۱۰ پاسخ

بهترین تصپیم رو شما گرفتی ...بگو مگه آدم ی اشتباهی رو دو باره تکرار میکنه

والا مدارس که کلا میخاد مجازی و آنلاین شه این از وضعیت گرونی و جنگ واقعا اینایی که چندتا بچه دارن حتما خیلی پولدارن یا خودشون کیف روزگارو کردن والا من خودم هیچ لذتی نبردم از زندگی ده سال زندگی نه میتونم یه باشگاه و کلاس برم نه به سرو صورتم میتونم برسم پولی نمیمونه شوهر منم میگه ولی وقتی نمیتونیم یه وسیله خونه عوض کنیم خونم کوچیکه دلمون میخاد بزرگ کنیم پولمون نمیرسه عزیزم فقط که نمیشه هی بچه بیاری باید آدم لذت زندگیو ببره

بچه دوم آوردن واقعا کمکی میخواد پول میخواد حوصله میخواد نداری نیارییییی

منم دوست ندارم بچه بیارم دیگه الان دور زمونه فرق کرده خیلیا همین یکی رو هم نمیارن

پس خودتو آماده کن ممکنه دیگه بهت نگه و کلک بزنه

تا کی از کوچکترین نیازهام بزنم که بتونم حداقل ترین امکانات رو برای یه بچه فراهم کنم؟ پس خودم کی زندگی کنم؟ چهار روز دیگه هم بزرگ میشن هر کدوم میرن یه وری. من میمونم و تنهایی و کلی حسرت و جوانی ای که دیگه برنمی‌گرده. اما اونی که داره و می‌تونه تامین کنه، بحثش جداس

دقیقا شوهرمنم همینه دلش ی بچه دیگ میخاد پسر ک جنسش جورباشه..منم اصلاااا راضی نیستم ادم بچه دومی اوردن نیستم تو خودم نمیبینم.بچه آینده میخاد بااین گرونی مگ ادم مجبوره نیاره چی میشه منم میگم کی زندگی کنم کی لذت ببرم مگ ازدواج کردم فقط بچه داری کنم..خدا براهمرو نگهداره برامارم نگهداره منم نمیتونم چرا بایدهمجوره ب خودمون سختی بدیم‌.چون اونا دوس دارم پس منه مادر چی میشم فعلا اعصاب دومی اوردنو اصلاا ندارم

عزیزم بچه قراره شما و همسرت بیاری چرا باید غیر کمکت کنه
اگرم کمکی بشه لطف و منت ب سر هست
اینک توقع از دیگران دارین اشتباه هستش
باید از شوهرت انتظار داشته باشی
ک همون شوهرت داره خرج زندگی رو میده و شما هم تو خونه کارهای خونه رو انجام میدی و فرزندتون رو تربیت میکنین
اینک شوهرت پسر میخاد مگ جرم کرده؟نباید بخواد؟حالا اگ میگف دختر بیاریم بازم میگفتی اینقدر جبهه میگرفتی؟
حرفهای شما کاملا درست هست
اما کی چنین مشکلاتی ک شما میگی رو ندارن
اینم بگم ک هرچقدر کنده کاری کنین مشکلات زندگی رو همینجوری مشکلات آوار میمونه
سختش نکنین زندگی دو روزه
تشویق ب فرزند آوری نمیکنم ولی اینقدر هم جبهه گرفتنتون برای همسرتون رو درک نکردم
اون داره سختی خرج زندگی رو ب جون میکشه اون هستش ک باید پول پوشک و پوشاک رو بده خرج ۴ ادم بالغ رو بده
درسته ک شما هم شریک زندگی هستین و باید روحیه بدین بهش
اما با این حرفهاتون روحیه اونم نابود کردین
و اینک تک فرزندی خوب نیست چ بسا بچه تو بزرگسالی تنها میمونه ،یه لحظه فکرش رو بکنین دور از جونتون شما فوت کنین کی میخاد بهش دلداری بده کی میخاد بیاد کنارش باهم گریه کنن؟
یا اصن تو بزرگسالی ب مشکلی خورد کی میخاد کمکش کنه
چرا فک میکنین دوستانش کمک میکنن از کجا معلوم دوست خیانت کار در نیاد نامرد در نیاد
درسته ک خواهر برادر هم نامردی میکنن ولی از قدیم گفتن فامیل گوشت همو بخورن استخون همو دور نمیریزن
این حرفهام رو نتیجه بر اینک من میگم شما بچه بیارین نیست
اصن ب من ربطی نداره شما بچه میارین یا نه
این یه تصمیم دو نفره هست ن تصمیم یه نفره

اشکال نداره بچه بیار اونقدر هم که میگی سخت نیست یکی بچه داری دیگه یکی دیگه هم بیار بشه دوتا دیگه همه این دو تارو میارن ماهم کسی نداشتیم نگه داره برامون

کاش شوهر منم بچه میخاست‌.همین یه دونه رو هم اصلا بهش محل نمیده‌.شوهرت دوستون داره که بچه میخاد کاش بیاری

