🫑فعالیت امروز ما، کاشتن دونه‌های فلفل دلمه بود. 🌱🤍پ

از وقتی مادر شدم، آرزوی داشتن یه خونه‌ی حیاط‌دار چند برابر شده. 🏡
انگار تازه فهمیدم هم‌جواری با طبیعت چه نعمت بزرگیه؛ اینکه یه بچه بتونه دونه‌ای رو با دست‌های کوچیکش بکاره، هر روز رشدش رو ببینه و یه روز خودش میوه‌ش رو بچینه… به نظرم یکی از قشنگ‌ترین تجربه‌های کودکیه.

حالا که حیاط نداریم، تصمیم گرفتم یه باغچه‌ی کوچولوی خونگی برای خودمون بسازیم.
البته در زمینه‌ی گل و گیاه، به معنی واقعی کلمه یه آماتورم! 😅
امروز هم دونه‌های فلفل دلمه رو کاشتیم و حالا دست به دعاییم که لطف کنن و جوانه بزنن. 🌱

مهراد و هیراد هم که به معنای واقعی کلمه خودشون رو توی گل غلتوندن! 😂
آخرش هم مستقیم راهی حمام شدن و یه آب‌بازی طولانی، حسن ختام ماجرا بود. 🤍

اگر از نگاه خودم به امروز نگاه کنم، روز خسته‌کننده‌ای بود؛
مدام تمیز کردم، جمع کردم، شستم و دوباره از اول…

ولی وقتی از نگاه بچه‌ها بهش نگاه می‌کنم، داستان کاملاً فرق می‌کنه.
برای اونا امروز، روزِ خاک‌بازی واقعی بود، کشف کردن، خندیدن و آب‌بازی بدون نگرانی.

شاید یکی از قشنگ‌ترین چیزهایی که مادر شدن بهم یاد داده، همین باشه؛
اینکه گاهی دنیا رو از قدِ بچه‌ها ببینم.
اون‌وقت حتی یک روز معمولی هم می‌تونه تبدیل بشه به یکی از خاطره‌های شیرین کودکی‌شون. 🥹💙

🫑میدونم که همگی کدبانو هستید و خیلی اهل کاشتن گل و گیاه،پس نظرات و پیشنهاداتتون رو ازم دریغ نکنید!چی بگاریم که قلق خاصی نخواد و راحت تو گلدون رشد کنه؟؟؟

شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن ۱۸ماهگی تب ببلاک اپتامیل زردی ترک شیر سرفه

تصویر
۱۷ پاسخ

سلام به مادرنمونه و همه چی تمام😍خیلی ام عالی👌ماهم چندوقت دونه ی گل پیچک کاشتیم ،وقتی یه گیاهی رو که خودت کاشتی رشد می‌کنه یه حس و حال خوب داره برای همینه که من هرسال وقتی سبزه های عید رو آماده میکنم اون تایمی که سبزه ها رشد میکنن حال دلم خیلی بهتره،عکس گیاه پیچک رو برات میزارم خیلی زود رشد میکنه

تصویر

منم دقیقا مثل شما از وقتی مادر شدم دلم خونه حیاط دار بزرگ میخواد خدا به هر دو مون بده راستی فلفل دلمه نور زیاد میخواد

منم عاشق این کارام آرزومه یه خونه یا یه حیاط بزرگ داشته باشم کلی توش درختو گل گیاه بکارم اما اپارتمانیم و یه بالکن دارم یه ذره آب بریزم صاب خونه زنگ میزنم اعصابمون خراب میشه

میشه لطفا بگی چجوری درست کنم برای بچه ها

سبزی هم میشه عزیزم
ریحان و نعنااسونه

منم منممم، چون خودمو از اول تو خونه حیاط دار بزرگ با دار و درخت بزرگ شدم دلم میخواد مهرادم تجربه کنه🥺

