تجربه: سبحان رو یه روز تستی بردم مهدکودک.
از اول خب خیالم راحت بود که مشکل اضطراب جدایی و اینا نداریم چون کلا ترجیح میده بره و برنگرده پیش من 😂
یه کم سنش چون کمه مربیش گفت قوانین رو قبول نمیکرد که الان نباید بازی کنه و مثلا باید بیاد شعر بخونه. ولی گفت کم کم بیاد یاد میگیره.
از لحاظ ارتباط گیری هم چون کامل حرف میزنه مربیه گفت اوکی بوده تو گفتن خواسته هاش و اینا.
ولی سر اسباب بازیا با بچه های دیگه درگیر میشده و به اونا نمیداده، که گفتم اصلا واسه همین میخوام بیاد که تعامل با بقیه بچه ها رو یاد بگیره چون دور و برمون بچه نداریم زیاد.
نگرانی اصلیم از این بود که چون دو ماهه از پوشک گرفتمش محو بازیش بشه و یادش بره و بریزه و اینکه چون تنگی مجرای ادرار داره، اونا نتونن راحت دستشویی ببرن، که تو اون یه روز مثل اینکه گفته جیش دارم و مربیش هم برای دستشویی بردنش مشکل نداشته. چون گفتم شلوارشو کامل دربیارن و ببرن.
وقتی رفتم دنبالش بعد سه ساعت هنوز سیر نشده بود و کشون کشون و با وعده دادن و حرف زدن آوردمش بیرون.
حالا قراره ثبت نامش کنم و از اول ماه، هفته‌ای دو سه روز که باباش صبحا شیفت نیست ببرتش.
خیلی امیدوارم بهش خوش بگذره و انرژیش تخلیه بشه. بچه پوسید تو ۵۰ متر خونه.
مهدکودک خصوصی نزدیک خودمون ماهی ۳.۵ میگفت روزی ۴ ساعت، این مال دارالقرآنه، ماهی یه تومن سه ساعت در روز. که من گفتم دو سه روز در هفته میارمش گفت ۵۰۰ بده.

تصویر
۱۱ پاسخ

من حس میکنم نمیتونم بچموجایی بزارموبیام خونه فک میکنم اذیتش کنن چیزبدیادش بدن جای خصوصیشوبمالن وااایی😣😖😟

چه قیمت مناسب
اینجا ماهی ۴ونیم .خصوصیام ۸.۹

چه شیطونکه😍

عزیزم شماره اون مهدکودک خصوصی تو رباط کریم رو میدی بهم ممنونم ما نسیم شهر میشینیم ولی فک کنم مهد کودک خوب نداره یا کلا پیش دبستانی ندیدم جایی بنظرت بیشتر بگردم پیدا میکنم

عزیزم یه سوال چی باعث شد اضطراب جداییش و وابستگیش به شما کم بشه؟

قیمتش عالیه

من کلاس مادروکودک میبرم هنوز تو کلاسم همش تواسترسه من گم نشم یوقت

وای انگار رایگان هست اینجا از ۹تومن شروع میشه تازه

سلام عزیزم منم خیلی دوست دارم پسرمو بزارم این که میگی ماهی یه تومن امکاناتش چجوری بود میشه کامل بگی

