مایا دو سال دارد
این جمله برای این جمله میتونم جونم رو بدم. برای یه مادر چی بهتر از این که دخترش فرزندش روز به روز بزرگ‌تر بشه.
مایا وقتی به دنیا اومدی یک هفته ازم دور بودی، هیچ وقت حس غریب اون روزا رو یادم نمیره، اون بغل هول هولی با کلی پرستار که همراهت بودن اتفاقی برات نیوفته، گریه های اون روز بابات، شکمی که معلوم نبود چرا توی سونو پر از حباب دیده میشه، حس عجیبی که بخاطر آلزایمر مامانم حتی بهش نگفتم امروز زایمان دارم، وقتی فقط همسرم پشت و پناهم بود، وقتی توی بیمارستان با کلی بخیه یه روزه بلند شدم که زودتر راه بیافتم آماده باشم که زودتر بهت برسم رو هیچ وقت فراموش نمیکنم.

دخترم فرشته کوچولوی من با اومدن روح جدیدی توی من نشست، اعتماد بنفسم چند برابر شد، چشمام برق زد، قبل تو قلبم فقط برای بابات میتپید‌ اما بعدش تو هم اضافه شدی.

وقتی توی اتاق عمل داد زدن چقدر خوشگله یادم نمیره، صورت ماهت کمتر از قلب مهربونت نیست.
امیدوارم بتونم مادر لایقی برات باشم دوردونه من.

۶ پاسخ

تولدشون مبارک❤️بمونین برای هم تا همیشه

مبارکه زنده باشه
مثل دختر من
ده روز بیمارستان بخش ان ای سی یو بود

مبارکه 😍

مبارک باشه⁦❤️⁩

از این حس های خوب توی زندگیت بیش باد،😍

مبارک باشه

سوال های مرتبط

مامان نیارا مامان نیارا ۲ سالگی
نیارای عزیزم ❤️ تو با اومدنت خیلی چیز ها رو توی زندگی من عوض کردی عشق به تو سبب شد جسارت انجام دادن کارهایی رو پیدا کنم که هیچوقت فکرش هم نمیکردم انجام بدم 🌹🌹🌹
عزیزترین من وقتی به دنیا اومدی خیلی کوچیک بودی با خیلی بچه ها فرق داشتی تصمیم گرفته بودی زودتر از موعدی که قرار بود بیای توی بغل من من لحظه ی دنیا اومدنت مثل بقیه بغلت نکردم بهت شیر ندادم از دیدن تو لذت نبردم شاید این از بزرگترین حسرت های زندگیم باشه 🥺 ولی خداروشاکرم که تو رو صحیح و سالم به من داد و با تموم وجودم میخوام که از تو مراقبت کنه و همیشه روح و جسمت رو سالم حفاظت کنه💗💗💗
من تمام تلاشم رو برای اینکه مادر خوبی باشم انجام میدم امیدوارم طوری برات مادری کنم که وقتی بزرگ شدی به خانوادت همیشه به عنوان بهترین تکیه گاه و حامی زندگیت نگاه کنی💖💖💖
امیدوارم دوستم داشته باشی و منو به خاطر کاستی هام ببخشی عزیزم 🥺🥺🥺
فدای خنده ها و نگاه مهربونت بشم نازنین من 💗💗💗
بزرگترین نعمت زندگی مامان و بابا همیشه یادت باشه چقدر عاشقت هستیم و دوستت داریم خوشگل فسقلی😘😘😘😘😘😘
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۲ سالگی
روتین جدید و فصل جدید توی زندگی ما جای خودشو باز کرده،،به غیر از همه فشارای این مدت و اتفاقات عجیب زندگیم،مدرسه رفتن مهراد خیل احساساتمو درگیر کرد

همه از اضطرابِ جداییِ کودک در آستانه‌ی مدرسه می‌گن، اما کمتر کسی از اضطرابِ جداییِ مادر حرف می‌زنه، از اون خلأ بزرگی که وقتی در رو پشت سرت می‌بندی و به خونه‌ی خالی برمی‌گردی، توی سینه‌ات حس می‌کنی

خونه ساکته، اما این سکوت، تنهاتر از همیشه‌ست؛،انگار قلبم خالی‌تر از خونه‌ست. یه حفره‌ی عمیق و سنگین، انگار تمام اون سال‌های شبانه‌روز کنار هم بودن و پیوندِ ناگسستنی‌مون رو با خودش بلعیده. مغزم پر از سؤال‌های بی‌وقفه‌ست: آیا من اونو برای روبه‌رو شدن با این دنیای ناشناخته آماده کرده بودم؟ آیا اون مهارت‌ها، اون اعتمادبه‌نفس، از پسِ این تنهایی برمیان؟

عجیبه،چطور اون موجودِ سه‌کیلویی، امروز با قدم‌هایی استوار به سمت دنیای خودش می‌ره و منو بین خوشحالی و بغض تنها می‌ذاره؟!

