۴ پاسخ

انشالله ک باردار باشی

بی بی بزن
الان هم برو دکتر احتمال داره باردارباشی
فشارت افتاده برو سرم بزن خطرداره

بی بی چک بزن گلم

الهیی ک از بارداری باشه

سوال های مرتبط

𝒁𝒂𝒚𝒏𝒂𝒃🦋 𝒁𝒂𝒚𝒏𝒂𝒃🦋 قصد بارداری
شوهرم پریشب ی سفر ضروری پیش اومد براش و نصف شبی رفت الانم خونشون هستم .
برادر شوهر کوچیک که ۱۴ سالشه تقریبا
دیشب بیدار بودم تا اذان صبح بعدش اومدم بخوابم ساعت ۶ اینجوریا بود خواستم لباسامو عوض کنم ولی گفتم نه بذار با پیراهنم بخوام حوصله ندارم دراز کشیده بودم یدفعه که دیدم یکی داره از بالای پنجره در اتاق منو نگاه میکنه که دیدم همون برادرشه واااای سر جام لرزیدم یاد اون روز افتادم زود پا شدم دیدم زود رفته نشسته رو مبل بهش گفتم داری چیکار میکنی گف هیچی گفتم چرا از بالا داری به من نگاه میکنی گفت کِی گفتم من با چشمای خودم دیدمت گفت من نبودم شاید خیالاتی شدی گفتم من مثل داداش خودم حسابت کرده بودم چرا کثیف و بی ادبییی گفت مگه من چیکار کردم چرا تهمت میزنی بعدشم من چجوری میتونم از اون بالا نگاه کنم بهش گفتم پس اون میزی که پیشته چیه بهش گفتم فک کردی شوهرم نیست؟ بهش میگم به همه میگم گفت نه توروخدا نگو بهش گفتم میگم من دیگه نمیتونم تحمل کنم چقدر کثییییف آخه تو هنوز بچه ایی بزرگ میشی چی میشی مادر شوهرم از خواب بیدار شد...



بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری
𝒁𝒂𝒚𝒏𝒂𝒃🦋 𝒁𝒂𝒚𝒏𝒂𝒃🦋 قصد بارداری
بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری
سلام صبحتون بخیر
خانوما حالم خیییییلی بده اگه میتونید بیایید دردودل کنم باهاتون😞💔
توی تاپیک قبلیام در مورد خانواده شوهرم گفته بودم ولی شاید یادتون رفته یا تاپیکمو زود پیدا نمی‌کنید خلاصه اینجا براتون میگم.
اول از همه بگم من با خانواده شوهرم زندگی میکنم .
تازه عروس بودم شوهرم از سر صبح میرفت سر کار منم خواب میمونم بعدا بیدار میشم یروز من خواب بودم من همیشه روی شکمم میخوابم و بعضی وقتا پتو روم نیست و کلاً توی اتاق خودم لباس راحتی میپوشم.
یروز ساعت ۷ صبح که خواب بودم روی شکمم احساس کردم چیزی روی باسنمه پامو تکون دادم این حرکت رفت دوباره اومد این حالت دوباره خودمو تکون دادم باز رفت فک میکردم مگسی چیزی باشه سومین بار باز این حالت روی باسنم شد من خودمو چرخوندم با اینکه تار میبینم خوابم ولی دیدم که پدر شوهرم داشت خودش با انگشتاش دست میزد به باسنم خودش هم با زیر پیراهنی و شورت وارد اتاقم شده و میخواست بهم تجاو،*ز کنه😱💔
منم که توی حالت خواب بودم اولش فک کردم خواب می‌دیدیم خودمو چرخوندم پتومو روی خودم کشوندم شنیدم در اتاق بسته شد...
بیا تاپیک بعد..🥀
الی الی قصد بارداری
خانوما چند وقت پیش خونه خواهرشوهرم بودیم با جاریمو مادرشوهرم بعد خواهرشوهرم گفت خواستی بری خونه بچمو ببر تا نزدیکای خونتون یه وسیله دارم بیاره از خونه کسی
موقعی که خواستیم بریم خونه اومدم رو موتور بشینم دیدم شوهرم بچه خواهرشوهرمو سوار کنه منتظر بودم شوهرم منو هم سوار موتور کنه پشتش بهم محل نداد بقیه بچه هارو سوار کرد بعد پیادشون کرد منم فکر کردم میگه بیا تو بشین ولی از آخر یکی از بچه های خواهرشوهرمو برد رسوند منم پیاده با مادرشوهرم و جاریم رفتم خونه خیلی ناراحت شدم تو راه به شوهرم پیام داد که بازم منو ادم حساب نکردی منو چرا سوار نکردی و اینجور چیزا
بعد الان خواهرشوهرم اومد مارو اشتی بده بعد به دروغ گفت داداشم گفته زنم هی غر زده گفته چرا بچه خواهرتو بردی منو نبردی .منم سریع گفتم منظورم این بود چرا منو پشت بچه خواهرت سوار نکردی باهم ببری و اینا. گفت حق داشتی ناراحت بشی منم جات بودم از دست شوهرم ناراحت میشدم
#بارداری #پریودی#شیر خشک #فرزند پروری
بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری
پریود پریود پریود پریود پریود