سبزی شاهی خیلی راحت کاشته میشه و زود رشد میکنه

خوشبحالت من حوصله بازی با بچه ندارم

و من ک خونمون حیاط داره و هیچکار نمیکنم😶‍🌫️
فقط وقت شستن کلی آب بازی میکنین با دختری

چ مامان باحالی 😍😍 به معنای واقعی کلمه ایول دارید تاپیکاتونو‌دیدم

والا ما خونه حیاط دار داریم شده بلا جونمون 😁روزی ده بار باید بریم دونه هارو نگاه کنیم همش ابشون میده هر چی میگم مامان اینا ایقد اب نمیخوان گوشش بدهکار نیست

هااا خودشو تو گل میپلکونه؟

وای منم دون فلفل معمولیا هست یکم تپلیه کاشتم هنوز در نیومده همچنان امید دارم ولی میدونم در نمیان
انشالله ک اینا در بیاد بچه هات ذوق کنن خیلی دوس دارم منم این کارو😍

وای... اتفاقامنم دونهای فلفل برداشتم ک بکارم.. منفقط گذاشتم کنار یکمی خشک بزن بعد باید بزارم لای پارچه یا لازم نی؟ الانفصل کاشت یا فرق نداره؟؟

چه قشنگ

منم عاشق اینجور چیزام ولی حیاط ندارم ومستاجرم ی بالکن کوچیک دارم چون خونم وسط شهره خیلی سلوغه تامیای بالکن انگاری داری نمایش اجرا میکنی همه چششون ب بالکنه ادم معذب میشه

اخی چ کار قشنگی کردی😍

سوال های مرتبط

مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
وسطای روز بود که فهمیدم امروز سالگرد ازدواجمونه و یادم رفته😅😅😅

راستش من هیچ‌وقت آدمِ مناسبت‌ها نبودم. اگر یکی از ما تاریخی رو فراموش کنه، دلم نمی‌گیره؛ چون برای من، تاریخ‌ها فقط عددن. ارزش آدم‌ها رو چیزی خیلی عمیق‌تر مشخص می‌کنه؛ رفتارهاشون، محبتشون و اثری که هر روز توی زندگی هم می‌ذارن.

امروز، پسرها خوشحال بودن، مهراد با ذوق کنار باباش لونه‌ی پرنده‌ای که با هم ساخته بودن رو به درخت پارک چسبوند. 🥹💙
همون لحظه با خودم فکر کردم… زندگی مگه جز همین لحظه‌های ساده، خنده‌های واقعی، خاطره‌هایی که بی‌صدا ساخته می‌شن و آدم‌هایی که کنار هم رشد می‌کنن، چیز دیگه‌ایه؟

البته اگر یادم بود، احتمالاً یه کیک ساده هم می‌پختم؛ نه برای اینکه تاریخ مهمه، برای اینکه بهانه‌ی قشنگیه برای شیرین‌تر کردن یه روز معمولی. 🤍🎂

شما نظرتون درباره مناسبتا چیه؟؟


شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن ۱۸ماهگی تب ببلاک اپتامیل زردی ترک شیر سرفه
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
چون امروز تولدمه🥳🎉🎂

به جبران دو روز پیش که سالگرد ازدواجمون یادم رفت، امسال سالگرد و تولدم رو یکی کردم و دو تا کیک درست کردم. 😁🎂

مدت‌ها بود ترند «تابلو کیک» رو دوست داشتم و بالاخره بهونه‌ای شد که با طرح موردعلاقه‌م، ماه🥹🌙، اجراش کنم.
همسرم هم زحمت گل‌ها رو کشید، برای همین تصمیم گرفتم یکی از کیک‌هام رو با گل‌ها ست کنم. 🌻🤍

