۱۴ پاسخ

عزیزم
شما فقط همین روند رو ادامه بده... هرروز ببرش کار درمانی گفتاردرمانی، خسته نشو...

بچت درست میشه

شل کن سفت کن نباش
یسره ببر

یک چیزی بپرسم سنجش گوش بردیش یوقت کم شنوایی که نداره چون گفتی رفتی بیرون متوجه نشده

چند جلسه ببر خیالت راحت بشه. انشالله عالی میشه نگران نباش

چقد سخت مینویسی 🙄🙄🙄اصلا متوجه نوشتنت نشدم😅😅انگار استرس اضطراب داری

عزیزم بنظرم حتما چن جلسه دیگ ببر ک خیالت راحت بشه ک واسه بچه کم کاری نکردی و زود حرف بزنه عشق کنی
بنظر من اونقد هزینه ارزش داره واسه گل پسر😍

زیاد متوجه نوشتت نشدم من
ولی ی چنتا دیگم ببر
بی وجدانا بخاطر پول الکی میگن خیلی وقتا

سلام خانومی
علائمش چیه؟؟
مگه چطوره که میگی اوتیسمه یا دیجیتاله و..؟؟؟!!!

سحر جان هرروز میبری هزینه اش چقدر ؟

بچه منم خانه بازی میبرم یا پیش مامانم میزارم گریه نمیکنه امیدت به خدا باشه چیزی نیست پسرت مثل دسته گل میمونه
بعد سحرجان شما تو خونه خودت و همسرت احتمالا زیاد صحبت نمی‌کنید بچه هم شاید بخاطر همونه جو خونه رو شاد کنید زیاد برید بیرون و پیک‌نیک انشالله زود به حرف میاد

انشالله که اوتیسم نیست و بی بی دیجیتاله
بی بی دیجیتال بچه کاملا خوب میشه نگران نباش
اون اوتیسمه که درمان نداره

سلام خوبی یک ماه پیش بهتون درخواست دوستی دادم نمیخای قبول کنی ؟

عزیزم واضح نگفتی چی گفتن بهت ولی گفتار درمان ها مدلشون اینجوریه ناامید میکنن که مرتب بچه رو ببری برای گفتار درمان تا زودتر درمان بشه به منم همینو گفتن

