۹ پاسخ

اخ که حق داری مادر، خیلی سخته ، سن سختی رو میگذرونن، خدا قوت بهت، فقط من به این نتیجه رسیدم که اگر در مقابل این کاراشون تو هم واکنش شدید نشون بدی داد بزنی یا هر چی، بدتر میشه اوضاع، وقتی اینطوری میکنه خیلی سخته اما سعی کن به اعصاب خودت مسلط بشی و با خودت بگی فقط یک بچه ست که نمیتونه هیجاناتشو مدیریت کنه، بعدم من همیشه به پسرم میگم مامان میخوای گریه کنی من کنارت هستم تا اروم بشی، اونم یکم گریه میکنه و تمومش میکنه

من اگر برم اسکن مغزی بخدا مطمئنم دکتر میگه نصف مغزی خشک شده کلا نصفش از کار افتاده.. من که دیگه روانی شدم انقد که دخترم اخلاقش گند شده گریه های الکی جیغ میزنه همش یک چیزی هست که براش گریه کنه. موقع بیرون رفتن هم نمیذاره لباس تنش کنم دست به موهاش بزنم انقد داد میزنه م نابود شدم میگه دلم میخواد شلخته برم بیرونگ

دختر منم همینه
دیروز اینقدر گریه کرد
رفت تو اتاقش با جیغ و داد
من بی محلی کردم اومدم دیدم خوابش برده
دختر من همه ی اینا ب کنار ی وابستگی وحشتناکی ب من داره نمیتونم از کنارش تکون بخورم
روانیم کرده

برای من دوتاشون با هم این رفتارهارو نشون میدن..دوست دارم با یکی حرف بزنم و گریه کنم 😔اگر چه نمیشه درد و دل هم کنی برچسب میزنن به بچه که دیوونه اس 😅😢دیروز عصر شوهرم سر کار بود نشد ببرم پارک بردم داخل کوچه با دوچرخه دور بزنن یکیشون اینقدر غر زد و گریه کرد که همه از خونه ها اومدن بیرون ..فقط به خاطر اینکه ماشین اومد و من یه کم دوچرخه رو کمکش بردم کنار😅

خودتو بزن ب بیخیالی اصلا هم نگاهش نکن خودش کم کم بیخیال میشه هرچی دقت بالای داشته باشی بدتر میکنه دختر منم هست

احتمالا گریه کرده حساسیت نشون دادی
من گاهی دخترم میگه گریه کنم ؟😁
یه جورایی تهدید می‌کنه ولی من بهش نمی‌گم نه گریه نکن و این چیزا
بیشتر بحث رو عوض میکنم یا کم محلی میکنم

فقط خونسردباش همین خودم بدترم هااماسعی میکنم خونسردباشم بی محلی کنم یکم دیگه کم بیارم دادمیزنم یای دونه درکونش میزنم

ببین پسرمنم ازغروب هی غرمیزدوگریه میکرددیگه باباش هم واقعاخسته شده بودبردپارکینگ آروم نشدبردباماشین دوربزنن خوابید😂اومدخونه اونم۳طبقه وبدون آسانسوربعدساعت۱۰بیدارشدگریه بازمبکردوآروم نمیشدبردیم پارک وبهترشدآوردیم خونه الانم بیداره نمیخوابه🥴هرروزسعی کن ببرش بیرون تخیله بشه یاخودت بازی های هیجانی کن

نه والا داشتیم خودمونو نجات می‌دادیم

سوال های مرتبط

مامان پرنسس😍🤰🧿 مامان پرنسس😍🤰🧿 ۳ سالگی
ای کاش یه دکمه بود از زندگیم لف میدادم دیگ نمیکشم مغزم داره رد میده بیشتر از یک ساعته دخترمو اوردم بخابونم نمیخابه و میدونمم خابش میاد بهونه های الکی میگیره گریه میکنه بالای صدتا قصه خوندم رو پام گذاشتم خودمو زدم با خواب نمیخابه روانی شدم فردام باید ۶ بیدار بشم امروزم ک نگم واستون دهنمو سرویس کرده حسابیییی🤦‍♀️🤦‍♀️
هرچی بهش میگم این کارو کن نه فقط میگه نه الکی گریه میکنه
امروز خونه همسایمون بخدا دختر من فقط تو مخ بودبچهای اونا انقد قشنگ بازی میکردن دختر من همش گریه میکرد میومد ب من میچسبید نقل آورد همسایمون باچای دختر من اصلا انگار ندیده نقل انقد خورد خودم خجالت کشیدم
جالبه دقیقا هفته پیشش رفتیم فروشگاه خودش با انتخاب خودش بسته نقل برداشت روزی ۵ تا میدم میخوره واقعا خجالت کشیدم مثلا دختر همسایمون ماشین برقی داشت میگفت میترسم سوار نمیشم با اینکه میبرمش پارک بخاطر اون خودشو میکشه ک سوار بشه همه میگفتن چرا اینجوری میکنه بخدا زود اومدم هیچ کلی هم گریه کردم