سوال های مرتبط

مامان مهراد مامان مهراد ۱۴ ماهگی
مامان مامان 💙💙 مامان مامان 💙💙 ۲ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی دوم...

من خودم مربی شنا و نجات غریقم...
از هفته ۲۰ بارداری تا هفته ۳۷ هر هفته یک جلسه،هر جلسه نیم ساعت میرفتم تو آب و پیاده روی و شنای آروم میکردم...
از هفته ۳۷ تا ۴۰ هر هفته ۲ جلسه میرفتم و هر جلسه یک‌ساعت کامل ورزش های دوران بارداری رو فقط انجام میدادم..
جدا از استخر از هفته ۳۷ به بعد هر روز پله ۵طبقه رو میرفتم بالا میومدم پایین به پهلو ۴ ۵ بار....
از هفته ۲۵ هم که هر روز به مدت ۱۰ دقیقه ورزشهای بارداری رو انجام میدادم تو خونه،از هفته ۳۵ تایمشو بیشتر کردم..
از ۳۷ هفته به بعد یه روز در میوم زیر آب گرم چرخش کمر و اسکات میرفتم
پیاده روی هم از اول داشتم،از هفته ۳۷ هر روز میرفتم به مدت یک ساعت و نیم

در کل از هفته ۳۷ به بعد خودمو جر دادم😂

۳۹ هفته و ۶ روز بودم که صبح ساعت ۶:۳۰ بیدار شدم،پسرمو بردم wc و اومدم بخوابم دیدم یه مقدار درد پریودی دارم..یاداشت کردم تایم دردمو دیدم هر سه دقیقه درد دارم و دردام مرتبه...تا یه ربع به ۷ شوهرمو بیدار کردم گفتم فک کنم درد زایمانه.
رفتم سریع یه دوش گرفتم و دردام شد دو دقیق یه بار...
ساعت ۷:۲۰ بود که کیسه آبم پاره شد وقتی داشتم لباس میپوشیدم برم بیمارستان.. ۷:۴۵ رسیدم بیمارستان و معاینه کردن گفتن خانم ۸ سانتی الانه بچه ت دنیا بیاد...
سریع رفتم رو‌تخت..تا شوهرم رفت پذیرشمو بگیره ساعت ۸:۲۰ زایمان کردم...🥹

خانما ورزش خیلی خیلی خیلیییییی تاثیر داره....واقعا همه اون کارایی که هر روز مخصوصا از هفته ۳۷ به بعد انجام دادم خیلی خیلی کمکم کرد
مامان ویدا و ویهان مامان ویدا و ویهان ۷ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی خلاصه مینویسم
از از شیش ماه به بعد در روز نیم ساعت پیاده روی داشتم از هفته ۳۴ روزی چهل دقیقه پیاده روی داشتم و ورزش انجام می‌دادم ولی تعداد هر حرکت کم تر از هفته ۳۶ به بعدی روزی یک ساعت نیم تا دوساعت پیاده روی ورزش روزی چهل دقیقه حدود ده تا حرکت های مختلف تعداد بالا ۵۰ تا ۱۰۰ از شروع هفته ۳۷ استفاده کپسول گل مغربی یکی ظهر یکی شب هفته ۳۷ یک روز از ظهر درد واژن کمر داشتم بیخالش شدم خوابیدم چن بار تو خواب بیدار میشدم باز میخوابیدم تو خواب عرق کرده بودم وقتی بیدار شدم عصرش یکم کار های خونه انجام دادم بعدش ورزش پیاده روی و دردام بیشتر شد رفتم دوش گرفتم تو آب گرم نشستم کمرم گرفتم زیر آب گرم ماساژ دادم اسکات زدم و آماده شدم تا بریم بیمارستان رفتم سرویس افتادم رو خونریزی نوار گذاشتم رفتیم مسیر ما تا بیمارستان سه ساعت راه بود که همون شب باران شدیدی هم بود دردام تو ماشین می‌گرفت ول می کرد اولش کم بود با تنفس کنترل میکردم شدید هم که میشد ناله های بلند میکردم تا رسیدم بیمارستان شد ساعت ۱۰ تا رفتم اورژانس معاینه شدم و بعدش زایشگاه هشت سانت دهانه رحمم باز شده بود روی تخت شروع کردم برا ورزش حالت راه رفتن چمپاته ولی لگنم چرخش میدادم دیگه آمدن بردنم اتاق زایمان دیگه کامل سر بچم حس میکردم پاهام جمع کردم تو شکم چن تا زور محکم زدم بچم به دنیا آمد ساعت ۱۱ زایمان کردم بخیه داخل نمیدونم چقدر بود ولی بیرون پنج تا خوردم زایمانم بیمارستان حافظ بودم ولی اصلا راضی نبودم زایمان اولم شوشتری بودم عالی بود