تجربه زایمان طبیعی 🤰🏻

پارت اول

من از هفته ۳۵ شروع کردم تو خونه در حد ۱۵ دقیقه ورزش های لگنی انجام دادم خیلی ساده و کم نه در حدی که مثلا خودمو بکشم تا هفته ۳۷ که یک روز در میان پیاده روی های نیم ساعته داشتم تا حدی پیاده روی میکردم که زیر شکمم درد میومد و دیگه خسته میشدم دکترم گفته بود پیاده رویت تا ۳۸ هفته جوری باشه که یکم خسته بشی نه طوری که حالت بد بشه .
تا روز ۳۸ هفته و ۳ روز به همین منوال گذشت و من دقیقا همون روز یکم فشار عصبی داشتم بخاطر هورمونام و اینا اعصابم بهم ریخته بود چند روزی هم بود که به جای آب عرق کاسنی میخوردم که خیلیا گفتن باعث انقباض میشه ...
۳۸ و ۳ روز بودم که رفتم بیرون و شروع کردم به پیاده روی هندسفری ام گذاشتم که انگیزه بگیرم 😁دقیقا دو ساعت پیاده روی کردم جوری که حس میکردم بچه اومده پائین رسما انگار میخواستم خودمو جر بدم از خستگی اصلا هم وسطش استراحت نکردم بین راه هم شربت خاکشیر خوردم و روزای قبلشم میخوردم و......
ادامه


زایمان طبیعی پوشک شیرخشک انقباض درد بستری زایمان

تصویر
۶ پاسخ

مبارک عزیزم ❤
پارت دوم بزار منم یاد بگیرم انجام بدم

مبارکه عزیزم

عزیزم تا37هفته روزی نیم ساعت پیاده روی میکرد یهو38هفته دوساعت رفتی؟

بقیه اش کی میزاری عزیزم

عزیز دلم از چند هفتگی سر کوچولو وارد لگن شد و شکمت اومد پایین ؟

مبارکه عزیزم قدمش پر خیر برکت باشه😍😍

سوال های مرتبط

مامان محیا خانوم😍🩷 مامان محیا خانوم😍🩷 روزهای ابتدایی تولد
تجربه زایمان طبیعی پارت ۳
اینگونه شد که من با خودم گفتم خب دکتره دیگه حتما یچی میدونه برم امتحانش کنم شاید خیلیم بد نشه
در ادامه دکترم گفت که ۳۷ هفته که تموم شد ورزش ها تو شروع کن تو میتونی💪
در طول دوران بارداری من روزی ۲۰ دیقه پیاده روی رو داشتم و چون این اواخر مصادف شده بود با ایام محرم دیگه این پیاده روی ها هم بیشتر شده بود
۳۷ هفته که تموم شد من تصمیم گرفتم که ورزش رو شروع کنم روز اول نیم ساعت رفتم پیاده روی و رابطه بدون جلوگیری
روز دوم بازم نیم ساعت پیاده روی رفتم و عصر که اومدم خونه احساس خستگی و درد داشتم و با خودم میگفتم که ماه درده دیگه و زیاد اهمیت نمی‌دادم شب که شد دیگه دردای شکمم امونمو برید به همسرم گفتم پاشو بریم بیمارستان که من دیگه اصلا نمیتونم تحمل کنم
ساعت ۴ نصفه شب رسیدیم بیمارستان nst و معاینه کردن گفتن که ۳ سانتی و نزدیک ۴ سانته برو تا ۷ پیاده روی کن برگرد تا اگه ۴ شده بود بستریت کنیم اینم بگم که من دیگه دردی نداشتم اونموقع رفتم و ۲ ساعت پیاده روی کردم

زایمان زایمان
مامان نی نی🥺🫂💎 مامان نی نی🥺🫂💎 ۴ ماهگی
تجربه زایمان
پارت ۱💎🩵


من از ۳۰ هفته هر روز پیاده‌روی رو شروع کردم و کمپوت اناناس می‌خوردم سعی میکردم پیاده روی کنم ولی بچه می اومد روی شکمم وایمیستاد نمیتونستم نفس بکشم ولی ادامه دادم گاهی اوقات شکمم درد می گرفت گاهی روزا می رفتم گاهی روزا نمی رفتم
به ۳۴ هفته رسیدم ولی بازم درد نداشتم خونه رو تمیز می کردم تا دردم بگیره اما هیچ دردی سراغم نمی اومد ۳۷ هفته و ۵ روز رسیدم به مطب دکتر رفتم بعد از اینکه دکتر برام معاینه لگنی انجام داد و گفت که میتونم زایمان طبیعی انجام بدم و اگه تا دو هفته دیگه زایمان نکردم پیشش برم دو هفته هر روز دو ساعت پیاده روی می کردم کمپوت آناناس می‌خوردم شیاف گل مغربی رو ۳۸ هفته و پنج روز شروع کردم هر روز دو تا استفاده میکردم ۳۹ هفته و ۳ روز شدم بازم درد نداشتم نصف قاشق خاکشیر تو آب می‌خوردم ولی فایده نداشت شیاف رو دو روز نذاشتم و ۳۹ هفته و ۵ روز رسیدم بدون درد و به مطب دکتر رفتم بعد از معاینه لگنی گفت که سر بچه وارد لگن شده ولی اصلا باز نشدی
اون روز پنج شنبه بود بعد از سونو بیوفیزیکال و نوار قلب گفت روزی دو تا شیاف بذار اگه تا یکشنبه دردت نگرفت برو زایشگاه خودت رو بستری کن روزی یه قاشق غذاخوری خاکشیر تو یه لیوان آب خوردم اما تا یکشنبه دردم نگرفت