۷ پاسخ

بهش بگو مامان بیرون منتظر تو میمونه اوایل دمه چشمش باش بعدا رفته رفته که عادت کرد دوست پیدا کرد با مربی اشنا شد رهاش کن و بیا خونه.براش تشویقی بخر بگو اگه گریه نکنی چیزی که خیلی دوست داره رو براش بخر

منم ۱۲ خرداد پسرمو بردم مهد تا همین یک هفته پیش
هر روز ،از شنبه تا چهارشنبه
از ساعت ۸ و نیم تا ۱۲ونیم
فقط روز اول با علاقه و بدون اینکه منو بخواد رفت داخل و منم ظهر رفتم دنبالش
از فرداش دیگه هر صبح که میخواست بره داخل بهانه گیری میکرد و حتی خوراکی هاشو نمی‌خورد و همش گرسنه میومد خونه که متوجه شدم چون بچه های بزرگ تر همه میرن داخل آشپزخانه این نمیره
تقریبا نزدیک نیم ساعت طول می کشید تاصبحا بره داخل مهد
هر روز یکی از وسایل مورد علاقه شو میبرد و به بهانه همون بازم با تاخیر می‌رفت داخل
جایزه های کوچکی گرفتم دادم ب مربی ها ک بهش بدن و تشویقش کنن تا بره داخل مهد
خلاصه ب این نتیجه رسیدم محیط ک فعلا دیگه نفرستمش
بنظرم هنوز زوده
اوایل مهر یا آبان احتمالا بفرستمش البته یه محیط دیگه.
این تجربه من بود
بنظرم خیلی اصرار نکن که زده بشه و نخواد کلا بره

من مادر و کودک می برم می گه مربی باید مرحله به مرحله پیش رفت
اول مادر و کودک
بعد یکساعت مادر بیرون باشه
بعد دوساعت
بعد سه ساعت
می گه اصلا نبابد به بچه فشار اورد و یک دفعه بردش مهد

شاید با بچه ها نتونسته ارتباط بگیره سختشه

مهدش جذبش میکنه.
طبیعبه چند روز اول

دلیل گریه و ترسش رو پیدا کن بعد برطرف کن

نباید به حرف اونا گوش میکردی میرفتی. بچت باید ببینه هستی اوتجا. دیده نیستی استرس گرفته ترسیده