چه ارزون کدوم شهری

چ باحال ک خودشون دستشویی میبرنش

سوال های مرتبط

مامان کامیار و لیانا مامان کامیار و لیانا ۲ سالگی
سلام بچه ها من تجربه از پوشک گرفتن کامیار رو براتون میذارم شما هم اگه انجام دادین و نتیجه گرفتین برای منم دعا کنید که مشکلاتم حل بشه چون این روزها برای کار همسرم خیلی مشکل درست شده و عصبی هست. من تو سه روز از پوشک گرفتم البته پی پی یکم طول کشید چون ازش میترسید و اونم بعد از یه هفته براش عادی شد و الان که دوماه گذشته دیگه راحت می‌ره دستشویی
خب برای شروع اول چند روز مبردمش دستشویی تا با محیطش آشنا بشه مثلاً شلنگ میدادم دستش میگفتم اب رو باز کن یا آفتابه رو پر کن و آب بریز و... حتی میتونید برچسب هم بچسبونید ولی من اینکار رو نکردم. خلاصه که خیلی خوشش اومد و براش تبدیل به بازی شد بعدش آخر هفته که دیگه میخواستم پوشک نکنم اول اومدم تموم قالی ها جمع کردم و روی مبل هم زیر انداز انداختم بعدش به شوهرم هم گفتم تا سه روز من نمیتونم غذا درست کنم چون باید مراقب بچه باشم. خلاصه روز از پوشک گرفتن دیگه جلو خودش گفتم ببین این آخرین پوشکیه که این جاست بقیه پوشک ها گفتن چون کامیار بزرگ شده ما میخواهیم بریم پیش بچه های دیگه. و بجاش این شورت خوشگل داریم که اونم از طرحش خیلی خوشش اومد و پوشید. برای مدت بچه ها شورت زیاد بخرید چون خیلی زود بزود باید عوض کنید. بعد از اینکه شورت پاس کردید دیگه همه اش باید حواستون باشه که بچه کی جیش می‌کنه به محض اینکه ادرار رو ببینید سریع بغلش کنید و بهش بگید که ما اینجا جیش میکنیم و بذارید که بقیه جیش رو تو دستشویی انجام بده. یکی دوبار اول ممکنه که گریه کنه چون پسر من تعجب کرده بود و می‌گفت این چیه که از من خارج میشه😂
ادامه تاپیک بعد
# فرزند پروری
# پوشک
مامان رها و گرشا مامان رها و گرشا ۳ سالگی
باید بگم بالآخره اژ پوشک گرفتم💪🏻💪🏻 واقعا اون کابوسی که داشتم و غولی که ازش ساختم نبود🫢 ببخشید طولانیه
دفعه قبل که تاپیک گذاشتم بعضیا گفتن چون دیر شروع کردی کارت سخته بعضیا گفتن خودت باید ببریش دستشویی بعضیا گفتن باید نصف شب بیدار کنی ببری ولی به نظرم هر مادری خودش میدونه بچش کی آمادست و بچه من آماده نبود اینکه زود شروع کنی هنر نیست مهم اینه که بچه آمادگی داشته باشه، همونطور که دفعه قبل گفتم اصلا یادآوری نکردم و به خودش اعتماد کردم گذاشتم تا یاد بگیره پر بودن مثانه و حس ادرار داشتن چیه، توی عکسی که گذاشتم اگه تار نباشه مشخصه چکار کردم فقط سه روز اول یا تقریبا هفته اول خیلی مهمه دختر من روز اول خطا داشت صد در صد روز دوم کمتر و از روز سوم تا حالا خطا نداشته شبا هم پوشک شورتی میبندم و بهش میگم شورت شبت این جوریه همین که کنترل مثانه داشته باشه دیگه شبا جیش نمیکنه دختر من فعلا چند شب تا حالا پوشکش خشک بوده ولی بازم نمیخوام ریسک کنم و اونم نپوشم پاش قبلا هم گفتم به دکتر بکی اعتماد دارم چون گاهی وقتا کلیپاشو اینستا میبینم الآنم تنها کاری که نکردم این بود که پاتی واسش نخریدم چون حوصله ترک دادن اونو نداشتم از بعد عید هم تو دستشویی شستمش که با محیطش آشنا بشه و هر زمان که یادم بود وقتی میرفتم دستشویی غیر مستقیم بهش یادآوری میکردم که دستشویی دارم با اینکه قصد داشتم بعد سه سال از پوشک بگیرم ولی چون خودش گفت باشه شورت میپوشم بدون پوشک قبول کردم همون موقع چون اشهال شد پوشک بستم ولی حسابی روش کار کردم و یک روز بعد دوباره باز کردم
ببخشید طولانی بود💔💔
مامان هانا🧚🏻‍♀️ مامان هانا🧚🏻‍♀️ ۳ سالگی
الان که تاپیکا رو میخوندم دلم خواست یه چیز از تجربه خودم بگم به مامانایی که دارن بچشون رو از پوشک میگیرن.
من خیلی خوب دخترم رو از پوشک گرفتم در کمتر از یک هفته کاملا همکاری کرد. اما نکته اش این بود که اصلا دعواش نکردم. اصلا استرس بهش ندادم. حتی وقتی خونه رو چند بار کثیف کرد و می‌خواست گریه کنه آرومش کردم گفتم اشکال نداره عزیزم الان تمیزش میکنیم و با ارامش بهش گفتم خونه جای جیش نیست جیش باید بره توی دسشویی.
آنقدر خوب یاد گرفت که حتی شبا هم خودش بیدارم میکنه میگه خیلی جیش دارم مامان.
