وسطای روز بود که فهمیدم امروز سالگرد ازدواجمونه و یادم رفته😅😅😅

راستش من هیچ‌وقت آدمِ مناسبت‌ها نبودم. اگر یکی از ما تاریخی رو فراموش کنه، دلم نمی‌گیره؛ چون برای من، تاریخ‌ها فقط عددن. ارزش آدم‌ها رو چیزی خیلی عمیق‌تر مشخص می‌کنه؛ رفتارهاشون، محبتشون و اثری که هر روز توی زندگی هم می‌ذارن.

امروز، پسرها خوشحال بودن، مهراد با ذوق کنار باباش لونه‌ی پرنده‌ای که با هم ساخته بودن رو به درخت پارک چسبوند. 🥹💙
همون لحظه با خودم فکر کردم… زندگی مگه جز همین لحظه‌های ساده، خنده‌های واقعی، خاطره‌هایی که بی‌صدا ساخته می‌شن و آدم‌هایی که کنار هم رشد می‌کنن، چیز دیگه‌ایه؟

البته اگر یادم بود، احتمالاً یه کیک ساده هم می‌پختم؛ نه برای اینکه تاریخ مهمه، برای اینکه بهانه‌ی قشنگیه برای شیرین‌تر کردن یه روز معمولی. 🤍🎂

شما نظرتون درباره مناسبتا چیه؟؟


شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن ۱۸ماهگی تب ببلاک اپتامیل زردی ترک شیر سرفه

تصویر
۲۹ پاسخ

کاش منم با شما هم عقده بودم و عذاب نمی‌کشیدم من برام مناسب ها خیلی مهم برعکس شوهرم بی اهمیت و هر مناسب میاد بجای خوشحالی عمیقا ناراحت میشم

عزیزم😍

من مناسبت‌ها به جوووونم وصلهههه انقد که برام مهمههه حتما باید کیک کادو عکس دکور جشن ۳نفره یا هم بزرگ😁

من کم و بیش آدم مناسبت هام😁
بیشتر همسرم تاریخ های مهم رو یادشه😂
کادو و گل میخره 😍 فقط تولد ها برام خیلی مهمه هم برای بقیه هم برای خودم

عزیزم
الهی که همیشه خوشحال و شاد باشین کنار هم❤️

حالا من همسرم مناسبتا رو یادش نباشع میکشمش😂😂خیلیم ناراحت میشم من حس میکنم ارزش ادم و میشه تو روز عزیز زندگیش فهمید
ی روزایی خیلی واسم عزیزن مثل سالگرد ازدواج یا عروسی یا مثلن تاریخ اشنایمون یا تولدم 🙃

برای منم اونقدر خود تاریخ اهمیت نداره،ولی همیشه دوست دارم تو اون روز ی کار برای دلمون انجام بدم، به به😍😍، چقد مهراد لونه پرنده قشنگی درست کرده، روی سنش عالیه😍😍

برای من اوایل مهم بود. اما چند ساله دیگه اهمیت نمیدم👀

ای جان مبارک باشه مهربون🥰
پایدار باشید❤️
آخه شما چقدر قشنگین🩷

آفرین آقا مهراد
لذت میبرم از دیدن پسر جذابی مثل تو😘😘
سالگرد ازدواجتون مبارک فاطمه جون

اولا که چقدر خفنید😍 بمونید برا هم

سالگرد ازدواجتون هم مبارک🥰🥰

من تا چن سال پیش برام مهم بود، نه کادو دادن اینکه به هر مناسبتی اطرافیان رو خوشحال کنم و بدونن برام مهم و عزیزن
و متقابلا منتظر بودم برای اونا هم مهم باشه
الان اون مناسبت های خاص رو سعی میکنم با مرور خاطرات قشنگ سپری کنیم و درحد توانم هدیه ای تهیه می کنم و ی کیک میپزم

من کلا ادم سختگیری نیستم و از مناسبتها هم تولد بچه ها خیلی برام مهمتره🙂حالا اگه سالگردی چیزی یادمون بره انقدا سخت نمیگیرم

عروسیم روز عیده هیچوقت یادمون نمیره 😆

من اگر یادم برم با یادش بره کلی گریه میکنم

وای خدایاااااااااااااااا من مردم برای نصب شده لونش اخههههههه چقد شما مهربونیت
سالگرد ازدواجتونم مبارک بانوی هنرمند

قلبممممممممم از این لونه زیبا😭😭😭😭

حرفات همه درسته ولی من اگه یادش بره خییییلی ناراحت میشم...

