۱۴ پاسخ

من یکی ازونام با اختیار خودم و با وجود شرایط سخت دوباره خواستم و خودم خواستم هرچن فاصلشون کم بود اما من هم دلایل خودمو دارم
بهتره دیگران رو قضاوت نکرد،یعنی شما هیچ وقت دیگه بچه نمیخوای؟ همین یه دونه بچه گناه نداره؟ میدونی من این مدت خیلی قضاوت شدم هین امروز یکی بهم حرفای تلخی زد،منم میترسم منم شراطیم بده و گاهی عذاب وجدان میگیرم اما فک میکنم اینطور بهتر باشه، من الان از مادری کردن سرخوشم الان هم تجربه دارم هم دانش و حوصله ی الانمو دو سال دیگه که دخترم از آبو گل دربیاد دیگه ندارم،اخلاقم همینه میخوام پشت سرهم از بچه داری و روزها و سالهای اولیش که خسته کنندس بگذرم بعدش به فکر زندگی خودمو و پیشرفت و شغل هم خواهم بود!
درسته پول خیلی مهمه اما خیلی چیزا در گذر زمان از بین میره و با پول جبران نمیشه

واقعا درسته ، اون قدیم بود که میگفتن بچه بیاد روزی خودشو با خودش میاره ، الان تو این وضع مملکت جلو روزی خودمون هم گرفته شده چه برسه به بچه ها😐
خداانشالله برای همه بسازه هیچ مادر و پدری شرمنده بچه هاشون نشن
یه بنده خدایی و باهاش درارتباطم چندساله ، وضع مالی خوبی ندارن ، پسرش ۱۳ سالشه کفش فوتبالی میخواسته برا مدرسه مامان وباباش نمیتونستن براش بخرن ، میگفت پسرم برگشته تو روم گریه میکرده گفته شما که دیدین ما از اول بدبخت بودیم چرا بچه دار شدین؟چرا منو بدنیا آوردین؟
من قلبم تیکه تیکه شد اینو شنیدمممم

ولی من از آینده ی بچه م و بچه ای ک قراره دوباره بیارمش حقیقتا مطمئنم ینی نه از آینده از همسرم ک آینده ی خوبی رو فراهم می‌کنه به نظرم سختی ای ک مادر می‌کشه و تو فشاره از اقتصاد خیلی سخت تر و مهمتره مادر خیلی خیلی مسئول فداکار دلسوزه و باید از هر چیز زندگیش بگذره تا بچه رو بزرگ کنه هر چیز ک میگم ینی حتی از دستشوییش من ک به شخصه دومی رم بیارم و از دیدن مادرایی ک میارن واقعا خوشحال میشم و میگم چقد صبورن چقد توانمندن چقد بزرگوارن و چقد خدا دوسشون داره بهشون قدرت داده چه خواسته و چه ناخواسته دمشون گرم
من دوست دارم سه تا بچه داشته باشم هم خودم هم همسرم حالا ببینیم خدا چی میخواد
یه دختر ماه دارم و دوست دارم بازم بیارم

👏👏👏👏👏

واقعا درست میگی....و من به نظرم همه توجه و احساساتم ماله همین باشه...بچه که متو جه نمیشه من پول ندارم اینو بگیرم صبر کن بعدا...

آفرین 👍 منم درک نمیکنم واقعا

افرین دقیقا با شما هم عقیدم

دقیقا موافقم باهات
ماکه تویکیش موندیم بیکاره شوهرم خرج سخت شد خیلی
هرروزمون با غصه میگذره بیچاره بچه ها تواین مملکت

همینطوره عزیزم 🤌🏼

چرامجبورشدی؟؟

خودت ۲تابچه داری؟

شما چندتا داری؟ چند ساله؟

واقعا موافقم
از لحظه ای که پدر و مادر تصمیم میگیرن بچه دار شن نسبت به اون بچه مسئولن تا زمانی که از این دنیا میرن
حالا با وجود این همه مشکل و به قول شما آینده ای نامعلوم بچه اوردن کار بسیار اشتباهی میتونه باشه

ناخواسته بوداکثرا ...