این دلتنگی به داداش کوچولو هم رسیده؛ بی‌قراره و دنبال همراه همیشگیش می‌گرده. پسر کوچولوم هم داره اولین جداییش رو تجربه می‌کنه، و من با قلبم، بی‌قراریش رو حس می‌کنم

می‌دونم این فقط اولین قدمه و قراره با گذشت زمان، این بی‌قراری‌ها کم‌کم جاشون رو به آرامش بدن،اما، گاهی فقط می‌خوام توی این حسِ غریب بمونم. کاش می‌شد تمام دنیا رو توی آغوش گرفت و بچه هارو توی امن‌ترین جای قلب نگه داشت، دور از تلاطم این دنیای بزرگ…

همیشه زیادی درگیر احساسات میشه و اینو نقطه ظعف خودم میدونم…
چه خبر از شما؟؟؟

شیرخشک پوشک زایمانی
مامان دیار🤎🐻 مامان دیار🤎🐻 ۲ سالگی
دیارِ من… پسر کوچولوی من، امروز دو ساله شدی 🥹🤍

دو سال پیش، تو اومدی و قشنگ‌ترین فصل زندگی من شروع شد…
از همون لحظه‌ای که بغلت کردم، فهمیدم قلب آدم می‌تونه بیرون از سینه‌اش هم بتپه؛ و اون قلب، تویی… ❤️

تو توی این دو سال، فقط بزرگ نشدی؛
منم با تو بزرگ شدم…
صبورتر شدم، عاشق‌تر شدم، و معنی واقعیِ «مادر بودن» رو با تک‌تک نفس‌هات فهمیدم.

هر لبخندت، خستگی‌هامو از یادم برد…
هر بغلت، امن‌ترین جای دنیا شد…
و هر بار که صدای «مامان» گفتنت رو شنیدم، دلم خواست زمان همون‌جا وایسه. 🥹

دیار جان،
آرزو نمی‌کنم همیشه دنیا برات آسون باشه؛
آرزو می‌کنم هر جا که زندگی سخت شد، دلی قوی داشته باشی، آدم‌های خوبی کنارت باشن و همیشه بدونی که یه مامان هست که تا آخر دنیا، بی‌قید و شرط دوستت داره. 🤍

تولدت مبارک تمامِ دنیای من…
دو ساله شدنت مبارک، پسرم. 🎂🧸
الهی صد ساله شی و من صد سال عاشقانه تماشات کنم.
دوستت دارم؛ بیشتر از چیزی که کلمه‌ها بتونن بگن. ❤
مامان نیارا مامان نیارا ۲ سالگی
مامان سپهراد مامان سپهراد ۲ سالگی
دوستم نزدیک سه ماه پیش زایمان کرده،بچه دومش بچه ضعیف بود گفت فعلا نیاین دیدنش، خلاصه امروز قرار شد بریم ببینمشون
من و سپهراد با دو سه تا از دوستای دیگه رفتیم
از لحظه اول دختر بزرگش که کلاس دومه نمیذاشت سپهراد بره توی اتاقش،وقتی هم که میرفت غر میزد به بچه ،مثلا سپهراد با انگشت عروسکاشو‌ لمس میکرد(حتی برنمیداشت) غر میزد نکن خراب میشه
هرچی دوستم به دخترش میگفت یه چیزی بده به سپهراد بازی کنه اصلا انگار نه انگار فقط غر میزد
حتی دوستم از توی اتاق خودشون یه چیزی داد بهش سپهراد گذاشت زمین،دخترش با غر اومد برداشت برد گذاشت توی اتاق دوستم و با غر برگشت
انقدر این کارا تکرار شد که سپهراد انگار عصبانی شد آماده شدیم برگردیم خونه سپهراد گریه میکرد انگار روش خیلی فشار بود
با خودم گفتم از این به بعد نمیبرمش اونجا
چون یه بار دیگه هم قبل از زایمان دوستم رفتم دخترش همین کارو کرد
البته سری قبل سپهراد اصلا نمیرفت توی اتاقش اما دوستم بردش بهش عروسک داد خوشش اومد
جالبه که همه اسباب بازیاش که خراب شدنی هستن توی کمدشه
فقط پولیشی دم دسته