سالگرد ازدواج‌تون مباااااارک بانو جان 🥰🥰🥰🥰

من مناسبت‌ها رو نشده تا حالا یادم بره ولی خیلی کار خاصی برای اون روز نمی‌کنم نهایت یه کیک بپزم یا از بیرون بگیرم و اینکه اگه شد شام بریم بیرون، نشدم مهم نیست.😊


کاملا باهات هم‌نظرم؛ زندگی درست همین لحظه‌های ساده و کنار هم بودن‌هایی هست که خیلی وقت‌ها از سر بودن مدام، تو جریان روزمرگی گم می‌کنیمش. حواس‌مون پرت میشه که زندگی همین لحظه‌ای هست که داریم کنار هم چای می‌خوریم یا با هم دیگه از جلوی ویترین مغازه‌ها رد میشیم و و و ...

ما ۶روز پیش سالگردمون بود فقط کیک پختم واس خودمون برعکس سال‌های قبل ک یادم میرف یا زیاد مهم نبود امسال بیشتر بخاطر وجود بچم خوشحال بودم

چقدر تو ماهی دختر😍 سالگرد ازدواجتون مبارک قشنگم❤️😘

@سلام قشــنگم❤️
.
عـــکس روببــین
🫀یه ادمین میخوام برا آنلاین شاپم (محصولات آرایشی میفروشم) بیاد جواب مشتری هارو بده

شرایط اینــه👇🏻
سنت :۱۲ به بالا
روزانه :۲ ساعت وقت بزاری
حقوق: روزانه ۹۰۰هزار

اگه اوکی بودی اینجا پیام ربیکا بده
@nedashaap18
اینم کانال دیگمه براش ادمین میخوام اگه اینم انجام بدی به حقوقت اضافه میشه🩵
https://rubika.ir/page/shophani

شما خوبه بعدظهر یادت اومد من چند روز پیش یادم اومد 1 تیر سالگردمون بود هنوز تو خرداد مونده بودم😂

قبلنا خیلی مهم بود الان دیگه نه اونقدر🙂

ببخشید گل
پسرت کامل حرف میزنه یا نه کلمات رو واضح میگه پسرم هنوز بعضی ها رو نصفه میگه جمله هم بلدنیست

چه قشنگ عزیزم مبارکتون باشه همیشه شاد و سالم و خوش کنار هم زندگی کنید، میشه ماه تولدتون بگی اگه اشکال نداره؟

دقیقا، منم باهاتون هم عقیده ام

حقیقتش من مناسبت هارو یادمه .حتی گوشی رو تاریخ میزنم که بهم یادآوری کنه اون روزو.
و فقط همسرم خیلی مهمه که اون روزو یادش باشه که هیچوقت یادش نیست 🤣
البته منم بهش میگم که یادش رفته ولی قهر و اینا نمیکنم همینکه گوشی رو تاریخ میزنه که یادش بیاره تولدمه خیلی برام ارزش داره

همه روزها برام مهمه که حالم خوب باشه...مناسبتها بهانه ای میشه عکس بگیرم جشن بگیرم ...یه یادگاری ازش بمونه...و..

مبارک باشه عزیزم منم ۸ تیر سالگرد ازدواجمون بود یهو یادم افتاد ی کیک موزی پختم و ی شمع گذاشتم روش سه تایی فوت کردیم و خوردیمش کلی هم خوشحال شدیم شام هم پیتزا پختم
من قبل بچه تولدامون خیلی برام مهم بود الان فقط تولد نیکان مهمه برام خودم کمتر همسرم ی کوچولو بیشتر
سالگردهامونم درحد ی شام بیرون بوده همیشه

