفت ماهگی تحت نظر پزشک متخصص زنان و زایمان و ماما ورزش و پیاده روی کردم از ۳۰ هفته بچه ام سفالیک بود و پوزیشنش برای زایمان طبیعی خوب بود و طبق گفته دکتر و ماما لگنم و بدنم توانایی زایمان طبیعی داشت ولی بچه توی لگن نیومد و به اصطلاح شکمم همچنان بالا بود و علامتی از زایمان نداشتم ۲۷ م آذر به دستور پزشک بستری شدم برای القای زایمان طبیعی با آمپول و سرم فشار ، بیمارستانم خصوصی بود با دکترم هماهنگ کرده بودم سرزایمانم بیاد ماما همراه ام داشتم از ۳۷ هفته دهانه رحمم ۱ سانت باز شده بود ساعت ۸ صبح بستری شدم و کیسه آبم رو پاره کردن و آمپول فشار توی سرم برام زدن و دردام شروع شد تا ساعت ۱۴ که سرم تموم شد و دردای منم تموم شد و معاینه که کردن گفتند شدی ۲ سانت
مامان totfarangi مامان totfarangi ۶ ماهگی
مامان نازی مامان نازی ۴ ماهگی