امروز ۵۳روز ک از زایمانم میگذره و داشتم ب این فکر میکردم ک چقد روزای اول زایمان سخته و کسی چیزی از حال و هواش نگفته بود !!!۲هفته مامانم کنارم بود و راهش دور و رفت و بعدش من موندم با بچه ریزه میزه ای ک هیچی بلد نبودم و زردی ک دست بردار نبود و داخل دستگاه میزاشتم!!! حالا کنار اینا و شب بیداری و زخم سزارین باید ب خونه و ناهار شام میرسیدم و جز ب بچه ب هیچ کاری وقت نمیکردم برسم خودم در بدترین وضعیت لباس و مو بودم و خونه ای ک همیشه برق میزد حالا کثیف کثیف بود و رفتاری ک همسرم میومد و همیشه خوب بود حالا دیگ شده بود ب اهمیت ندادن و حرف نزدن حتی جدا خوابیدن !!!!میدونم برای همسرمم سخت بود اونم از خونه ای ک همیشه آرامش و تمیزی بود حالا ی زن بی حال و خونه کثیف بود اما خب ب مرور درست شد شاید حکمت چله همین باشه تا آدم ب خودش میاد و روال زندگی میفته رو دستش !کسایی ک تو شرایط روزای اول زایمانن نگران نباشن اینا موقتیه و میگذره و دوباره همه چی برمیگرده ب روال قبل با این فرق ک الان ی فسقلی هس ک خندش میارزه ب کل دنیاااا ❤️
تو شرایط سختمم بازم بابت وجود دخترم خداروشکر میکردم و تنها دلیلم این بود ک خوب باشم ک گریه نکنم از حال بدم تا بتونم افسرده و غمگین نباشم برای دختری ک امیدش منم برای همسری ک نیاز ب حال خوبم داشت ...

۵ پاسخ

و اینم اضافه کن براش افسردگی بعد زایمانم هست که کسی نمیفهمه جز خودت گریه هایه مخفی و بی دلیل

امیدوارم واقعا بعد ۴۰ درست زشه

منم این شرایط سختُ دارم میگذرونم..مادرم ۱۰ روز پیشم بود ..بعدش رفت شهرمون و من تنها شدم ..منی که روزی دوبار دوش میگرفتم..الان هر ۴ روز یبار وقت میکنم برم حموم ..موهام و لباسام و خونه بهم ریخته ‌‌..اصلا یه وضعی 🙂

امید وارم این روزا بگذره 🫠

چقد خوب بیان کردی حال روز مادر پدر رو بعد زایمان اره سخته خیلی سخته ولی میگذره من خیلی شبا رو با گریه سر کردم ولی گذشت و بهتر شدم

سوال های مرتبط

مامان نی نی مامان نی نی ۱۵ ماهگی
#پارت_دو_تجربیات_بارداری
برای کسی ک مثل من بارداری سختی رو میگذورنه قسمت اولش تو تاپیکام هست
تو بارداری مث من ممکنه ب هماتوم مبتلا بشی البته ک خدا نکنه من هم شدم هماتوم ب هرنوع خون ریزی گفته میشه ک درجایی از بدن جم بشه و دربارداری معمولا گوشه ای از رحم و در مراحل شدید تر در پشت جفت جم میشه ک خب قابل حله اما نیاز ب صبوری و استراحت داره من نمیدونستم وباخیال راحت ب فعالیتای روزانم میپرداختم
ک یهو توی مهمونی خونریزی کردم صحنه استرس زایی بود مخصوصا وقتی حتی کسی از بارداریت باخبر نیس و نمیخوای تا موقع درستش ب کسی بگی
خیلی سریع ب بیمارستان قائم رشت رفتیم با دکترم تماس گرفته سد و چون در دست رس نبود منو رو ب بیمارستان الزهرای خراب شده ارجا دادن
تو این شرایط چیزی ک من نمیدونستم اینه ک برای اندازه گیری درست خون ریزی باید حتما پد بزارین
ب بیمارستان الزهرا رفتم و تا اون موقع خون ریزی چندین ساعت بود ک قط شده بود وقتی شرایط رو برای دکتر اوژانس توضیح دادم بهم گفتن برای جنین شیش هفته ای ک گریه نکن خب نموندم نموند بنظرم شاید همینا استارت تنفر منو از اونجا زد
#هماتوم_بارداری
مامان روناهی و روهان مامان روناهی و روهان ۲ ماهگی
برا اونایی ک میگن پشت سر هم خوبه و فلان
طبق تجربه ی خودم میگم البته ممکنه برای بقیه فرق داشته باشه
من دخترمو مستقل بار اوردم مثلاااآااا
تو بغل من نمیخوابید جاش از اول جدا بود
پیش میومد ی شب میرفت خونه ی مامانم اینا میخوابید
خلاصه در ظاهر وابستگی نداشت بهم
باردار شدم ..اعصاب نداشتم حوصله نداشتم در نتیجع کمتر ب دخترم توجه میکردم..فضولی میکرد پرخاشگر شده بودم
مدام افسرده بودم و زود خسته میشدم و دیگ ماهای اخر گریه میکردم
اون ۲ روز ک بیمارستان بودم بچم اعتصاب کرده بود دستشویی نمیرف با اینکه ۳ سالو ۴ ماهش بود میگف میترسم الکی میگفتاااا
دستشویی نمیرفت تا دیگ تحمل نمیکرد جیش میکرد ب خودش یا تو حموم میبردنش دستشویی
بهونمو نمیگرفتااااااا
ولی یجور دیگ نشون میداد
بعد از زایمانم ک اومدم خونه ی مدت اعتصاب غذا داشت و با هزار زحمت غذا میدادیم بش حتی اون ک عاشق هله هوله بود اونم نمیخورد رنگش زرد شده بود بچم
شربت مولتی ویتامین و اهن و از اینجور چیزا گرفتیم براش
من با شکم پاره مینشستم ب دخترم پای تلوزیون غذا میدادم ک فقط بخوره
بماند حسادت هایی ک پیدا کرد تو ماه اولی ک داداشش اومده بود..عاشق داداشش بوداا ولی اجازه نمیداد کسی دست بزنه بهش
خلاصه ک طبق تجربه ای ک من داشتم باردار شدن وقتی ی بچه ی کوچیک داشته باشه واقعا ظلمه ب اون بچه
نگین باهم بزرگ میشن
نگین اولش سختع بعد خوب میشه
درسته خوب میشه خوب شده الان
ولی اون ضربه ای بچم خورد چی
اون غذاب وجدانی ک گرفتم و هیچوقت از قلبم خارج نمیشه چی..
بعد زایمان ک روانم اردم شد فهمیدم چقد الکی تو بارداری دعواش میکردم
بنظر من تا بچه ی اولتون بزرگ نشده و عاقل نشده نباید بچه دوم اورد