سوال های مرتبط

مامان هانا🧚🏻‍♀️ مامان هانا🧚🏻‍♀️ ۳ سالگی
الان که تاپیکا رو میخوندم دلم خواست یه چیز از تجربه خودم بگم به مامانایی که دارن بچشون رو از پوشک میگیرن.
من خیلی خوب دخترم رو از پوشک گرفتم در کمتر از یک هفته کاملا همکاری کرد. اما نکته اش این بود که اصلا دعواش نکردم. اصلا استرس بهش ندادم. حتی وقتی خونه رو چند بار کثیف کرد و می‌خواست گریه کنه آرومش کردم گفتم اشکال نداره عزیزم الان تمیزش میکنیم و با ارامش بهش گفتم خونه جای جیش نیست جیش باید بره توی دسشویی.
آنقدر خوب یاد گرفت که حتی شبا هم خودش بیدارم میکنه میگه خیلی جیش دارم مامان.
اما.... چند روز پیش که قرص اورژانسی خورده بودم و خیلی عصبی بودم و غذام هم رو گاز بود وقتی هانا رو بردم دسشویی و هی بازی گوشی کرد و من با حرص گفتم نمیخواد دسشویی کنی بیا بریم و گریه کرد و محلش نذاشتم. و چون هورمونهام به ام ریخته بود چند روز بی حوصله بودم. بخاطر این قضیه دوبار پشت سر هم تو خونه جیش کرد. چون دیگه دلش نمی‌خواست بره دسشویی و نمی‌گفت. فقط بخاطر یه بار دعوا کردن و بی‌حوصلگیم بعد از اینکه کامل یاد گرفته بود.
اینهمه تایپ کردم که فقط بهتون برسونم که چقدر بچه حساسه و چقدر باید حواسمون باشه به رفتارمون.
مامان سبحان و بهار 🎒 مامان سبحان و بهار 🎒 ۴ ماهگی
تجربه: سبحان رو یه روز تستی بردم مهدکودک.
از اول خب خیالم راحت بود که مشکل اضطراب جدایی و اینا نداریم چون کلا ترجیح میده بره و برنگرده پیش من 😂
یه کم سنش چون کمه مربیش گفت قوانین رو قبول نمیکرد که الان نباید بازی کنه و مثلا باید بیاد شعر بخونه. ولی گفت کم کم بیاد یاد میگیره.
از لحاظ ارتباط گیری هم چون کامل حرف میزنه مربیه گفت اوکی بوده تو گفتن خواسته هاش و اینا.
ولی سر اسباب بازیا با بچه های دیگه درگیر میشده و به اونا نمیداده، که گفتم اصلا واسه همین میخوام بیاد که تعامل با بقیه بچه ها رو یاد بگیره چون دور و برمون بچه نداریم زیاد.
نگرانی اصلیم از این بود که چون دو ماهه از پوشک گرفتمش محو بازیش بشه و یادش بره و بریزه و اینکه چون تنگی مجرای ادرار داره، اونا نتونن راحت دستشویی ببرن، که تو اون یه روز مثل اینکه گفته جیش دارم و مربیش هم برای دستشویی بردنش مشکل نداشته. چون گفتم شلوارشو کامل دربیارن و ببرن.
وقتی رفتم دنبالش بعد سه ساعت هنوز سیر نشده بود و کشون کشون و با وعده دادن و حرف زدن آوردمش بیرون.
حالا قراره ثبت نامش کنم و از اول ماه، هفته‌ای دو سه روز که باباش صبحا شیفت نیست ببرتش.
خیلی امیدوارم بهش خوش بگذره و انرژیش تخلیه بشه. بچه پوسید تو ۵۰ متر خونه.
مهدکودک خصوصی نزدیک خودمون ماهی ۳.۵ میگفت روزی ۴ ساعت، این مال دارالقرآنه، ماهی یه تومن سه ساعت در روز. که من گفتم دو سه روز در هفته میارمش گفت ۵۰۰ بده.
مامان بچه‌ک مامان بچه‌ک ۴ سالگی
روز دوم ترک پوشک هم آسون نگذشت. از صبح تا عصر یه بار خطا و یه بار جیش توی پاتی داشتیم و خبری از پی‌پی نبود. واضح بود که بچه داره خودش رو نگه می‌داره و تحت فشاره. عصر به ناچار پوشکش کردم و رفتیم بیرون و شب رو هم با پوشک خوابید.
از اون عجیب‌تر و دردناک‌تر اما تجربه‌ی روز سوم (دیروز) بود. از ساعت هفت صبح تا ۵ بعدازظهر بچه‌ک خودش رو نگه داشت و حاضر نشد جیش یا پی‌پی کنه. به‌ش آب‌پرتقال دادم که عاشقشه اما لب نزد. انگورهایی رو که براش گذاشته بودم از بشقاب برمی‌داشت، برای این‌که طعمش رو حس کنه یه گاز می‌زد و زود تف می‌کرد و از دهنش می‌داد بیرون. واقعا حیرت کرده بودم. انتظار نداشتم بدونه خوردن باعث می‌شه دستشویی‌ش بگیره و بخواد تا این حد پا روی خواسته‌هاش بذاره و خودش رو کنترل کنه. ساعت پنج دیگه از شدت فشاری که روش بود به گریه افتاده بود و منم سریع پوشک رو پاش کردم. جیش و پی‌پی رو توی پوشک کرد و با خیال راحت آب‌پرتقال و انگورهاش رو خورد (ادامه در کامنت)
مامان سامیار مامان سامیار ۳ سالگی
خانوما تجربه از پوشک گرفتنم رو میگم شاید به دردتون خورد من کلا خیلی میترسیدم ک شروع کنم چون به خونه زندگی حساسم و اینا گفتم سخته فرشام اینا نجس میشن و میخوام مسافرت برم سختمه خلاصه یه هفته پیش یه روز دل رو زدم به دریا گفتم امتحان بکنم ببینم چطوریه تا اینکه یه روز به سامی گفتم جیش بکن اولش ترسید گریه کرد بعد نازش رو کشیدم شلنگ آب رو یه کوچولو باز کردم مشغول بازی شد بعد آماده ی جیش کردن بود ک کم کم آب گرفتم به بدنش دیدم گریه کرد ولی جیش کرد خلاصه هر نیم ساعت بردمش دوبار تو شلوارش جیش کرد و گریه کرد انگار ترسیده بود بعد دوروز گفت پی پی دارم ک سریع بردمش تو دستشویی اولش گریه کرد ترسید نمی‌کرد گفتم یه ذره فشار بیار پی پی بیاد باهاش بای بای کنیم بره خونشون بعد ۵ دقیقه آب گرفتن پی پی کرد موقع شستنش با پی پیش بای بای کرد تا به امروزم بیرون اصلا اصلا جیش نکرده یا شلوار کثیف نکرده ولی مثلا خیلی مشغول بازی باشه یا مثلا من یادم بره بهش یادآوری کنم یا ببرمش سرویس شلوار کثیف میکنه شما هم امتحان بکنید چون یه راهیه ک باید بریم راستی شبا هم تو این یه هفته تا صبح شلوارش خشکه ولی صبح بلافاصله میبرمش سرویس یه کم طول میکشه ولی جیش میکنه هرسوالی داشتید بپرسید # پوشک # مای بی‌بی # جیش # بچه