عزیزم بعضی خانواده ها خدایش خیلی شعور دارن من خودم خیری ندیدم از خانواده شوهر
تا الان ی جوراب واسم نخریدن
چ برسه کاری کنن
کلا دایورتشون کردم
من خونه مامانم بودم
مادرشوهرم هر شب میومد همش گیر میداد یه دفه میگف شیر نداری یه دفه میگف بلد نیستی بچه شیر بدی یه دفه میگف نمیتونی پوشکش کنی تازه مامانم کاچی برام درس میکرد به اونم میداد میگف اینا خوشمزه نیستن چیه اینا بیمزه اس 😐 خلاصه هزارتاعیبو ایراد از خودم و بچم و غذاها گرف آخرشم دعوا کردم باهاش گفتم دیگه نیایی اینجا 🥺
افرین ولی اخه شورت شستن؟ من والا ب مامانمم نمیذارم همچین کاری کنه چ برسه مادرشوهر
من شورت سرجی فیکس گرفته بودم راحت
مادرشوهرمن ۲بار نوه شو دیده کادو نداد بیمارستانم دست خالی اومد
عزیزم دیگه اون مادرشوهر خیلی بامحبت با شخصیت بوده بعضیا واقعا فرشته ان
سلام وای پس همه مون مثل همیم. یک هفته خونمون بود همش میخوابید انگار اومد بود خستگیشو درکنه و بره چقد گریه میکردم دست تنها با دو تا بچع.
واسه من همون یه روزم کمک نداد هیییییچ کمکی ندیدم
بعضی انسان ها واقعا اصالت دارند ...
شورت انداخته تو ماشین لباسشویی دیگه بادست نشسته که ولی دمش گرم
من مادرشوهرم میآمد یکی باید میبود برا اونم حاضر کنه دست به سیاه سفید نمیزد چقدر شوهرم باهاش حرص میخورد
واسه من یه روزم نیومد عزیزم.یبار مامانم گفت من باید برم جایی کار فوری دارم،اومد فقط و فقط پیش من نشست.روز دوم سوم بود فکر کنم.نه برام سوپ اورد،بچه گریه میکرد خودم بلند شدم بغلش کردم بهش شیر دادم.بعد مامانم ساعت۱۰ شب اومد گفت وای شام هم هیچی درست نکرده؟😂فقط و فقط نشست کنارم.کم مونده بود من بلند شم ازش پذیرایی کنم.تازه دوتا نوه دیگشم اومده بود تو پذیرایی فوتبال بازی کردن،فرشام جا به جا شده بود.😂
من خونه مامانم بودم ۴۰ روز، مادرشوهرم اومد دیدنمون فقط یه جعبه شیرینی آورد، خیلی منتظر بودم کاچی برام درست کنه ، مامان خودم میپخت ها تا ۴۰ روز برام هر روز صبحا کاچی درست میکرد ، ولی یادم بود مادرشوهرم گفته بود برای عروس جاریش چندبار درست کرده برده ولی برای من نیاورد ، چیز خاصی نیست ولی من به دلم موند🥲
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.