سوال های مرتبط

مامان آقا علی اکبر 😄 مامان آقا علی اکبر 😄 ۳ سالگی
پیامی
برای
تو
که قصد داری...

برای تو، که ایستادی سرِ دو راهیِ …

اون چیزی که توی شکمته، فقط یه توده سلولی نیست؛
یه "جان"ه...
یه چیزی که داره کم‌کم شکل تو رو می‌گیره، تو رو مادر می‌کنه.
اون، اولین نفریه که صدای قلبت رو از درون شنیده. اولین کسی که قبل از اسمش، حسش کردی. قبل از اینکه دنیا ببینه‌ش، تو فهمیدی وجود داره.

می‌دونم که شاید هیچ‌کس کنار تو نیست. شاید مادر، خواهر، حتی پدر بچه همه بار رو روی دوشت گذاشتن.
می‌دونم... ولی یه چیز هست که فقط مال خودته:
صدای قلب اون بچه که الان، همین الان، داره توی بدنت می‌کوبه، حتی اگه هنوز نشنیدیش.

سقط، فقط پایانِ یه بارداری نیست. پایانِ یه بخشی از خودته.

یه بخشی که شاید سال‌ها بعد، بی‌هوا، نصفه شب، وقتی همه خوابن، بیاد توی فکرت و بگه: «اگه بودم چی؟»

هیچ‌کس نمی‌دونه تو چی کشیدی. هیچ‌کس حق نداره قضاوتت کنه.
ولی یه چیز رو بدون:
تو مادر شدی، حتی اگر کسی بهت نگه. حتی اگه کسی نباشه بچه رو بغل کنه، تو همین الان مادر شدی.
حتی اگه این چندمین فرزند تو هست، یه بچه‌ی تکراری نیست. این یه جان جدیده. یه نقطه‌ شروعِ تازه.

و اگه این بچه زنده بمونه، یه روزی شاید بشه همون کسی که بغلت می‌کنه و می‌گه: "ممنون که نگهم داشتی."

تو قرار نیست بی‌نقص باشی. فقط قراره مهربون باشی.

اگه فقط یه درصد احتمال می‌دی که یه زندگی پشت این دو‌راهی خوابیده، همون یه درصد کافیه.
چون زندگی همیشه از همون یه ذره شروع می‌شه...


@hejrat_kon

#سقط
#فریاد_بیصدا
#مادر
مامان آبان مامان آبان ۲ سالگی
سلام مامانهای عزیز
تا امروز هر چی کتاب اینجا معرفی کردم برای کوچولوها بوده. امروز گفتم یه دونه برای خودمون معرفی کنم. این روزها دارم کتاب "یک عمر کار، درباره مادر شدن" رو می‌خونم. کتاب رو ریچل کاسک نوشته و طهورا آیتی ترجمه کرده. نشر بیدگل هم منتشر کرده. کتاب عجیبیه. روایت یه زن شاغل و کمی تا قسمتی فمنیست از بارداری و مادر شدنه. اگر دنبال توصیه و راهنمایی برای مادر بهتری بودن هستید این کتاب مناسب شما نیست! اینجا فقط روایت شخصی یه زنه از پروسه بارداری و مادر شدن، روایت تنهایی هاش، سردرگمی هاش، کلافگی هاش، تلاش‌هاش برای زنده نگه داشتن زندگی اجتماعیش و لبته عشقش به فرزندش. رمان نیست، به صورت نانفیکشن / non fiction نوشته شده. تو فارس نمی‌دونم چی میگیم بهش.. روایت نگاری شاید.
من خیلی دوستش دارم، باهاش خندیدم و گریه کردم. به نظرم مخصوصا برای مامانهای شاغل یا مامانهایی که شاغل نیستن ولی قبل بچه‌دار شدن زندگی اجتماعی پررنگی داشتن میتونه خیلی جذاب باشه.
عکس پشت جلد و فهرست فصل هاش رو تو کامنت‌ها براتون میذارم.