برای بنده مهمه🫠 خیلیم مهمه

سوال های مرتبط

مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
چون امروز تولدمه🥳🎉🎂

به جبران دو روز پیش که سالگرد ازدواجمون یادم رفت، امسال سالگرد و تولدم رو یکی کردم و دو تا کیک درست کردم. 😁🎂

مدت‌ها بود ترند «تابلو کیک» رو دوست داشتم و بالاخره بهونه‌ای شد که با طرح موردعلاقه‌م، ماه🥹🌙، اجراش کنم.
همسرم هم زحمت گل‌ها رو کشید، برای همین تصمیم گرفتم یکی از کیک‌هام رو با گل‌ها ست کنم. 🌻🤍

آرت قهوه‌م هم امروز دقیقاً همونی شد که تو ذهنم بود.🥹☕️

خلاصه که امروز با آهنگ‌های «تولدت مبارک»، کیک، شیرینی و کلی رقص و خنده گذشت. 😁💛

اما اگر بخوام از پشت صحنه بگم…😂

صبح که بیدار شدم، اسپرسوساز روشن نشد و مجبور شدم با موکاپات قهوه درست کنم.
هیراد ظرف خامه رو برگردوند و همه جا خامه‌ای شد. 🤦🏻‍♀️
یه لیوان هم شکست.
وقتی حواسم جای دیگه بود، آلبالوها رو به همه جا مالید. 🍒😂
و در آخر هم با ماشینش اون‌قدر از روی لوله جاروبرقی رد شد که آخرش پاره‌ش کرد! 🤣

آره… پشت هر عکس قشنگی، یه عالمه ماجرای بامزه و گاهی اعصاب‌خردکن هست. 😂
ولی من امروز تصمیم گرفته بودم هیچ‌چیز نتونه ذوقم رو خراب کنه پس تسلیم نشدم😅💙

شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن ۱۸ماهگی تب ببلاک اپتامیل زردی ترک شیر سرفه
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
🫑فعالیت امروز ما، کاشتن دونه‌های فلفل دلمه بود. 🌱🤍پ

از وقتی مادر شدم، آرزوی داشتن یه خونه‌ی حیاط‌دار چند برابر شده. 🏡
انگار تازه فهمیدم هم‌جواری با طبیعت چه نعمت بزرگیه؛ اینکه یه بچه بتونه دونه‌ای رو با دست‌های کوچیکش بکاره، هر روز رشدش رو ببینه و یه روز خودش میوه‌ش رو بچینه… به نظرم یکی از قشنگ‌ترین تجربه‌های کودکیه.

حالا که حیاط نداریم، تصمیم گرفتم یه باغچه‌ی کوچولوی خونگی برای خودمون بسازیم.
البته در زمینه‌ی گل و گیاه، به معنی واقعی کلمه یه آماتورم! 😅
امروز هم دونه‌های فلفل دلمه رو کاشتیم و حالا دست به دعاییم که لطف کنن و جوانه بزنن. 🌱

مهراد و هیراد هم که به معنای واقعی کلمه خودشون رو توی گل غلتوندن! 😂
آخرش هم مستقیم راهی حمام شدن و یه آب‌بازی طولانی، حسن ختام ماجرا بود. 🤍

اگر از نگاه خودم به امروز نگاه کنم، روز خسته‌کننده‌ای بود؛
مدام تمیز کردم، جمع کردم، شستم و دوباره از اول…

ولی وقتی از نگاه بچه‌ها بهش نگاه می‌کنم، داستان کاملاً فرق می‌کنه.
برای اونا امروز، روزِ خاک‌بازی واقعی بود، کشف کردن، خندیدن و آب‌بازی بدون نگرانی.

شاید یکی از قشنگ‌ترین چیزهایی که مادر شدن بهم یاد داده، همین باشه؛
اینکه گاهی دنیا رو از قدِ بچه‌ها ببینم.
اون‌وقت حتی یک روز معمولی هم می‌تونه تبدیل بشه به یکی از خاطره‌های شیرین کودکی‌شون. 🥹💙

🫑میدونم که همگی کدبانو هستید و خیلی اهل کاشتن گل و گیاه،پس نظرات و پیشنهاداتتون رو ازم دریغ نکنید!چی بگاریم که قلق خاصی نخواد و راحت تو گلدون رشد کنه؟؟؟

شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن ۱۸ماهگی تب ببلاک اپتامیل زردی ترک شیر سرفه
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
🎥معرفی سریال:تد لاسو⚽️ این معرفی احتمالاً برای خیلیاتون آشناست چون تد لاسو تو زمان خودش حسابی ترکوند! 😍
منم عاشقشم و گفتم جاش تو معرفی‌های پیج خالیه.فکرنکنین ورزشی و پسرونس!!اصلا!!

