۲۰ پاسخ

آره منم
باز من یک جاری دارم از اول بارداری صدبار گفته عکس شکم رو بفرست
منم گفتم نه
خوب نیستم
فقط می‌خوان سر در بیارن
و هیچکس جز خانواده نزدیک دلسوز نیست

از خانواده شوهر چه توقع هایی داری ولشون کن بابا گوش نده !!

اصلابرات مهم نباشه عزیزم شوهرمنم همینه اصلاهبچ کمکی نمیکنه خونواده خودت نمیان کمک؟

دنه سن گ تمیزله دا اویمی 😒😒😒😒کوپن قیزی هله دستور وریر

دقیقا همه همینن عزیزم
کاملا درکت میکنن😭😭

بعد من با زن داداشم رفیق هستیم شدیددددد الان ۱۰ ساله

باورت میشه یه عروسک برای بچه برادرش نخریده کادو عروسی نداده بهمون پاگشامون نکرده چی میگی خواهر گلم

بخاطر همین میگم قوم شوهر همشون بدرد نخورن جدی نگیر مهم شوهرته

نگاه منم یه دونه خواهر شوهر دارم متاهله زندگیش خوب نیست خیلییی به من حسادت داره حسوددد وعقده اییی من کاریش ندارم اصلا برام مهم نیست ۵ساله ازدواج کرده بچه هم نداره وقتی فهمید باردارم الکی خوش حال شد فقط اون روز تو تلفن به مامانش میگه خو بذار آمنه جارو برقی بکشه کار کنه 😒
بازم خوبه مادر شوهره بهتره

من فک کردم فقط درد منه 🥲

کلا وایسادن برا دل شکستن یه بار صحبت شد داشتیم میگفتیم اره سیسمونی صد و خوردی شده گفت مال دوستمون شد ۳۰۰ تومن میگف
دلم میخواست بگم تو خونه یه اتاق خوابه تخت و وسایل خودمم هست همینارم جا ندارم
انتظار داشتن خانوادم سرویس تخت و کمدم بخرن انبار کنن بعد هاخونه دیگ رفتم استفاده کنم🤣

مادرشوهر من ک دوهفته فازگرفته به همه میگه فلانی ۹ ماهی خونه مادرش بود این چرا نمیره؟
انگار مادرم در خونشو به روم بسته
اخه تو بگو تو ک بالاسرمی چه غلظی میکنی
خودم کم کم روزی یه کابینت تمیز میکنم منتظرکمدم وسایل بچه بچینم قالی اینارو بدم قالی شویی

خانواده شوهرم که هیچ اصلا از اولم حالمو نپرسیدن
با این که چندتا کوچه فاصله داریم

بعضی آدم ها عقدهای خودشون سر بقیه خالی میکنن من تو بارداریم ۳ بار بیمارستان بستری شدم هیچ کدوم از خانواده همسرم نیومده دیدنم فقط بعضی ها حالم تلفنی پرسیدن بعدم که فهمیدن دختر که بدتر خواهرشوهرم رسما بهم میگه خودت لوس کردی انداختی ماهم بارداربودیم از این کارا نکردیم
من که کلا رها کردم از این گوش میشنوم از اون گوش در میدم کار خودم میکنم

واقعا از ت دل من گفتی هیچکی بدردم نخورد مادرشوهرم طبقه پایین من بالا ولی هیچکاری برام نکرد یا این ک دختراش میان پیشش یه روز نگفته پاشین برین ببینین زنداداشتون چشه با یه بچه کوچیک انقد ک دلم پره ازینا ک حد نداره
دقیقا منم آمپول و شیاف استفاده میکنم همش میگه اینا برا چیه وووو.......

اصلا انگار عوض میشن نه زنگی نه احوالپرسی نمیدونم چرا

عزیزم جوش نخور واست خوب نیس ولی واقعا برا خواهرشوهرتون متاسفم
یعنی واقعا کور اند تو با اون حالت چجوری تمیز کنی
دیگه وظیفه آقاتون همراهی تون کنه
و جواب شون بده

از خانواده شوهر بیشتر ازاین توقع داری؟

هم دوری و دوستی بهتره ولله من هیچ توقعی ازشون ندارم و همین بهترین چی هست

بهشون هیچی نگو اصلا چ‌ دارویی میخوری یا چ کاری میکنی من که هیچی بهشون نمی‌گم

سوال های مرتبط

مامان سوپرایز مامان سوپرایز هفته چهلم بارداری
من دکتر بهم استراحت داده یکماه خونه مامانم بودم.
دیشب بعد یکماه اومدم خونه دیدم خونه و زندگیم و کثافت برداشته یخچال کثیف،فرش و سرامیک داغون،ریخت و پاش لباس همسر.😟
از صبح داشتم خونه تمیز میکردم نهار درست کردم ولی شوهرم انگار نه انگار راحت صبح بیدار شد صبحانه خورد بعد رفت بیرون اومد نهار خورد الانم خوابید.
بهش میگم دکتر من و استراحت داده انگار تو حامله ای میگه خسته ام.
به خدا دیگه کم اوردم انتگظار داره بازم برم تنهایی خونه مادرم اقا با دوستاش بگرده و راحت بیاد بخوابه و هر جا بره.
نمیدونم شانس منه یا هرچی ولی بعضچچی مردا رو میبینم واسه زناگشون تو بارداری کم نمیزارن مثل پروانه دور زناشون میچرخن انقدر حسودیم میشه.
تو این هشت ماه بارداری یه غذای خوب یه میوه خوب نخوردم اصلا بیخیاله فقط یه ماه خونه مادرم لذت بردم غذا و میوه خوب استراحت.
دیگه خسته شدم از دستش کلا ادم بی مسئولیتیه همه چی رو پشت گوش میندازه البته در مورد من و خواسته من در مورد خانواده اش خیلی فرق داره همه چی نمیدونم چرا من و اصلا حساب نمیکنه