من دکتر بهم استراحت داده یکماه خونه مامانم بودم.
دیشب بعد یکماه اومدم خونه دیدم خونه و زندگیم و کثافت برداشته یخچال کثیف،فرش و سرامیک داغون،ریخت و پاش لباس همسر.😟
از صبح داشتم خونه تمیز میکردم نهار درست کردم ولی شوهرم انگار نه انگار راحت صبح بیدار شد صبحانه خورد بعد رفت بیرون اومد نهار خورد الانم خوابید.
بهش میگم دکتر من و استراحت داده انگار تو حامله ای میگه خسته ام.
به خدا دیگه کم اوردم انتگظار داره بازم برم تنهایی خونه مادرم اقا با دوستاش بگرده و راحت بیاد بخوابه و هر جا بره.
نمیدونم شانس منه یا هرچی ولی بعضچچی مردا رو میبینم واسه زناگشون تو بارداری کم نمیزارن مثل پروانه دور زناشون میچرخن انقدر حسودیم میشه.
تو این هشت ماه بارداری یه غذای خوب یه میوه خوب نخوردم اصلا بیخیاله فقط یه ماه خونه مادرم لذت بردم غذا و میوه خوب استراحت.
دیگه خسته شدم از دستش کلا ادم بی مسئولیتیه همه چی رو پشت گوش میندازه البته در مورد من و خواسته من در مورد خانواده اش خیلی فرق داره همه چی نمیدونم چرا من و اصلا حساب نمیکنه

۹ پاسخ

منم استراحتم ولی خونه مامانم نرفتم وشوهرم گفت بروخونه مادرت بهتربهت میرسن
هرچندمیدونستم بااین شرایط طول سرویکس برام سخته خونه خودم بمونم ولی نرفتم خونم موندم و شوعرم کارای خونه میکنه وهرشب تاازمغازه میادظرفامیشوره
کارمن فقط اشپزیه که روصندلی میشینم وانجام میدم
شایداگه نمیرفتی میدیدتک وتنهایی وکسی نیست مجبورمیشدکاراروانجام بدع

نشین غصه بخور در عوض همش استراحت کن هی بهش کار بگو
بزار اون برات تهیه کنه بپزه تا کم کم به خودش بیاد
ولی وقتی تو استراحتی بلند میشی میشوری میسابی میگه ولش کن حتما میتونه که انجام میده
تا میخواد بیاد خونه برو دراز بکش و خودتو بزن به بی حالی تا یه تکونی به خودش بده

اگه شرایط مالی اجازه میده برای نزدیک زایمان یک نیرو خدماتی بگیر همه جارو برات تمیز کنه
خیلی به خودت فشار نیار

مرداهمیشه برا مار خونه خستن

مردا کلا تا به مو نرسه و دم پاره شدن نباشه تکون به خودشون نمیدن که
خیال جمعن و ریلکس
با سیاست کاری کن به حرکت در بیاد
بزار یکم بهم ریخته باشه چی میشه مگ‌ه بیخیال باش

بعضی مردا رو باید ترسوند
یه بار که از دکتر اومدی بهش بگو دور از جون‌وضعیت بچه‌خیلی بده اگه همینجوری پیش بره زود به دنیا میاد و‌ میره دستگاه
شاید اینجوری قدر بدونع🤷

میدونستی اینجوریه چرا باردار شدی؟

تنهاش نزار
ببینه حالت خوب نیست از جاش پا میشه
چقدر بیفکره. مگر برا تو می‌کنه برا بچشه

چی بگم عزیزم،تازه الان اینه بعد بچه بدترم میشه کاش اول ازش به شناخت کامل میرسیدی بعد بچه میاوردی

سوال های مرتبط

مامان معجزه من مامان معجزه من هفته سی‌وپنجم بارداری
خانم ها یه سوال لطفا همه نظر بدید 🙏🏻ما یه خونه قدیمی ساکن هستیم طبقه چهارم بدون اسانسور خود خونه هم خیلی قدیمی هست مادرشوهرم و خواهر برادرهای شوهرم اونجان من بخاطر شرایط استراحت مطلقی اومدم خانه مادرم البته که هیچ جا خونه خود ادم نمیشه اما ناچارم زحمتم میدم ب مادرم حالایکی از اقوام بما پیشنهاد داده یه خونه نو و اسانسور دار ما خونه خودمون اجاره بدیم هرچی رفت بدیم اجاره این خونه منتها خونه جدید یه نقاشی و تمیزکاری اساسی به پای خودمون نیاز داره بنظرتون قبول کنم؟ از طرفی از اون خونه قدیمی بی اسانسور و خانواده شوهر راحت میشم خصوصا الان که بچه دار میشم از طرفی خونه تمیز و نزدیک مادرم ایناس الان بنظرتون قبول کنم اخه الان اصلا شرایط اسباب کشی ندارم خودم باید بالاسر باشم موقع جمع کردن تمیز کردن دوبارع پهن کردن از طرفی مادرم میگه بعد زایمان هم تا دوماه نمیتونی اسباب کشی کنی یا الان بکن یا ولش کن شما باشید جابجا میشید ؟ اخه میگه میشه خودم نباشم وسایلم یکی دیگه جمع کنه خودمم نمیتونم چهارطبقع برم بیام چیکار کنم بمونم همینجا فعلا ؟؟؟ بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری باردای بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری حاملگی حاملگی حاملگی فرزند نوزاد نوزاد بیمارستان
مامان قندو نبات👼🏻👼🏻 دوقلو مامان قندو نبات👼🏻👼🏻 دوقلو ۳ ماهگی
سلام مامانا تایپیک قبلی و پاک کردم گفتم اینجا یه توضیح کامل بدم من پارسال ۰۴/۴/۴ عقد و عروسیم باهم بود یعنی دوره ای عقد نداشتیم ک ب خونه و دوری خانوادم عادت کنم برج هفت هم باردار شدم تا ۶ماه بارداری ویار بد داشتم وزن کم میکردم پیش مامانم بودم هر از گاهی خونه مادر شوهرم میرفتم ولی زیاد دوست نداشتم چون فک کنم شناختی ازشون نداشتم حاضر هم نبودم خونشون تنها بمونم
من از اول بارداریم تا حالا خونه ای مامانم هستم هیچیم تا حالا بهم نگفتن چون ی جورای من ب مامانم وابستم مامانمم ب من من اگ شب برم خونه ای خودم صبح با یه غمی بیدار میشم بغض دارم و اشک میریزم ک شوهرم بنده خدا من و دوباره میاره خونه مامانم ولی شوهرم و ک میبینم این طرف و اون طرفه دلم براش میسوزه بعضی وقتا میاد پیشم میمونه بعضی وقتا هم نه میره خونه مامانش یا مادر بزرگش نهار یا صبحانش و دیر میخوره و….
الان نمیدونم چیکار کنم برم خونه ای خودم نرم نمیدونم چیکار کنم میترسم بعد زایمانمم نتونم برم خونه ای خودم میشه کمکم کنید من دیگ کامل توضیح دادمم