آرت قهوه‌م هم امروز دقیقاً همونی شد که تو ذهنم بود.🥹☕️

خلاصه که امروز با آهنگ‌های «تولدت مبارک»، کیک، شیرینی و کلی رقص و خنده گذشت. 😁💛

اما اگر بخوام از پشت صحنه بگم…😂

صبح که بیدار شدم، اسپرسوساز روشن نشد و مجبور شدم با موکاپات قهوه درست کنم.
هیراد ظرف خامه رو برگردوند و همه جا خامه‌ای شد. 🤦🏻‍♀️
یه لیوان هم شکست.
وقتی حواسم جای دیگه بود، آلبالوها رو به همه جا مالید. 🍒😂
و در آخر هم با ماشینش اون‌قدر از روی لوله جاروبرقی رد شد که آخرش پاره‌ش کرد! 🤣

آره… پشت هر عکس قشنگی، یه عالمه ماجرای بامزه و گاهی اعصاب‌خردکن هست. 😂
ولی من امروز تصمیم گرفته بودم هیچ‌چیز نتونه ذوقم رو خراب کنه پس تسلیم نشدم😅💙

شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن ۱۸ماهگی تب ببلاک اپتامیل زردی ترک شیر سرفه
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
اولین قایقش… ⛵️🤍و اولین تجربه نجاری🪵

شاید بی‌نقص نباشه، اما این تکه‌های چوب، فقط یک قایق نیستن.
اولین جرئتِ دست گرفتن ارّه، اولین اشتباه‌ها، اولین راه‌حل‌ها و اولین حسِ «من خودم ساختم» رو با خودشون دارن.

دلم می‌خواد مهراد یاد بگیره که ارزشِ ساختن، به بی‌نقص بودنش نیست؛ به شجاعتیه که برای شروع کردن لازم داره.

امیدوارم سال‌ها بعد، وقتی کارهای حرفه‌ای‌تری می‌سازه، این قایق کوچولو هنوز یه گوشه بمونه… تا یادش بیاره هر مهارتی، از همین اولین قدم‌های ساده شروع شده بود. 🤍

امروز روز سخت و چالشی تو مادری داشتم…
اولین روز عادتمه و علاوه بر درد هردوتارو باشگاه بردم
تو باشگاه تا تونستم دنبال هیراد دوییدم
توراه برگشت تو ماشینش ننشست و وسط خیابون اواره بودم😑تو پارکینگ دعواشون شد و با صدای جیغاشون و گرمای هوا به فروپاشی رسیدم🫠الان حمومشون کردم و دادم دست باباشون تا شام بخورن و بخوابن و تو اتاق تاریک نشستم تا اندکی آروم بشم🥲بعضی روزا خیلی فشار رو خودم حس میکنم….



شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن ۱۸ماهگی تب ببلاک اپتامیل زردی ترک شیر سرفه
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
پروژه جدید کودک‌محورمون امروز پاستا با خمیر دستساز بود 🍝🧈😍
برای بچه‌ها راویولی هم درست کردم، با مواد میانی پنیرخامه ای و مرغ 🧀

راویولی یه پاستای شکم‌پر ایتالیاییه که داخلش با مواد ساده‌ای مثل پنیر، اسفناج، گوشت یا سبزیجات پر میشه. بعد خمیرها روی هم قرار می‌گیرن، بسته میشن و توی آب جوش پخته میشن 🍝

بچه‌ها تا می‌تونستن با خمیر بازی کردن و آخرش هم دوتا بشقاب کامل خوردن 😍
وقتی هیراد دوتا بشقاب خورد واقعاً توی پوست خودم نمی‌گنجیدم 🥺😍

موادش خیلی ساده‌ست: به ازای هر ۱۰۰ گرم آرد، ۱ تخم‌مرغ و کمی نمک.
بعد از نیم ساعت استراحت، خمیر رو نازک باز می‌کنیم، شکل می‌دیم و حدود ۵ دقیقه می‌جوشونیم 😋

تجربه‌ی خیلی خوبی بود 🥺
راویولی به نظرم گزینه‌ی خیلی خوبی برای بچه‌هاست؛ هم سالمه هم دوست‌داشتنیه هم شبیه ماکارونیه دوس دارن😋
نظرتون؟تاحالا امتحان کردین؟

شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن ۱۸ماهگی تب ببلاک اپتامیل زردی ترک شیر سرفه؟
مامان رنگین کمان مامان رنگین کمان ۱ سالگی
تجربه روز چهارم ترک شیر آنیا :

امروز ساعت ۸:۳۰ بیدار شد. یه کم آب خورد و معلوم بود هنوز خوابش میاد. حدود ۹:۳۰ بدون شیر و بدون اینکه بغلش کنم خوابش برد. من جلو تلویزیون اوردم جاش رو انداختم وقتی بیدار شد چون میدونستم خیلی خوابش میاد و خودش رفت همونجا دراز کشید و خوابید. تا حدود ۱۱:۵۵ هم خواب بود.

بعد از بیدار شدن یه چیزی خورد و ناهارش رو هم خیلی خوب خورد که برای من اتفاق خیلی خوبی بود.

امروز تا ساعت ۱:۳۵ شیر نخورد. وقتی فهمید وقت شیر خوردنش رسیده، خیلی خوشحال شد و سریع اومد بغلم که شیر بخوره.

فعلاً حس می‌کنم چالش اصلی ما بیشتر وابستگی به شیر برای خوابیدن و آروم شدن هست تا خود گرسنگی.

با توجه به اینکه امروز تا ۱:۳۵ دوام آورد و بدون شیر خوابید، تصمیم گرفتم به جای اینکه مستقیم مرحله بعدی رو تا ساعت ۵ عصر ببرم، چند روز آینده آروم‌آروم جلو بریم و فعلاً ساعت شیر رو به حدود ۲ و ۳ بعدازظهر برسونم. بعد هم با توجه به واکنش دخترم تصمیم می‌گیرم مرحله بعدی چی باشه.

احتمالا دو روز دیگه برم تو فاز ساعت ۵

برای خوندن روشی که دارم برای ترک شیر استفاده میکنم به تاپیک های قبلیم مراجعه کنید
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
سلام از امروز پر ماجرا💣🐢ایده کاردستی برای سن دوسال به بالا✅
اول میتونین باهم نقاشی لاکپشت یا خرگوش بکشین دوربری کنین و پشتش مثل عکس نی بذارین
وقتی نخ و مثل عکس از میله یا مثل ما دستگیره کابینت رد کنین با تکون دادن دو سر نخ لاکپشتا حرکت میکنن و به آخر میرسن
هم دست ورزیه هم هیجان انگیز😍
بنظرم عکسا واضحه ولی باز اگه متوجه نشدین بپرسین💙

امروز برای من روز فروپاشی بود!از صبح هی صبوری کردم،دوباری از کابینت چیزی برداشتم که هر دوبار وسیله شکست،هیراد با صورت رو سرامیک سر خورد و کبود شد
بعدش در حالی که داشتم پودرقهوه های ریخته شده رو جمع میکردم دیدم هیراد موکت اشپزخونه رو با ماژیک مشکی پر از خط خطی کرده🥲🖊️
همینجا نقطه ی انفجارم شد و فریاد زنان از اشپزخونه بیرونشون کردم🥲🥲
درحابی که مغزم مدام هشدار میداد که تقصیر اونا نیس و این اتفاق طبیعیه اما نتونستم داد نزنم🫠🫠
هردوتا در حال گریه زاری بودن و منم رو مبل نشسته بودم و با بغض و شرمندگی نگاهشون میکردم که هیراد اومد بغلم
بعدش مهراد نزدیک شد!با هم دیگه نفس عمیق کشیدیم شوخی کردیم و خندیدیم و در آخر عذرخواهی کردم🧡هیراد خوابید و من و مهراد برای جبران لحظه های بدمون مشغول نقاشی و کاردستی شدیم و مثل همیشه جواب داد!