بی بی دیجیتال یعنی چه

منم دقیقا چیزی حالیم نشد یعنی چی بی بی دیجیتاله

سوال های مرتبط

مامان مهراد👶🏻❤️ مامان مهراد👶🏻❤️ ۲ سالگی
پسرم حرف نمیزنه .چند وقت پیش بردمش یه مرکزی برای کارگاه مادرو کودک بعد اونجا یه مامانی بهم گفت ببرش پیش دکتری که مرکز مال اونه.وقت گرفتم پسرمو بردم دکتر اولش دیدش گفت مشکل اوتیسم نداره ولی ببریش مرکز اوتیسم میگن اوتیسمه.و خیلی منو ترسوند طوری که گریم گرفت بعدم براش بازی درمانی و گفتار درمانی و کار درمانی نوشت و واسه خودمم دو سه تا از کارگاه های والدین نوشت.بعد اولین جلسه کاردرمانی که بردم کار درمان گفت ببرش پیش دکتر فلانی(فوق تخصص روانشناس کودک و نوجوان)اگه اون گفت اوتیسم یا بیش فعال نیست که چه بهتر اکه گفت هست جلسه بعد اومدی کاردرمانی رو در کنار داروهایی که دکتر داده شروع میکنیم.و بردمش پیش اون دکتر و براش قرص نوشت و از وقتی مهراد قرص ها رو میخوره اروم تر شده و خوابش بیشتر شده ولی احساس میکنم تمرکزش بیشتر شده.بعد من زنگ زدم بازی درمانی رو کلا کنسل کردم که فقط کار درمانی و گفتار درمانی ببرمش..بعد الان دکتر مرکزی که مهرادو برا کارگاه مادرکودک میبردم زنگ زده به من که چرا بازی درمانی رو کنسل کردی هرجور شده بازی درمانی رو بیار مهراد مشکل اوتیسم نداره(در صورتی که روز اول خیلی منو ترسوند)و قرص رو دیگه بهش نده و من میخوام مهراد با بازی درمانی و بروز هیجانتش به حرف بیاد.و به من گفت چرا به حرف کاردرمان گوش دادی و بردیش اون دکتر و من بهش گفتم خب کار درمان زیر نظر خودتون هست که من به حرفش گوش دادم و بردمش.الان به من گف دیگه کار درمان نبر و بازی درمانی و گفتار درمانی بیارش فقط.فکر میکنم با کار درمانش به مشکل خورده.و اخرش گفت تروخدا بیارش من میخوام مهراد به حرف بیاد.خیلی ناراحتم با خودم میگم اگه پسر من حرف میزد من چه نیازی به اینا داشتم دکترای پولکی که فقط فکر پول و منفعت خودشونن .خستم
مامان آرياناو آراد👨‍👩‍👧‍👦 مامان آرياناو آراد👨‍👩‍👧‍👦 ۲ سالگی
مامان آرياناو آراد👨‍👩‍👧‍👦 مامان آرياناو آراد👨‍👩‍👧‍👦 ۲ سالگی
مامان سبحان و بهار 🎒 مامان سبحان و بهار 🎒 ۴ ماهگی
تجربه: سبحان رو یه روز تستی بردم مهدکودک.
از اول خب خیالم راحت بود که مشکل اضطراب جدایی و اینا نداریم چون کلا ترجیح میده بره و برنگرده پیش من 😂
یه کم سنش چون کمه مربیش گفت قوانین رو قبول نمیکرد که الان نباید بازی کنه و مثلا باید بیاد شعر بخونه. ولی گفت کم کم بیاد یاد میگیره.
از لحاظ ارتباط گیری هم چون کامل حرف میزنه مربیه گفت اوکی بوده تو گفتن خواسته هاش و اینا.
ولی سر اسباب بازیا با بچه های دیگه درگیر میشده و به اونا نمیداده، که گفتم اصلا واسه همین میخوام بیاد که تعامل با بقیه بچه ها رو یاد بگیره چون دور و برمون بچه نداریم زیاد.
نگرانی اصلیم از این بود که چون دو ماهه از پوشک گرفتمش محو بازیش بشه و یادش بره و بریزه و اینکه چون تنگی مجرای ادرار داره، اونا نتونن راحت دستشویی ببرن، که تو اون یه روز مثل اینکه گفته جیش دارم و مربیش هم برای دستشویی بردنش مشکل نداشته. چون گفتم شلوارشو کامل دربیارن و ببرن.
وقتی رفتم دنبالش بعد سه ساعت هنوز سیر نشده بود و کشون کشون و با وعده دادن و حرف زدن آوردمش بیرون.
حالا قراره ثبت نامش کنم و از اول ماه، هفته‌ای دو سه روز که باباش صبحا شیفت نیست ببرتش.
خیلی امیدوارم بهش خوش بگذره و انرژیش تخلیه بشه. بچه پوسید تو ۵۰ متر خونه.
مهدکودک خصوصی نزدیک خودمون ماهی ۳.۵ میگفت روزی ۴ ساعت، این مال دارالقرآنه، ماهی یه تومن سه ساعت در روز. که من گفتم دو سه روز در هفته میارمش گفت ۵۰۰ بده.
مامان سامیار مامان سامیار ۳ سالگی
خانوما تجربه از پوشک گرفتنم رو میگم شاید به دردتون خورد من کلا خیلی میترسیدم ک شروع کنم چون به خونه زندگی حساسم و اینا گفتم سخته فرشام اینا نجس میشن و میخوام مسافرت برم سختمه خلاصه یه هفته پیش یه روز دل رو زدم به دریا گفتم امتحان بکنم ببینم چطوریه تا اینکه یه روز به سامی گفتم جیش بکن اولش ترسید گریه کرد بعد نازش رو کشیدم شلنگ آب رو یه کوچولو باز کردم مشغول بازی شد بعد آماده ی جیش کردن بود ک کم کم آب گرفتم به بدنش دیدم گریه کرد ولی جیش کرد خلاصه هر نیم ساعت بردمش دوبار تو شلوارش جیش کرد و گریه کرد انگار ترسیده بود بعد دوروز گفت پی پی دارم ک سریع بردمش تو دستشویی اولش گریه کرد ترسید نمی‌کرد گفتم یه ذره فشار بیار پی پی بیاد باهاش بای بای کنیم بره خونشون بعد ۵ دقیقه آب گرفتن پی پی کرد موقع شستنش با پی پیش بای بای کرد تا به امروزم بیرون اصلا اصلا جیش نکرده یا شلوار کثیف نکرده ولی مثلا خیلی مشغول بازی باشه یا مثلا من یادم بره بهش یادآوری کنم یا ببرمش سرویس شلوار کثیف میکنه شما هم امتحان بکنید چون یه راهیه ک باید بریم راستی شبا هم تو این یه هفته تا صبح شلوارش خشکه ولی صبح بلافاصله میبرمش سرویس یه کم طول میکشه ولی جیش میکنه هرسوالی داشتید بپرسید # پوشک # مای بی‌بی # جیش # بچه
مامان آراد نور زندگیم 🧸💙 مامان آراد نور زندگیم 🧸💙 ۲ سالگی
مامانا توروخدا شما نظر بدین از عذاب وجدان داااارم میمیرم

آراد قبلا خیلی بچهارو کتک میزد مو میکشید بازی بلد نبود اصلاااا آرامش نداشت ،بعد گذاشتم خانه بازی چند باری مربیش گفت اراد خیلی بچهارو میژنه لجبازه
منم همش توضیح میدادم ک میریم پارک نوبتی باید سوار شی ،نوبت باید رعایت بشه یا باید دوست باشیم با بچهااا گاها آروم میگفتم ولییییییییییی ۶۰ درصد مواقع با دادو اعصبانیت میگفتم اراد خیلی آروم شد حدایی

تا امروز رفتیم خونه دوستم آراد قبلا خیلی بچشو میزد ولی دیگ مهربون بود بازی می‌کرد نوبتی بود تا پسر دوستم گوشیش رو برد و نمیداد اصلا ارادم گفت میشه کوشیمو بدی میخام ب بابام زنگ بزنم بیاد دنبالم من خیلییییییییی ناراحت شدم گفتم حتما من بچمو تو سری خور و ترسو بار آوردم بنظرتون این نشانه ترسو بودنه اراده ؟؟؟؟؟؟
بچه دوستمم خودشو میزد گریه می‌کرد داد میزد ولی اراد ریلکس نگاش می‌کرد بنظرتون چون ترسو بوده هیچی نگفته با کتک ازش گوشیو نگرفته ؟؟؟؟؟؟؟

البته ک گوشیو گرفتم و پسرمو دور کردم ولی حیلی عذاب وجدان دارم
مامان حلما جون مامان حلما جون ۳ سالگی