۲۱ پاسخ

بابا بی چاره ها میدونی چقدر فشار روشونه بخدا من خودم تا ماه ششم بارداری سرکار میرفتم .الان خونم با کلی خرج طفلکیا رو حق بدین بهشون

چرا پس من ب این طور چیزا فک نمیکنم. ما رابطه داریم ن ک ندلشته باشیم ولی من انقدر خسته میشم شب ک دخترم میخوابه من میوفتما

مهسا جان طبیعیه عزیزم،صحبت کن باهاش بهش بگی متوجه میشه
ولی واقعا فشارروشونه بنده خداها

مهسا اعلان ایتا رو باز بزار پیام دادم بفهمی

بیز دوقموشوخ اولار افسردگی توتوپلار🤦‍♀️

میلاشون کم نشده میترسن دوباره حامله بشین خرجشون صدبرابر شه. من الان خودم دوشبه حالم خراب میشه بی انرژی میشم یعنی توان اینو ندارم ب دخترم برسم.دیگه توان رابطه رو اصلا ندارم😜😜🤪🤪🤪🤪

منم ۱ هفته رابطه نداشتیم ۱ هفته هم پریود شدم بعدش دو بار کردیم اونم با ترفندهای من نه با میل خودش الانم چند روزه نداریم .خسته میشن از لحاظ روحی و فکری و جسمی با این همه گرونی و اینا .منم چند شبه ناراحت میخابم میل شوهر منم‌کم شده ولی چه باید کرد🥲

ما از وقتی بچمون اومده اصلا پیش نمیخوابیم مدام دعوا وبحث بیخود اصلا دیگه بهش حسی ندارم

شاید میترسه دوباره حامله بشی زیاد نمیاد سمتت .ازش بپرس چرا سرد شدی .ولی با این شرایط اقتصادی مردا فشار روشونه .نترس خیانت نمیکنه .دوهفته نداری فکر میکنی خیانت کرده پس من بگم زن گرفته من از موقعی که حامله شدم تا الان رابطه نداشتیم 🤣

ماهم🥲ما ک الان ۱ سالو ۴ ماهه ک رابطه نداشتیم مث خواهر برادرا شدیم

شوهر منم سرد شده نسبتا
میدونم اهل خیانت نیس
بخاطر یه سری قرص هایی که میخوره میل جنسیش کم شده فقط
وگرنه عاطفی نه خوبه اوکیه

عزیزم تو پیام براش بگو

ای خواهر همه مردا اینطوریه شوهر منم اینطوری می‌دونم مشکلشون چیه ما زایمان کردیم اونا افسردگی بعد زایمان گرفتن

عزیزم مراقبت کن پای نفرسومی بین تون نباشه
خدای نکرده
چکش کن گوشیش اینارو

عزیزدلم یکم به خودتون فضا بدید و سعی کن با آرامش درموردش صحبت کنید بعد زایمان این مشکلات کاملا طبیعی هستن

انگار افسردگی بعد زایمان رو اونا 😐گرفتن

عزیزم بعد از بچه همینه . ما هم خیلی زیاد رابطمون سرد شده اوایل خیلی سخت بود پذیرشش برام اما الان دگ برای منم عادی شده. نمی‌دونم چرا دقیقا . صحبت هم کردیم ب جایی نرسیدیم ولی

عزیزم تنها نیستی منم خیلی داغونم سر این قضیه

مرداد بعضا بعد تولد بچه افسردگی می گیرند گاهی

خیانت نیست ؟؟؟

عزیزم نی نی شماهم یه وقتایی خیره میشه چشمش؟ چندثانیه خیره بشه وبعدخودش برکرده

سوال های مرتبط

مامان شاهان مامان شاهان ۱۲ ماهگی
ی درد و دل
من انقد ک ناراحت میشم و حرص میخورم و گریه میکنم از هیچی لذت نمی‌برم ...
مثلا بارداریم خیلی سخت بود سرکلاژ بودم و استراحت مطلق و درد و حتی زخم بستر و از ۳۵هفته دفع پروتیین گرفتن و هرروز بیمارستان رفتن و.... و روز شماری میکردم دنیا بیاد
تا اینکه دکتر گفت بهتره زودتر زایمان کنم و ۳۷هفته و ۴روز رفتم سزارین کردم و از شانسم بچم آب دورشو خورده بود و بستری شد ی هفته
فقط خدا و خانواده ام می‌دونن من چی ب سر خودم آوردم اون ی هفته
بعدش ک مرخص شد رفلاکس و کولیک شدید و من میترسیدم ی لحظه ازش چشم بردارم و حتی شب ها بیدار میمونم تا صبح بالا سرش و نگاش میکردم ببینم نفس می‌کشه یا نه
با هر چیزی قلبم میخواست وایسه
از دو ماهگی عتصاب شیر و....
تا حالا نتونستم لذت ببرم همش با خودم میگم ببین چند ماه گذشت و بقیش هم قراره همینجوری بگذره پس لذت ببر از ثانیه ب ثانیه بزرگ شدن بچه ای ک انقد آرزوشو داشتی ولی باز نمیتونم فقط ناراحتم و گریه میکنم ک چرا بچم شیر نمیخوره چرا این جاش درده اونجاش درده و....
مطمعنم اصن افسردگی گرفتم