اما.... چند روز پیش که قرص اورژانسی خورده بودم و خیلی عصبی بودم و غذام هم رو گاز بود وقتی هانا رو بردم دسشویی و هی بازی گوشی کرد و من با حرص گفتم نمیخواد دسشویی کنی بیا بریم و گریه کرد و محلش نذاشتم. و چون هورمونهام به ام ریخته بود چند روز بی حوصله بودم. بخاطر این قضیه دوبار پشت سر هم تو خونه جیش کرد. چون دیگه دلش نمی‌خواست بره دسشویی و نمی‌گفت. فقط بخاطر یه بار دعوا کردن و بی‌حوصلگیم بعد از اینکه کامل یاد گرفته بود.
اینهمه تایپ کردم که فقط بهتون برسونم که چقدر بچه حساسه و چقدر باید حواسمون باشه به رفتارمون.
مامان کامیار و لیانا مامان کامیار و لیانا ۲ سالگی
ادامه تاپیک قبلی از پوشک گرفتن
خلاصه با این روش همون روز اول جیش کردن یاد گرفت و روز دوم چند باری خطا داشت که بهش مدام یادآوری میکردم که نباید شورت خیس باشه باید خشک بمونه. و روز سوم هم دیگه کامل یاد گرفت فقط مسأله این بود که از پی پی میترسید حتی دیگه داشت یبوست می‌گرفت که من بهش روغن زیتون و کره میدادم تا شکمش کار کنم. دیگه موقعی که میخواست پی پی کنه گریه میکرد من کنارش مینشستم و میگفتم که نترس من اینجام و وقتی کارش رو میکرد میگفتم بیا پی پی رو ببریم خونشون و بغلش میکردم که خودش سیفون بکشه و می‌گفتیم بای بای پی پی. خلاصه که تا یک هفته وضع همین بود و بعد از اون خیلی بهتر شد و الان که یک دوماه گذشته دیگه خیلی براش عادی شده
خلاصه که اینم از تجربه من. امیدوارم که برای بقیه مادرها هم این پروسه راحت طی بشه چون واقعا کار سختیه ولی اگه بچه یاد بگیره هم مادر راحت میشه هم بچه. چون این اخرا بچه من خیلی برای پوشک اذیت میکرد
# فرزند پروری
# پوشک
مامان سامیار مامان سامیار ۳ سالگی
خانوما تجربه از پوشک گرفتنم رو میگم شاید به دردتون خورد من کلا خیلی میترسیدم ک شروع کنم چون به خونه زندگی حساسم و اینا گفتم سخته فرشام اینا نجس میشن و میخوام مسافرت برم سختمه خلاصه یه هفته پیش یه روز دل رو زدم به دریا گفتم امتحان بکنم ببینم چطوریه تا اینکه یه روز به سامی گفتم جیش بکن اولش ترسید گریه کرد بعد نازش رو کشیدم شلنگ آب رو یه کوچولو باز کردم مشغول بازی شد بعد آماده ی جیش کردن بود ک کم کم آب گرفتم به بدنش دیدم گریه کرد ولی جیش کرد خلاصه هر نیم ساعت بردمش دوبار تو شلوارش جیش کرد و گریه کرد انگار ترسیده بود بعد دوروز گفت پی پی دارم ک سریع بردمش تو دستشویی اولش گریه کرد ترسید نمی‌کرد گفتم یه ذره فشار بیار پی پی بیاد باهاش بای بای کنیم بره خونشون بعد ۵ دقیقه آب گرفتن پی پی کرد موقع شستنش با پی پیش بای بای کرد تا به امروزم بیرون اصلا اصلا جیش نکرده یا شلوار کثیف نکرده ولی مثلا خیلی مشغول بازی باشه یا مثلا من یادم بره بهش یادآوری کنم یا ببرمش سرویس شلوار کثیف میکنه شما هم امتحان بکنید چون یه راهیه ک باید بریم راستی شبا هم تو این یه هفته تا صبح شلوارش خشکه ولی صبح بلافاصله میبرمش سرویس یه کم طول میکشه ولی جیش میکنه هرسوالی داشتید بپرسید # پوشک # مای بی‌بی # جیش # بچه
مامان بچه‌ک مامان بچه‌ک ۴ سالگی
جمعه نوبت چکاپ بچه‌ک و ویزیت با هماتولوژیستش بود. توی فاصله‌ی ده‌دقیقه‌ای بیمارستان هم ایکیاست و برنامه‌مون این بود که بعد از بیمارستان بریم ایکیا. متاسفانه یادم رفته بود پاتی پرتابل بخرم و مجبور شدم پوشکش کنم. اما در کمال ناباوری توی بیمارستان هر بار که دستشویی داشت می‌گفت و میم می‌بردش دستشویی و چون از سرپا شدن خوشش نمی‌اومد، نهایتا توی پوشک کارش رو می‌کرد. اما همین تجربه خیلی به‌مون کمک کرد. شب که اومدیم خونه موقع سفارش پاتی پرتابل ازش خواستم بیاد پیشم و خودش طرحش رو انتخاب کنه. چون عاشق پاندائه، یه دونه با طرح پاندا انتخاب کرد و خیلی ذوق رسیدنش رو داشت. شنبه که سفارشمون رسید با ذوق و شوق خودش رفت روش نشست و وقتی میم به‌ش گفت همون‌جوری که تو ایکیا و بیمارستان جیش کردی، جیش کن، سریع کارش رو کرد. امروز هم دو ساعت برای خرید بیرون بودیم و خودش گفت احساس جیش داره و با میم رفتن دستشویی مرکز خرید و روی پاتی پاندایی‌ش نشست. به نظر می‌آد پروژه‌ی ترک پوشک داره با موفقیت انجام می‌شه 🥲