۷ پاسخ

حالا من الان بلند شدم شیر بدم پسرم دیگه تو رخت خوابش نخوابید ، گیر داد بغل ، منم دیدم رو پا والا از بغل راحت تره تو این ساعت.
خدا بچه هامونو حفظ و عاقبت به خیر کنه الهی.
ولی من هر روز بیشتر از دیروز به حرف مشاور ایمان میارم.میگفت بهم که بچه ی دوم رو خواهشاً برای خودش بخواه نه به خاطر تنهایی بچه ی اول در آینده.حالا اگر به بلوغ رسیدی و فهمیدی بچه ی دوم یه موجود مستقله که ممکنه هیچ وقت با اولی نسازه، چند تا چیز رو در نظر بگیر.
جسمت توانشو داره؟روح و روانت کشش داره؟ همسرت به اندازه ی کافی همکاری می‌کنه؟ خانواده ی هر دوتون ساپورت میکنن داشتن بچه ی دوم رو و بهتون به اندازه ی کافی کمک میکنن؟ خودت و همسرت هر دو میتونید همونقدر که برا اولی وقت میذارید یا گذاشتید با همون کیفیت یا بهتر برای دومی وقت بذارید؟از نظر مالی کاملا اوکی هستید؟ و چند تا نکته ی دیگه

مامان من هم خواهر و برادرم رو با فاصله یکسال ۵ روز کم آورده
الان با اینکه ۴۰ و خرده ای ساله میگذره تعریف میکنه هنوز معلومه چه زجر جسمی روحی باهاش همراه بوده
چون به جز این دو تا ی ۸ ساله و ۴ ساله هم داشته
ببخشید میپرسم خودتون خواستید با این فاصله کم؟

خواهرمنم دوتابچه شیربه شیرداره دهنشوسرویس کردن خیلی اذیتش میکنن

مردم از خواب وروجک بیداره

الهی عزیزم سخته ولی ما مادرا خیلی توانمون بالاس
منم اتفاقا چند شب پیش با شوهرم دعوا کردم بابا میگم کوچیکه مال من بزرگه مال تو حواست بهش باشه😢

منم دارم از بی خوابی هلاک میشم
دخترم روزا تخت میگیره میخوابه
از ساعت ