۲۰ پاسخ

عزیزم چه خوب یه نفر مثل خودم پیدا کردم من شدیداً احساسیم
بعداز یکسال آب زاینده رودمون بازشد واقعا مثل بچه های ۵ ساله خوشحال بودم و پسرمو بردم
شلوارمون زدیم بابا پاهامون تو آب گذاشتیم خیلییی کیف داد پسرم انقدر ذوق کرد و لباسش خیس شد ،براش لباس برده بودم چون تو فکرم بود که خیس میشه
اما مثلا خواهرشوهرم میگه وا اینکارا دیگه چیه اگه بچت چیزیم نمیدونه تو یادش میدی اونروز ناراحت شدم
اما برام مهم نیست
اگه صدای آهنگ بیاد باهم میرقصیم و شادی میکنم ته قلب هممون غم هست اما پسرم وظیفه اش نیست غم منو متحمل بشه

وای دقیقااا
منم به قاعده مکث خیلی اعتقاد دارم
یبار ی کلاس می‌خواستیم بریم کلا نرسیدیم
فقط پیاده شدیم دست پسرم رو گرفتم گربه هارو دیدیم درختا رو دیدیم حتی موتور هارو😂 آخه عاشق موتور و گربه اس
و با خودم گفتم از همین لحظات کنار هم بودن استفاده کنیم🥹❤️

عزیزم چقدر با حوصله و صبوری🥲

خوشبحالت چقدر انرژی‌ت بالاست
چطور برای بچه‌ها انقدر وقت میزاری
من با اینکه فقط یکی هم هست ولی به شدت عصابم خورده همیشه و دارم افسردگی میگیرم
میشه بگی چی حالت رو خوب میکنه
چیکار میکنی که همه چی برات قابل تحمله

وقتی مطلبی هم نداری
بازم داری 😅

به به ،به این گل پسرا😘😘

تاپیکات برام نمیومد حالا دیگه هرروز یبار به صفحه ات سر میزنم ببینم چیزی گذاشتی یانه
کلی ازت انرژی میگیرم پسر من یدونس و من براهیچی وقت ندارم و به هیچی نمیرسم کلا وقتی ام خوابه نمیتونم کارامو کنم چون خوابش سبکه بیدارم که باشه فقط نق میزنه
از وقتی شمارو دنبال میکنم خیلی فرق کردم خیلی حس خوبی داره صفحه ات

منم پریودم ولی برعکس تو مثل جنازه افتادم😩😩

دقیقا اولین باره که دنیا رو میبینن👌🏻

عزیزم🥹
نبودی امروز تاسیان بود🥲

چ خوبه صفحتون

وای دختر منتظر بودم تاپیک جدیدتو ببینم
منم عاشق همینطور چیزام
عاشق اینم خاطره سازی کنم
بچم بچگی کنه
ریخت و پاش و کارای هیجان انگیز انجام بدیم
متولد چه ماهی هستی؟🥹

عزیزم نگاهت به زندگی قشنگه♥️♥️

دقیقا منم همینجورم خیلی برا دخترام وقت میذارم بازی میکنم باهاشون سعی میکنم خیلی بهش خوش بگذره البته ک حس میکنم قدرمو نمیدونه یبار با دوستش رفتیم پارک بهش میگفت پریماه چقد مامانت مهربونه 😅خیلی خوشحال شدم دخترمم اصن براش مهم نبود حرف دوسش انگار من کلفت مهربونشم 🤣🤣🤣 دورش بگردم بچم همش بفکر بازی خراب کاری شیطنت و شلوغ کاری و رقصه

منم خیلی بابت ریز به ریز کارهای مربوط به ایلیا ذوق زده میشم
ولی به پای تو نمیرسم واقعیتش...چون اگر خیلی زیاد فشار روم باشه و عجله زیاد داشته باشم اضطراب میگیرم و تو برخوردم معلوم میشه

بچگی همینه تو رویایی نه فکری داری ن غم و غصه ای خودمونم همین روزا عین بچه هامون بودیم
همه ی زندگی گذشتمون شد خاطره ولی دیگه دست نیافتنیه
عمر آدمیزاد چقد الکی میگزره
کاش ی کشور درست حسابیم بودیم حداقل جونی میکردیم توش همونم الکی هدر رفت

امروز که من زیر بار فشار کار کلی سر بچم داد زدم چرا اینو زودتر ندیدم
من خیلی ذوق و شوق دارم واسش
ولی اون روم بشه خدا رو بنده نیستم 😞
یا ۱۰۰۰ ام یا ۰
و امروز منفی صفر بودم 😭😭😭😭😭

عزیزم چ دیدگاه قشنگی داری
دقیقا همینطوره از نگاه ما بچه داره فس فس میکنه یا وقت تلف میکنه
از نگاه اونا هر چیزی یه کشف جدید هست میخوان همه چیز رو بشناسن
یه سوال
رو مبلی هات از چ جنسی هستن نظرم رو جلب کردن

منتظرت بودم بیای
خدا کنه هانیس زودتر یکمی بزرگ و عاقل شه
واقعا تواین سنی که هست دیگه نمیتونم تحمل کنم

بچه هارو با خودت میبری باشگاه؟

سوال های مرتبط

مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
طبیعت واقعا پر از کنجکاویه،امروز بچه ها شیره ی درخت و کشف کردن و من وقتی توضیح دادم براشون خیلی براشون جالب بود😍
راستش بچه ها من مدتهاست همش به این فکر میکنم که چرا مهد طبیعت جالب و پرکاری تو رشت انزلی نداریم…در صورتی که این شهرا پر از پتانسلیه!

