۱۶ پاسخ

حق داشته خب همون اول باید بهش اطلاع میدادی کلی نگران شده زنو بچش بیرون بودن با کسی ک نمیشناخته هیچ خبری هم نداشته

بی خبری خیلی بده، اونم لابد خیلی استرس کشیده، حتی اگه گوشیتم خاموش بود باید با گوشیه دوستت زد میزدی بهش میگفتی چه اتفاقی افتاده که نگران نشه

بله حق داشت با گوشی دوستت ب همسرت زنگ میزدی یا میرفتی تو مغازه ایی چیزی الان ک دیگ همجا usb هست گوشیت یکم شارژ میگرفت

تا این حد که زندانیت کنه نه حق نداشته
اما از اینکه نگران شد و باتوجه ب اینکه حساس بود و به زور راضیش کردی و فلان و حق داشته
بنظرم کنترل احساسش ضعیفه
یعنی نگران و عصبانی و ناراحت و همه اینا رو باهم بود وقتی که تو اومدی خونه از شدت خشم و نگرانی تو اتاق حبست کرده ، زیاده روی کرده
اما بازم تا هفتاد درصد حق میدم بهش
باید خبر می‌دادی بهش
تا ساعت یک شب بی خبری واقعا سخته
نمیدونست فکر زنش باشه یا فکر بچش
بالاخره آدم فکرش همه جا می‌ره دیگه

بنظرم امشب حتماً باهاش صحبت کن و غذای مورد علاقه شو درست کن و عذرخواهی کن و بهش اطمینان خاطر بده که دیگه تکرار نمیشه
البته که فکر کنم تا مدت ها باید خداحافظی کنی شب بیرون رفتن با دوستاتو

عزیزم تااین حد یکم اغراق ولی خب حق بهش میدم از شدت ترس و استری نتونسته خودش کنترل کنه.
شوهر من وقتی ما خونه ایم گوشیمو جواب ندم دو سه بار پشت سرهم سریع زنگ میزنه به خانوادش که بیان ازمون خبر بگیرن.
برای همین حتی حمومم میرم بهش میگم که پشت خطم نسوزه

ببین قبول دارم .خودتم اون تایم استرس کشیدی ولی خدا میدونه همون موقع چه به شوهرت گذشته ..
شوهر من حتی وقالییکه میرم خونه مامانم اگه بیست دقیقه جواب تلفنو ندادم ،نگران میشه و به صد نفر زنگ میزنه
عزیزم بیا حق بده به شوهرت

حق داره همسرت

بنظرم هیچ توجیهی نداره کارت
بدون شک میتونستی یه جوری بهش زنگ بزنی خبر بدی

حق داشته

حق با همسرت هست عزیزم ولی نوع تنبیه شوهرت اشتباه بود،شماهم بگیر از نگرانی و بی خبری نفهمیده چکار کرده

واا خب ادم ماشینش هم خراب بشه به اولین کسی که خبر میده همسرشه دیگه! ینی یه گوشی پیدا نمیشد خبر بدی بهش

حق با همسرت هس

عزیزم نگرانت بوده
آره حق داشته
ساعت ۱۲شب اونم گوشی خاموش معلومه هزار فکر به دهن شوهرت رسیده
شوهرت رو دیونه کردی

اره ک حق داره ولله من شوهرم اصلا اجازشونمیده ن اینکه دیربیام خونه تازه هم گوشیت خاموش بود من پسرم اینکارومیکنه دادمیزنم میزنمش ن دیگه زن باشه

خدایی همسر صبوری داری ک ب دوتا داد و زندونی بیخیال سده کار بدی کردی گوشی خودت خاموششدن گوشی دوستت ک بود گوشیی یک رهگذر رو اصلا میگرفتی باید خبر می‌دادی شاید همسرت میومد کمک

با گوشی و دوستت باید بهش زنگ میزدی خبر میدادی تو که میدونستی حساسه
ولی نرمالم بود انقد بترسه

سوال های مرتبط

مامان دختر ملوس مامان دختر ملوس ۲ سالگی
دیشب خونه مادرشوهرم بودم یعنی اول بچه رو با شوهرم دم در پیاده کردم خودم رفتم بازار بعد ساعت ۹/۳۰ منم رسیدم دیدم شام خوردن من رسیدم گفتن خوردی؟ گفتم ممنون بعد برادرشوهرم از سرکار رسید (دانشجو دندانپزشکی، دستیار یه دندانپزشک میمونه به صورت کارآموز) بعد با هم خوردیم دیگه من تو آشپزخونه بودم ظرف هایی که اونا قبل ما شام خورده بودن هم من شستم. ظرف ها تو طرفشویی بود دیگه همرو شستم. مادرشوهرم گفت یه بار نشور دیگه شستم اعصابم خورده چرا؟؟؟ چون شوهرم تا میبینه به اونا میرسم خوشحال میشه باهام خوب میشه همونجا جلو همه تشکر کرد تو ماشینم تشکر کرد ولی من اعصابم خورده قبلا میشستم هیچی نمیکفت اصلا بعدا تو خونه بحث میشد الان واسه همون تشکر فرمالیته کرد حالا کار به تشکر ندارم. چرا با اونا خوب باشم باهام خوبه با اونا بد باشم باهام بده

پوشک شیرمادر شیرشب خواب شب آنومالی بچه شیرخشک بارداری زایمان طبیعی سزارین واکسن پستونک شیشه شیر واکسن ۱۸ ماهگی
مامان مامان فندقی🐻 مامان مامان فندقی🐻 ۲ سالگی
درددل🫂🫂 امروز برام روز خسته کننده ای بود ، تموم تنم درد می‌کنه ی عالمه خستگی تو وجودمه صبح ساعت هشت بیدارشدم ک شوهرم ی عالمه غر و فحش داد که چرااا صبحانه م آماده نیست. ول کرد رفت .... بعدم بچهام همون موقع بیدارشدن ...بماند که دخترم چقدر غر میزد پسرم از اون بدتر. تند تند کارام کردم. رفتم سرکوچه خرید تا رسیدم خونه دیدم عه یادم رفته شعله گاز خاموش کنم دسته قابلمه آب شده هواسم نبود دستم بهش چسبید،باز دخترم پسرعمو زدن ساعت ،۱۱,شوهرم گفت بریم بانک ...آماده شدم رفتم از ساعت ۱۱دخترم بغلم بود تا ۱,ب شوهرم گفتم بگیریش گفت من دستم درد می‌کنه. یک نیم اومدیم ناهار خوردیم شوهرم رفت اتاق در قفل کرد مزاحمم خابم نشید. چون دخترم بانک خابش برده بود تا رسیدم خونه بیدارشد دیگه نخابیذ از ساعت یک نیم تمیز کردم تا پنج. آقا تازه از اتاق اومد بیرون. بعدم کفتر بعدم پوشید رفت منم شام پختم. دخترم پسرم لج بردمشون پیاده روی باز ظرف شستم ....باز لج بردمشون حموم باز لج بردمشون تو کوچه. الان باز لج. میوه ..... تموم بدنم درد می‌کنه. کاش کسی درک کنه