سوال های مرتبط

مامان آراس کوچولو مامان آراس کوچولو ۴ ماهگی
پارت سوم
بچه رو بردن بخش منم حدودا یک ربع طول کشید برام بخیه اینا زدن و بعدشم نیم ساعت ریکاوری بودم که لرزش زیادی داشتم  لرزشش خییلی بد بود کل بدنم داشت میلرزید فقط نفس عمیق میکشیدمو تحمل میکردم ک میگفتن طبیعیه این حالت بعدشم منو بردن بخش( پرسنل اتاق عمل همه خانوم بودن حتی یدونه آقا هم نبود) همش میگفتم سردمه دو تا پتو انداختن روم دیگه کم کم بدنم آروم شد  راستی قبل از بیحسی درخواست پمپ درد کردم که اومدن برام وصل کردن . ولی بعد این که بیحسی میره دردا شروع میشه من درد زیادی داشتم اولش  ولی پمپ دردو فشار میدادم آروم میشدم ...در کل دردهای سزارینو میشه با مسکن قابل تحمل کرد ولی خب دوران نقاهتش یخورده زیاده و حتما باید کمکی داشته باشین . راه رفتن اول برای من خییلی سخت بود یعنی تا کنار هم تختیم  با درد زیادی رفتم و پاهامو رو زمین آروم میکشیدم فقط چند قدم تونستم برم اما بعدش دو تا دوتا شیاف میزاشتم بهتر شدم و هر بار مسیر بیشتری راه میرفتم
ایشالله شما هم نی نی هاتونو ب سلامت بغل کنید و زایمان راحتی داشته باشین🙏🌺
مامان 💚ال آی💚 مامان 💚ال آی💚 ۱۳ ماهگی
#زایمان_طبیعی
تجربه زایمان طبیعی پارت ۴
خلاصه رفتیم که بریم رو تخت زایمان و من که دراز کشیدم دکتر بخش هم اومد و بهم گفتن که هر وقت حس زور داشتم زور بدم و تنفس هم انجام بدم
و من بعد از سه تا زور محکم دیگه داشتم میمردم که برش پرینه انجام دادن برام و بعد برش هم یدونه زور محکم دادم و دخترم بدنیا اومد و گذاشتنش رو شکمم همینکه بچه در اومد کل دردای من رفت و دیگه هیچ دردی نداشتم بعد از اونم جفت رو در آوردن که اونم اصلا درد نداشت بعد از بریدن بندناف دخترمو گذاشتن رو سینه ام همون لحظه شروع کرد شیر خوردن بعد اونم بردن لباساشو بپوشون و بخیه منم شروع شد کل پروسه بخیه هم نیم ساعت اینا کشید زیاد هم درد نداشت یه سوزش ریزی داشت کل زایمان من چهارساعت طول کشید ساعت ده صبح آمپول تزریق شد ساعت یک و نیم رفتم رو تخت زایمان و ساعت دو ظهر دخترم بدنیا اومد و زندگی من سرشار از عشق شد اون لحظه که آدم بچه اشو میبینه کل درداش یادش میره
اگه بخوام از زایمان طبیعی بگم من خیلی راضی ام که رفتم طبیعی و همون روز یه ساعت بعد زایمان من سرپا بودم و چون موقعیت زندگیم یجوری شد مجبور شدم خودم پاشم کارامو انجام بدم برام خیلی خوب شد اینم از تجربه من🥲❤️