تجربه زایمانم پارت اول ✨


بهداشت بهم گفته بود با پریود ۳۹ هفته شدی نامه میدم بری بستری شی ۳۹ هفته شدم ولی با انتی ۴۰ هفته بودم صبحش رفتم بهداشت بهم نامه داد گف برو بیمارستان
من تا هفته ۳۴ شیاف میزاشتم ، ورزش و پیاده روی هامم از ۳۶ هفته شروع کردم چون از زایمان زودرس میترسیدم
۳۸ هفته معاینه شدم بودم یسانت بودم ماما بهم گفت لگنت عالیه برای طبیعی منم خوشحال ورزش ورزش که طبیعی زایمان کنم 🫠🤌🏻
خب بعدش از بهداشت رفتم خونه ورزش کردم تا بعد از ظهر ابجیم میگف نرو بزا دردت بگیره برو اذیتت میکنن ولی مامانم میگف باید بری
وسایلامو نگرفتم گفتم شاید بستریم نکنن با مامانم رفتیم بیمارستان
اول گف سونو هاتو بده با پریود ۳۹ بودم با انتی ۴۰ با انومالی ۴۱ که گفتن بستری میشی به دکتر زنگ زدن دکتر گف با قرص شروع کنید بعد بهش سرم فشار بزنید چون اصلا درد نداشتم یسانتم باز بودم
ساعت ۸ شب بود ی ماما اومد ی نصفه قرص بهم داد گف درداتو شروع می‌کنه

تصویر
۹ پاسخ

ادمشو کی میزاری

بقیشم بگو

ادامه اش

خببببب

خببب…؟

عزیزم درخواستمو قبول کن داشته باشمت

بیمارستان امام رضا خوب بود؟؟

خب ...

خب خب ادامه ش😍

سوال های مرتبط

مامان 😍نفس 😍 مامان 😍نفس 😍 ۱ ماهگی
مامان shahan مامان shahan ۲ ماهگی
هفته ۳۸ معاینه شدم ماما گف لگن خیلی خوبی دارم ولی بچه بالاس پیاده روی رو بیشتر کنم
هفته ۳۹ معاینه تحریکی رفتم ولی گفتن بچه همچنان بالاس و قابل تحریک نیست
۳۹ هفته و ۲ روز دوباره معاینه تحریکی رفتم بازم خبری نبود
دوباره ۳۹ هفته و ۴ روز معاینه🤦🏻‍♀️ اینبار دیگه ماما بهم گف هنوز پایین نیومده اگ بخای تا ۴۱ هفته صبر کنی وزن بچه زیاد میشه
و ممکنه درد طبیعی رو بکشی ولی نهایت سزارین بشی
من که خودم از نظر بدنی خیلی آماده میدیم ناراحت بودم که چرا سزارین شم بعد این همه مدت ورزش و فعالیت (عذر میخوام همیشه نظرم این بود که اونی که سزارین میشه از نظر بدنی یه نقصی داره که نمیتونی طبیعی بیاره) حالا خودم میخاستم سزارین بشم و فکرم خیلی مشغول بود
ماما بهم گفت فردا با دکتر شیفت بیمارستان هماهنگ میکنم اگه نتونی طبیعی بیاری سزارین بشی ولی چون بیمارستان دولتی قراره بری ،روند زایمان طبیعی طی میشه مثل قرص زیر زبونی و فشار و...
منم فردا صبح همه کارای خونه رو انجام دادیم با همسرم راه افتادیم به سمت بیمارستان
با دروغ که بچم تکون نمیخوره هر جور شده بود خودمو بستری کردم 😅
پارت بعدی زایمانم میگم طولانی شد
مامان 💙رضا💙 مامان 💙رضا💙 ۶ ماهگی
مامان فسقلی مامان فسقلی ۶ ماهگی
پارت دوم....

بعد دیگه ۳۶ هفته که رفتم بهم گف داروهامو قطع کنم و پیاده روی. ورزش رو شروع کنم و رابطه هم داشته باشم..‌. من فقط بیشتر پیاده روی کردم و یه چندباری اسکات میزدم چون لگنم درد میکرد این ماه اخر نمیتونستم اصلا...و هم اینکه ماه درد داشتم دل درد و کمر درد پریودی ولی قابل تحمل بودن ....بعد به دکترمم از اول گفته بودم من نمیخام تا ۴۰ هفته زایمان کنم حتی خودشم بهم گف تو تا ۳۷ یا ۳۸ هفته بیشتر نمیرسی ولی خب چون شیاف و امپول استفاده کرده بودم تو گهواره هم خیلیا رو دیده بودم که میگفتن دهانه ی رحم رو سفت میکنه میترسیدم طولانی بشه ولی خب خداروشکر برای من اینجوری نشد...
دیگه دکترم گف ۳۸ هفته بیا که معاینه ی لگنی و تحریکی انجام بدم ، دیگه منم که ۳۸ هفته و ۳ روز رفتم معاینم کرد راستش یه کوچولو درد داشت ولی قابل تحمل بود بهم گف خیلی لگنت و رحمت خوبه الان یه سانتی بعد تحریکی انجام داد شدم سه سانت.، گف برو ورزش کن و پیاده روی کن و شیاف گل مغربی برام نوشت که استفاده کنم(که اصلا به استفاده هم نرسید😅) که گف صددرصدتا اخر هفته زایمان میکنی ولی بنظرم دستش برام خیلی خوب بود..منم خیلی خوشحال شدم همون روز تا شب پیاده روی کردم و بعد رفتم دوش اب گرم گرفتم و کمرمو ماساژ دادم... دیگه بعد از ساعتای یک شب درد داشتم از درد پریودی بیشتر


ادامه پارت بعدی....
مامان جوجه کوچولو مامان جوجه کوچولو ۱ ماهگی