داستان یه مربیه که با مهربونی، احترام و باور داشتن به آدم‌ها جلو میره؛ چیزی که این روزها کمتر می‌بینیم. اما چیزی که این سریال رو خاص می‌کنه فقط فوتبال نیست؛ آدم‌هاشن. آدم‌هایی که اشتباه می‌کنن، رشد می‌کنن، شکست می‌خورن، دوباره بلند می‌شن و سعی می‌کنن نسخه بهتری از خودشون باشن.درواقع اصلا موضوع اصلی فوتبال نیس!آدمهاست😍



بعضی سریال‌ها هیجان‌زده‌ات می‌کنن، بعضی‌ها غافلگیرت می‌کنن، ولی تد لاسو از اون سریال‌هاست که دلت رو نرم می‌کنه.💛

من موقع دیدنش بارها خندیدم، چند جا بغض کردم و آخرش دلم نمی‌خواست تموم بشه. از اون سریال‌هاییه که هم دلت رو درگیر نتیجه مسابقه‌ها می‌کنه، هم با رابطه‌ها و داستان شخصیت‌هاش تا مدت‌ها تو ذهنت می‌مونه.

اگه این روزها دلت یه سریال گرم، دوست‌داشتنی و حال‌خوب‌کن میخواد از دستش نده!💛

شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن ۱۸ماهگی تب ببلاک اپتامیل زردی ترک شیر سرفهتد لاسو از اون سریال‌هاییه که هم هیجان مسابقه‌های فوتبال رو داره و هم پر از روابط انسانی عمیق و ملموسه؛ رابطه‌هایی که خیلی وقت‌ها خودمون رو توشون پیدا می‌کنیم.
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
اولین قایقش… ⛵️🤍و اولین تجربه نجاری🪵

شاید بی‌نقص نباشه، اما این تکه‌های چوب، فقط یک قایق نیستن.
اولین جرئتِ دست گرفتن ارّه، اولین اشتباه‌ها، اولین راه‌حل‌ها و اولین حسِ «من خودم ساختم» رو با خودشون دارن.

دلم می‌خواد مهراد یاد بگیره که ارزشِ ساختن، به بی‌نقص بودنش نیست؛ به شجاعتیه که برای شروع کردن لازم داره.

امیدوارم سال‌ها بعد، وقتی کارهای حرفه‌ای‌تری می‌سازه، این قایق کوچولو هنوز یه گوشه بمونه… تا یادش بیاره هر مهارتی، از همین اولین قدم‌های ساده شروع شده بود. 🤍

امروز روز سخت و چالشی تو مادری داشتم…
اولین روز عادتمه و علاوه بر درد هردوتارو باشگاه بردم
تو باشگاه تا تونستم دنبال هیراد دوییدم
توراه برگشت تو ماشینش ننشست و وسط خیابون اواره بودم😑تو پارکینگ دعواشون شد و با صدای جیغاشون و گرمای هوا به فروپاشی رسیدم🫠الان حمومشون کردم و دادم دست باباشون تا شام بخورن و بخوابن و تو اتاق تاریک نشستم تا اندکی آروم بشم🥲بعضی روزا خیلی فشار رو خودم حس میکنم….



شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن ۱۸ماهگی تب ببلاک اپتامیل زردی ترک شیر سرفه
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
پروژه جدید کودک‌محورمون امروز پاستا با خمیر دستساز بود 🍝🧈😍
برای بچه‌ها راویولی هم درست کردم، با مواد میانی پنیرخامه ای و مرغ 🧀

راویولی یه پاستای شکم‌پر ایتالیاییه که داخلش با مواد ساده‌ای مثل پنیر، اسفناج، گوشت یا سبزیجات پر میشه. بعد خمیرها روی هم قرار می‌گیرن، بسته میشن و توی آب جوش پخته میشن 🍝

بچه‌ها تا می‌تونستن با خمیر بازی کردن و آخرش هم دوتا بشقاب کامل خوردن 😍
وقتی هیراد دوتا بشقاب خورد واقعاً توی پوست خودم نمی‌گنجیدم 🥺😍

موادش خیلی ساده‌ست: به ازای هر ۱۰۰ گرم آرد، ۱ تخم‌مرغ و کمی نمک.
بعد از نیم ساعت استراحت، خمیر رو نازک باز می‌کنیم، شکل می‌دیم و حدود ۵ دقیقه می‌جوشونیم 😋

تجربه‌ی خیلی خوبی بود 🥺
راویولی به نظرم گزینه‌ی خیلی خوبی برای بچه‌هاست؛ هم سالمه هم دوست‌داشتنیه هم شبیه ماکارونیه دوس دارن😋
نظرتون؟تاحالا امتحان کردین؟

شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن ۱۸ماهگی تب ببلاک اپتامیل زردی ترک شیر سرفه؟
مامان حسین مامان حسین ۲ سالگی
دو هفته‌ست که از شیر گرفتمش…
و هر روز که می‌گذره، دلم بیشتر برا اون لحظه‌هایی که فقط من و اون بودیم تنگ می‌شه.
لحظه‌هایی که دستای کوچیکش دورم بود، صدای نفس‌هاش کنار قلبم، و اون نگاهِ مطمئنش که انگار می‌گفت «مامان، اینجا امنه».

حالا که تموم شده، گریه می‌کنه، بغلم می‌کنه و دستاشو محکم به من می‌چسبونه. دلم می‌خواد زمان وایسه و دوباره اون لحظه‌های آرام و شیرین رو داشته باشم.
اما می‌دونم، این فقط یه فصل بود و ما همچنان با همیم، فقط شکل عشق‌مون عوض شده…
هر بغلی که بهم می‌کنه، هر گریه‌ای که می‌ریزه، یادم میاره که عشق واقعی، هیچ‌وقت تموم نمی‌شه 💫یه جایی از مسیر مادری، باید دل بکَنی از شیر دادن…
نه چون دیگه نمی‌خوایش،
نه چون خسته‌ای،
فقط چون وقتشه که بزرگ‌تر بشی، هم تو، هم اون کوچولوی دلبندت.

چند شبه بغلش می‌کنم، گریه می‌کنه،
دستاشو می‌ذاره روی قلبم، دلم می‌لرزه…
دلم براش خونه، برا اون لحظه‌های آرومی که فقط من و اون بودیم.

می‌دونم تموم شده،
ولی این عشق، هیچ‌وقت تموم نمی‌شه —
فقط شکلش عوض می‌شه 💫
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
ایده بازی: پرش کانگورویی🦘مناسب ۲سال به بالا✅
تو یه پلاستیک میرن دسته هاشو میگیرن و میپرن😁 باید چیزای روی زمین مثل لگو یا توپ های رنگی و جمع کنن و تو پلاستیکشون بندازن🎾🟥

برای هیراد اول سخت بود اما بعدش راه افتاد نکته ی این که زمین نخورن اینه که پلاستیک یکم بزرگ باشه و بجای راه رفتن سعی کنن بپرن!
هیراد چون کارای مهرادو تقلید میکنه زود یاد گرفت،اگر یه دونه بچه دارین لازمه که باهاش تمرین کنین و کنارش باشین تا توانمند بشه💪🏻

بعدشم که نشستن به برج سازی⛪️

پسرک امروز لونه شو کامل کرده فقط مونده که سقفش هم کاور کنیم تا جای امنی برای پرنده ها بشه و ببریم پارک آویزونش کنیم🥹
راستش شاید کار تمیزی درنیومده باشه و اصلا مناسب پرنده هم نباشه اما چون صفر تا صدش با مهراد بوده برام خیلی ارزشمنده و دوست دارم خودش ببره پارک بذاره و کیف کنه از نتیجه ی زحمتش🥹
وقت برای کارای بی نقص زیاده فعلا برام مهمه که تلاش کنه و با دستاش خلق کنه💙