سوال های مرتبط

مامان حلما و محمد مامان حلما و محمد ۵ سالگی
پارت 29
تقریبا دو سه ماهی از صمیمیت منو نگار گذشته بود....
ماندانا می‌خوام بهت یه چیزی بگم ولی قول بده که ناراحت نشی....
جانم بگو عزیزم....
می‌دونم تو اهل پسربازی و اینا نیستی ولی یه پسری هست که اگه باهاش دوست بشی و صمیمی بشی اینو در نظر بگیر که حتی ماشین هم برات می‌گیره...
یعنی نمی‌ذاره آب تو دلت تکون بخوره....
با تعجب نگاش کردم....
مگه میشه همچین چیزی مگه داریم همچین کسی....
اینجور پسرا فقط دنبال بدنتن نه خودت.....
پس این پسرم حتماً یزی از آدم می‌خواد که در مقابلش همچین چیزایی بزرگی بهت میده.....
یکمی من من کرد و گفت...
ببین ماندانا لطفاً از دستم ناراحت نشو ولی این پسر یکمی پسر شلوغیه دخترای خیلی زیادی تو زندگیش بودن شایدم هستن....
من این پسر میگه من آرزوم اینه با دختری باشم که بدونم دست نخوردس...
مطمئن بشم تا حالا به پسری نبوده....
اینکه بخواد مثلاً رابطه‌ای داشته باشم دیگه اونو نمی‌دونم ولی اگه بخوای من شمارتو بهش بدم تا با هم آشنا بشید....
سریع گفتم نه مرسی من نمی‌خوام....
من تا حالا اجازه ندادم پسری بیاد تو زندگیم حالا برم با پسری دوست بشم که به قول تو کلی دختر تو زندگیشه و واسه نیازش منو بخواد....
عشقم هرجور خودت صلاح می‌دونی ولی اینو بدون که میتونست زندگیتو تغییر بده....
چند روز از این ماجرا گذشت و من اینو واسه سحر تعریف کردم....
با خودم گفتم الان سحر کلی جیغ و داد و با نگار دعوا می‌کنه...
یهو گفت ماندانا راستشو بخوای خیلی هم حرف بدی نزده‌ها....
والا به خدا دختر مردم هر روز با یه نفره....
تو دختر به این پاکی دختر به این نجیبی حداقل از این استفاده کن که به خاطر پاک بودنت ساپورتت کنه....
مامان هانا مامان هانا ۵ سالگی
مامانایی که بچه همسن هانای من دارید،بیشتر چه چالش هایی دارید؟
هانا هر دوره سنی رو یه رفتار قفلی میزد و ول کن نبود
واقعا دیگه خسته شدم،واقعا مادر بودن انقدر سخته یا به من داره سخت میگذره؟

کافیه یچیزیو بهونه کنه چناااان جیغ و گریه که دیگه هیچ جوره آروم نمیشه،مشاور میگه اون لحظه هم قدش بشو دستاشو بگیر اروم بگو داد میزنی من متوجه نمیشم چی میخوای،گریه نکن اروم حرفتو بزن،میگم باباااا این رفتارای روانشناسانه اصلا رو بچه من تاثیر نداره میگه اقتضای سنشه میگذره😐خب هیچی از اعصابم نموند که آخه مگه میشه
روز به روز‌لج باز تر سرتق تر ،همش میگم این به سن نوجوونی برسه نمیشه کنترل کرد،واقعا باید چیکار کنم؟ چجوری رفتار کنم؟ دیگه نمیدونم چی درسته چی نیست
بخاطرش هیییچ جایی نمیرم با کسی رفت و امد نمیکنم چون وقتی می افته رو لج دیگه اروم نمیشه ابرو حیثیت واسه ادم نمیزاره
مثلا دیشب خونه مادرشوهرمینا موقع شام گفت من نمیخورم گفتم باشه عزیزم هروقت گشنت بود بگو مامان واست غذا بیارم،ببین یجوررری خودشو میکوبوند زمین و جیغ که شمام نباید غذا بخورید بعد شروع کرد بهونه گیری الکی اعصاب همرو خورد کرده بود
مامان جوجه مامان جوجه ۶ سالگی
میبینی از مساجد زنگ میزنن یا از یه جایی زنگ میزنن و نظرسنجی میکنن ما هم جواب میدم
الان یه خانومه زنگ زد گفت خانم فلانی گفتم بله گفت از فلان جا زنگ میزنم شما فرزند زیر شش سال دارین گفتم بله دوتا دیگه شروع کرد به سوال کردن منم قبل جواب دادن گفتم ببخشید شما از کجا زنگ میزنین آدرستون کجاست گفت از فلان جا و میخوایم خانوما رو شناسایی کنیم براتون کارگاه برگزار کنیم منم گفتم خب منکه نمیخوام شرکت کنم چرا اطلاعات بدم گفت دیگه من باید اطلاعات رو ثبت کنم منم گفتم خب نمیشه که من چرا اطلاعات بدم خلاصه اصرار کرد منم گفتم بپرس ولی اگر سوالتون رو نخوام جواب بدم نباید مشکلی داشته باشین گفت باشه اسم بچه ها رو با پدرشو رو گفتم دیگه اومد تاریخ تولد و کد ملی بگیره گفتم شرمنده من اینا رو نمیتونم بگم قصد شرکت هم ندارم فکر میکنم ادامه دانش الکی باشه خانمه هم گفت باشه خدافظ
شما میبودین اطلاعات میدادین؟؟؟؟منکه تصمیم گرفتم دیگه به هیچ کس اطلاعات ندم از کجا معلوم راست میگفته باشه