وقتی به مهد طبیعت های تهران نگاه میکنم واقعا حسرت میخورم…
اونا سعی کردن همین محیطیو فراهم کنن که ما بطور طبیعی ازش برخورداریم!

یا حتی کمپ های طبیعت محور با محوریت کودک،که توش تو طبیعت با بچه ها کمپ کنیم فعالیتا با بچه ها باشه و کلی کیف کنن!!

نمیدونم شاید یه روزی تونستم تو این حوزه ها فعال باشم،روزی که نگران قیمتا و سیرکردن شکممون نبودیم….

فعلا مثل یه رویا تو سرم میچرخم و سعی میکنم نمونه کوچیکشو واسه بچه ها داشته باشم…مثل بازیای اکتشافی،طبیعت گردیای کوچیک…
حتی دیروز داشتیم با هووخشتره جان درباره داستانای کهن ایرانی حرف میزدیم که تصویرگریاش جذاب نیس
واقعا حیفم میاد از این چیزا…دوس داشتم خودم تصویرگریای جذاب درست میکردم…
داستانهای جذاب ایرانی انقد قشنگن که گیم اف ترونز دربرابرش هیچه!اما چه فایده کسایی که دغدغشو دارن سرمایه لازم واسه اینکارارو ندارن🫠

بازم تراوشات مغزمو پشت هم اینجا نوشتم😂ببخشید😂

شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن ۱۸ماهگی تب ببلاک اپتامیل زردی ترک شیر سرفه
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
🎯ایده بازی:تفکیک رنگ و مهارت دنبال کردن و هماهنگی چشم و دست🧪🧫
به یک کاور آ۴نیاز داریم که توش برگه سفید میذاریم
روش با ماژیک ظرفارو میکشیم و دستمال کاغذی میچسبونیم🧻
رو یه دستمال روغن میزنیم تمام سطح کاورو روغن میزنیم
حالا رنگای خوراکی رو با یکم اب مخلوط میکنیم و با قطره چکون پراکنده میریزیم روش🔴🟡🔵🟢
چون اب روی روغن سر میخوره بچه ها میتونن با پشت مداد یا نی بکشن و هر رنگ و توی ظرف مخصوص خودش بریزن🖌️

برای مهراد خیلی جالب بود😍
برای هیرادم همینطور فقط برای هیراد تک رنگم باشه کافیه👶🏼


یه روزایی مثل امروز صندلی میشکنه،قهوه میریزه و اخبار مدام بدتر میشه🥲
اما ما مادریم،در دل همه بحران ها خونه تمیز میکنیم بازی میکنیم به فکر غذا درست کردنیم و باید همزمان که بزرگترین دغدغه ها فکر میکنیم به فکر کوچکترین مسائلم باشیم🥲
باید هرجور شده دووم بیاریم مامان🥺💙بخاطر بچه ها🧡


شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن ۱۸ماهگی تب ببلاک اپتامیل زردی ترک شیر سرفه
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
وسطای روز بود که فهمیدم امروز سالگرد ازدواجمونه و یادم رفته😅😅😅

راستش من هیچ‌وقت آدمِ مناسبت‌ها نبودم. اگر یکی از ما تاریخی رو فراموش کنه، دلم نمی‌گیره؛ چون برای من، تاریخ‌ها فقط عددن. ارزش آدم‌ها رو چیزی خیلی عمیق‌تر مشخص می‌کنه؛ رفتارهاشون، محبتشون و اثری که هر روز توی زندگی هم می‌ذارن.

امروز، پسرها خوشحال بودن، مهراد با ذوق کنار باباش لونه‌ی پرنده‌ای که با هم ساخته بودن رو به درخت پارک چسبوند. 🥹💙
همون لحظه با خودم فکر کردم… زندگی مگه جز همین لحظه‌های ساده، خنده‌های واقعی، خاطره‌هایی که بی‌صدا ساخته می‌شن و آدم‌هایی که کنار هم رشد می‌کنن، چیز دیگه‌ایه؟

البته اگر یادم بود، احتمالاً یه کیک ساده هم می‌پختم؛ نه برای اینکه تاریخ مهمه، برای اینکه بهانه‌ی قشنگیه برای شیرین‌تر کردن یه روز معمولی. 🤍🎂