تا اینجای روز تنبلی کردم و فقط بازی کردم اما الان پاشدم ناهار بذارم و به کارا برسم،خونه تمیزه و خیلی دوست دارم یه چیز هیجان انگیز مثل کیک یا کوکی درست کنم،باید دید حالم چطور میشه تا بعدازظهر🫠چه خبر از شما؟



شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن ۱۸ماهگی تب ببلاک اپتامیل زردی ترک شیر سرفه
مامان میم🤍 مامان میم🤍 ۱ سالگی
مامانای قشنگ یه راهنمایی از یه مامان ببخشیدا شرمنده ولی من کلی پیام از مامانا توی گهواره میبینم که بچه هارو یهویی از شیر محروم میکنن نمیگم نکنید یا بذارید بخورن یاهرچی اصلا من دخالتی توی نظراتون نمیکنم فقط اینکه بچه رو یهویی از شیر نگیرید گناه داره خوده ما انگار یه چیز باارزش رو یهویی شوهرمون آزمون بگیره و دیگه نده چه حسی داریم به نظرم کم کم ازشون بگیرید مثلا اگر در روز ۲۴ ساعته شیر میخوره با غذا باخوراکی های سالم با میوه با بازی با حواسش رو پرت کردن به کم تر و کمتر کردن شیرش کمک کنید اینجوری باور کنید بچه نه گریه میکنه نه اذیت میشه نه یهویی چیزی رو ازش میگیرید که حس بدی بگیره.بازم ببخشیدا اما من برای بچه ی خودم این راه راانجام دادم .خداروشکر بچه اصلا اذیت نشد البته به اون هنوز شیر میدم فقط وعده هاش رو کم کردم.
#شیرخشک #پوشک #رفلاکس #۱۸ماهگی #نوزادی #کولیک #اسهال #شب_ادراری #زایمان #طبیعی #سزارین #استفراغ #واکسن #پسر #دختر #حاملگی
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
سلام از امروز پر ماجرا💣🐢ایده کاردستی برای سن دوسال به بالا✅
اول میتونین باهم نقاشی لاکپشت یا خرگوش بکشین دوربری کنین و پشتش مثل عکس نی بذارین
وقتی نخ و مثل عکس از میله یا مثل ما دستگیره کابینت رد کنین با تکون دادن دو سر نخ لاکپشتا حرکت میکنن و به آخر میرسن
هم دست ورزیه هم هیجان انگیز😍
بنظرم عکسا واضحه ولی باز اگه متوجه نشدین بپرسین💙

امروز برای من روز فروپاشی بود!از صبح هی صبوری کردم،دوباری از کابینت چیزی برداشتم که هر دوبار وسیله شکست،هیراد با صورت رو سرامیک سر خورد و کبود شد
بعدش در حالی که داشتم پودرقهوه های ریخته شده رو جمع میکردم دیدم هیراد موکت اشپزخونه رو با ماژیک مشکی پر از خط خطی کرده🥲🖊️
همینجا نقطه ی انفجارم شد و فریاد زنان از اشپزخونه بیرونشون کردم🥲🥲
درحابی که مغزم مدام هشدار میداد که تقصیر اونا نیس و این اتفاق طبیعیه اما نتونستم داد نزنم🫠🫠
هردوتا در حال گریه زاری بودن و منم رو مبل نشسته بودم و با بغض و شرمندگی نگاهشون میکردم که هیراد اومد بغلم
بعدش مهراد نزدیک شد!با هم دیگه نفس عمیق کشیدیم شوخی کردیم و خندیدیم و در آخر عذرخواهی کردم🧡هیراد خوابید و من و مهراد برای جبران لحظه های بدمون مشغول نقاشی و کاردستی شدیم و مثل همیشه جواب داد!

اما در کل امروز روز من نیست چون حتی تو مسابقه ی لاکپشتیم همش دارم میبازم از مهراد😂😂اینم گزارش روز من😅شما چه خبر؟؟

شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن ۱۸ماهگی تب ببلاک اپتامیل زردی ترک شیر سرفه