اما در کل امروز روز من نیست چون حتی تو مسابقه ی لاکپشتیم همش دارم میبازم از مهراد😂😂اینم گزارش روز من😅شما چه خبر؟؟

شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن ۱۸ماهگی تب ببلاک اپتامیل زردی ترک شیر سرفه
مامان حسنا و حسان مامان حسنا و حسان ۲ سالگی
اگه زد، تو هم بزن👊🏻

چجوری به فرزندم یاد بدم از خودش دفاع کنه؟

معمولاً بچه‌ها از حدود دو سالگی موقع بازی همدیگه رو هل می‌دن، گاز می‌گیرن یا می‌زنن. چون هنوز بلد نیستن رابطه برابر داشته باشن، زود از دست همدیگه عصبانی می‌شن. ولی از سه سالگی به بعد دیگه این رفتار طبیعیه نیست و باید بررسی بشه...

❓️ حالا والدین باید دخالت کنن یا نه؟

تو این سن بچه‌ها خودشون بلد نیستن از خودشون مراقبت کنن. حتماً باید یه بزرگ‌تر کنارشون باشه که اگه یکی، یکی دیگه رو زد یا هل داد، سریع و بدون داد و بیداد جلوی اون رفتار رو بگیره.

اما این جمله‌ی «اگه زد، تو هم بزن» واقعاً به بچه آسیب می‌زنه. ❌️
چون همه‌ی چیزایی که بهش یاد دادید رو زیر سؤال می‌بره..بچه با خودش می‌گه پس اگه یکی کار بدی کرد، منم می‌تونم تکرار کنم؟
اون بچه‌ای که می‌زنه خودش پر از احساسات بد و خشم نسبت به خودشه و حتی از بچه‌ای که کتک می‌خوره آسیب بیشتری می‌بینه. تازه با این حرف ممکنه بچه‌تون تو خطر آسیب جسمی هم قرار بگیره و یاد بگیره خشم، دعوا و کینه چیزای عادیه!!
مامان جوجه‍ طلآیی🐣 مامان جوجه‍ طلآیی🐣 ۲ سالگی
دیشب یکی از سخت‌ترین و در عین حال قشنگ‌ترین شب‌های مامان بودنم بود… 🌙💫
تصمیم گرفتم بالاخره آرادو از شیر شب بگیرم. همیشه فکر می‌کردم محاله چون خیلی به شیر و تاب وابسته بود ولی ته دلم می‌دونستم وقتشه.
شب اول آسون نبود… بیشتر از یک ساعت گریه کرد و جیغ زد منم خسته و بی‌حوصله بودم حتی یه لحظه کم آوردم و صدام بالا رفت. ولی بعدش بالاخره خوابید وقتی دوباره بیدار شدگریه‌هاش کوتاه‌تر بود. و یه بار هم بیدار شد، بدون هیچ گریه‌ای، فقط اومد تو بغلم و همون‌جا خوابید… 🥹🤍 اون لحظه انگار دنیا برام ایستاد فهمیدم که داره یاد می‌گیره بدون شیر هم آرام بشه.
صبح که بیدار شد همون‌طور که بهش قول داده بودم شیرشو دادم. فهمیدم مهم‌ترین نکته همین ثباته:
شب یعنی خواب، صبح یعنی شیر.که متاسفانه برای ما همیشه برعکس بود و آراد حسابی وابسته ی شیر بود.
می‌دونین چی قشنگ بود؟ اینکه فهمیدم این مسیر فقط برای آراد نیست… برای خودمم هست. اون داره یاد می‌گیره مستقل بخوابه، منم دارم یاد می‌گیرم صبورتر و قوی‌تر باشم. 🕊️
اگر شما هم می‌خواین بچه‌تونو از شیر شب بگیرین، بدونین شب اول شاید خیلی سخت باشه، اما همون شب هم نشونه‌های پیشرفت رو می‌بینین.من واقعا باورم نمیشد آرادی که شب تا صبح شیر میخورد و به سختی میخوابید دیشب انقدر قشنگ همکاری کنه.
به خودتون سخت نگیرین؛ ما مامانا کامل نیستیم، ولی عشق و ثباتمون قشنگ‌ترین هدیه‌ایه که می‌تونیم به بچه‌هامون بدیم.
پ.ن:عکس از سه روزگی آراده🥲