سوال های مرتبط

مامان رستا و کیان مامان رستا و کیان روزهای ابتدایی تولد
تجربه ی زایمان طبیعی پارت ۱:
بعد از مدتها الان فرصت و حال نوشتن اومد سراغم.تجربم رو میگم امیدوارم براتون مفید باشه و به دردتون بخوره
من قرار بود ۱۵ شهریور زایمان کنم از ۳۱ هفته تا ۳۶ هفته بخاطر انقباضهایی ک داشتم استراحت بودم.چون سر زایمان اولم از ۲۶ هفته پیاده روی سبک شروع کرده بودم و از ۳۵ هفته تقریبا ورزش اصولی میکردم،خیلی استرس اینو داشتم بخاطر این استراحتا و امپول پروژسترون زایمانم سخت باشه چون زایمان اولم رو راضی بودم خداروشکر خوب بود.
خلاصه از ۳۶ هفته با توکل به خدا ورزش سبک رو شروع کردم.پروانه،گهواره،اسکات کم عمق ،ماساژ پرینه و یه سری دیگه ورزش که فشار زیادی نمیاورد بهم
رفتم بهداشت گفتن بچت سرش بالاعه هنوز نرفته تو لگن پیاوده رویتو بیشتر بکن.من کلاسایه امادگی زایمان بهداشت رو نمیرفتم به جاش دوره ی زایمان راحت خانم ابادی رو گرفتم و ورزش اصولیم رو شروع کردم.هرروز تقریبا نیم ساعت چهل دقیقه پیاده روی میکردم،چون خونمون یه کم سربالایی داره بیشتر نمیتونستم وای همین مقدار رو سعی میکردم اصولی انجام بدم با تنفس شکمی و سرعت نه کم نه زیاد
کم کم رابطه بدون جلوگیری رو هم شروع کردم و شیاف گل مغربی هم میزاشتم
مامان هیراد 🩵🍄🫧 مامان هیراد 🩵🍄🫧 ۲ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی 🤰🏻

پارت اول

من از هفته ۳۵ شروع کردم تو خونه در حد ۱۵ دقیقه ورزش های لگنی انجام دادم خیلی ساده و کم نه در حدی که مثلا خودمو بکشم تا هفته ۳۷ که یک روز در میان پیاده روی های نیم ساعته داشتم تا حدی پیاده روی میکردم که زیر شکمم درد میومد و دیگه خسته میشدم دکترم گفته بود پیاده رویت تا ۳۸ هفته جوری باشه که یکم خسته بشی نه طوری که حالت بد بشه .
تا روز ۳۸ هفته و ۳ روز به همین منوال گذشت و من دقیقا همون روز یکم فشار عصبی داشتم بخاطر هورمونام و اینا اعصابم بهم ریخته بود چند روزی هم بود که به جای آب عرق کاسنی میخوردم که خیلیا گفتن باعث انقباض میشه ...
۳۸ و ۳ روز بودم که رفتم بیرون و شروع کردم به پیاده روی هندسفری ام گذاشتم که انگیزه بگیرم 😁دقیقا دو ساعت پیاده روی کردم جوری که حس میکردم بچه اومده پائین رسما انگار میخواستم خودمو جر بدم از خستگی اصلا هم وسطش استراحت نکردم بین راه هم شربت خاکشیر خوردم و روزای قبلشم میخوردم و......
ادامه


زایمان طبیعی پوشک شیرخشک انقباض درد بستری زایمان
مامان totfarangi مامان totfarangi ۶ ماهگی
مامان دونه🥰 مامان دونه🥰 روزهای ابتدایی تولد
خب خانما تجربه سزارین من"
از اونجایی که تا هفته ۳۶ تصمیم بر زایمان طبیعی بود از ۳۴ هفته شروع به پیاده روی و ورزش کرده بودم ، و دنبال ماما همراه بودم و...
دکترمم اخرین سونو رو ۳۰ هفته خواسته بود که همه چی اوکی بود و گفت دیگه سونو نمیخاد برو تا دردات بیاد.
ولی خودم ۳۶ هفته که شدم خودم رفتم برای سونو داستان از همینجا شروع شد، وقتی دکتر داشت سونو میکرد دیگه اخراش بود که پرسید دیابت داشتین ؟ گفتم نه پرسیدم چطور ؟ گفت وزن جنین کمی بالا هست اگه دیابت نداشتین پس بچه خودش تپلیه خلاصه سونو رو انجام دادم و نشون دادم به مامام ایشونم گفت کمی بالائه ولی انقدر نیست که سزارین بشی ، ورزش هاتو انجام بده و توی ۳۹ هفته دوباره سونو که اگه بالای ۴ بود اون موقع سزارین میشی،
۳۷ هفته هم معاینه شدم هم دکترم هم ماما اما هیچکدوم نگفتن لگن خوبی دارم
از اونجا بود که استرس افتاد به جونم که نکنه نتونم و خدانکرده بچه گیر کنه لگنم کوچیک باشه و بفکر سزارین افتادم، که تا وقتی برنامه اشو ریختم و امادگیشو گرفتم دکتر پیدا کردم پولشو جمع کردم شدم ۳۹ هفته و دقیقا ۳۹ هفته تکمیل ۲۲ مرداد زایمان کردم، دکترمم مهین عدالتیان
مامان نازی مامان نازی ۵ ماهگی