شما نظرتون درباره مناسبتا چیه؟؟


شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن ۱۸ماهگی تب ببلاک اپتامیل زردی ترک شیر سرفه
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
مسابقه اسب سواری🏇ایده و اجرا جالب و هیجان انگیز بود و ذوق کردن😍🐴
اما تو اجرای بازی ناکام موندیم چون دعوا شد😂😂
تجربه نشون داده بعضی بازیا که فک میکنی خیلی خفن بشه و خوششون بیاد یهو برعکس میشه
اشکالی نداره ممکنه چندروز بعد یهویی باهاش مشغول بشن🏇

اگر شکستم بخوره خب ما تلاشمونو کردیم حداقل🥰
چون دیدم چندنفری گفتن فلان بازیو کردیم بچم بازی نکرد دوست نداشت و ناراحت شده بودن…
ناراحتی نداره عزیز من!بچه ها هم سلیقه منحصر به فرد خودشونو دارن،اصلا گاهی حوصله ندارن،مهم اینه تلاش مارو دیدن✅
قرارم نیس با هربازی یک ساعت مشغول بشن،بچه ها ذهن فعال و شلوغی دارن
نمیتونن سر یه چیزی مدت طولانی بمونن!

برای بازی با بچه ها صبرتونو بالا ببرید،انتظار ناکامی و لجبازی داشته باشین
اول ظرفیت تحمل خودتونو بالا ببرید تا بچه هاهم کم کم راه بیوفتن🧡
بیاین حرف بزنیم دیگه حوصلم سررفته🥲


شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن ۱۸ماهگی تب ببلاک اپتامیل زردی ترک شیر سرفه
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
معرفی سریال:thisisus
بعضی سریال‌ها فقط سرگرمی نیستن…
یه تکه از زندگی‌ان.
برای من This Is Us یکی از همون‌ها بود.سریالی که به من دیدی برای والدگری داد واهمیت خاطره سازی!
سریالی درباره‌ی خانواده، پدر و مادر بودن، اشتباه کردن، دوست داشتن، زخم‌های کودکی، رابطه‌ی خواهر و برادرها و تمام احساساتی که معمولاً وسط شلوغی زندگی نادیده گرفته می‌شن.

چیزی که این سریال رو برای من قشنگ کرد، واقعی بودنش بود.
اینکه هیچ‌کس کامل نیست، حتی پدر و مادرها.
همه گاهی خسته می‌شن، اشتباه می‌کنن، کم میارن… ولی عشق هنوز وسط همه‌ی این نقص‌ها جریان داره.

اگر به موضوع فرزندپروری، روابط خانوادگی و تاثیر کودکی روی آدمِ بزرگسال علاقه دارید، فکر می‌کنم این سریال خیلی بیشتر از یک سریال معمولی باشه.
گاهی بعضی قسمت‌هاش آدمو می‌شکنه، گاهی آروم می‌کنه، و گاهی باعث میشه بیشتر حواسمون به آدمای اطرافمون باشه
داستان درباره پدرمادر جوونیه که سه قلو دار میشن💙

شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن ۱۸ماهگی تب ببلاک اپتامیل زردی ترک شیر سرفه
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
صبحتون بخیر و شادی🧡
دیروز که داشتم بالارفتن از درخت و یاد مهراد میدادم همزمان مادر دوستش بخاطر بالا رفتن از درخت دعواش کرد🥲
وقتی هیراد آب و روی خودش میریخت و ذوق میکرد اون همش بهم میگفت آب و ببند بچه خیس شد….

راستش نگاه کردن به خیس شدن و لباس عوض کردنش واسه ی منم سخته ولی هیچوقت اجازه نمیدم بخاطر خودم این تجربه و ذوق قشنگ و ازش بگیرم✨

من همون مادریم که بالا رفتن از درخت و پریدن و خودم یاد بچه ها میدم…
چون معتقدم بچه ها مخصوصا پسر بچه ها باااید با این تجربه ها روبرو بشن

البته هرچیزی جای خودش و داره و قرار نیست خونه بقیه یا مهمونی هم این چیزا پیش بیاد
اما اگر محیط امنی باشه و فضا واسه تعویض لباس و همه چی مهیا باشه چرا که نه!!
پسر من هنوز از ارتفاع یکم میترسه ولی فعلا موفق باشم تا وسط درخت تشویقش کنم بره بالا😅😁
این نوع رفتار من واسه بقیه اطرافیانم یه خورده عجیبه😅بنظر خودم که خیلی منطقیه😂خب لباس عوض میشه،دیوار پر از نقاشی فوقش یه رنگ میخوره مثل اولش میشه،اما این تجربه های کودکی ممکنه دوباره تکرار نشه🥹
نظر شما چیه؟؟

امروز دوباره به خونه برگشتیم و فعلا یه قهوه زدم تا ساک و وسایلارو جمع و جور کنم و به روتین برگردیم🎈شما چه خبر


شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن ۱۸ماهگی تب ؟