۴ پاسخ

تو روحت خسته عزیزم مغزت خسته 😩 هست برای همینه تو قوی هستی فقط بعضی وقتا آدم کم میاره

منم رو بچه هام حساس هستم همش خواهر شوهرام میگن تو خیلی حساس هستی میان با بچه ام دعوا میکنن توقع دارن من ناراحت نشم

عزیزم اینکه احساساتتو بخاطر درد بچه ت نشون میدی چیز بدی نیست
اینکه تو میشینی با خودت فک میکنی که اونا در ارتباط با احساسات تو چی فک میکنن جای تعجبه!
میخوان چی فک کنن؟؟ چرا برات مهمه ؟
اصلا اینایی که در موردشون نگرانی چ نقشی تو زندگیت دارن؟
بابا ولشون کن گور بابای همشون‌.

منم همینطورم ولی خانواده ی شوهرمو به گ و ز هم حساب نمی کنم

سوال های مرتبط

مامان جوجه مامان جوجه ۱ سالگی
هی ...چیکار کنم از وقتی پسرم به دنیا اومده من استرسی شدم اونم شدید شاید ۸۰ درصد مامانا همین باشن و درک کنن البته بعضیا دیدم نسبت به بچه بیخیالن دلشون بزرگ میگیرن
ولی من حس میکنم همه رو ناراحت میکنم با رفتارم دست خودم نیست خواهرشوهرم گاهی وقتا میاد خونه خیلی اصرار میکنه بچه رو ببرم میگم نه اصلا یجوری شدم رودرواسی ندارم خیلی راحت حرفم میزنم بعد گاهی با اونا میریم پارک پسرم همش میخواد راه بره اون کنارش راه میره میگه حواسم هست ولی کمی که دور میشن استرس میگیرم همش فکر میکنم اتفاق بدی میوفته اصلا حرفای اون جمع نمیتونم بشنوم دلم پیش پسرمه بلند میشم میرم سمتش خب اونا حتما بهشون بر میخوره
یه شب تو پارک دختری میدوئید خورد به پسرم سرش اومد زمین منم زار زار اشک می‌ریختم همش اون صحنه جلو چشمم بود یعنی یه طور سر من اومد که تا صبح سردرد و دست درد داشتم از بش فشار عصبی
خلاصه که حرفامو رک میزنم حس میکنم بهشون بر میخوره کاش اونا من نگران درک کنن ولی کلا اونا خانواده ای هستن بیخیال نسبت به بچه کل تعطیلات بچه هاون خونه پدربزرگاشون می‌مونن من نمیدونم چطور طاقت میارن
خدا نگهدار همه کوچولوها باشه واقعا مادر بودن سخته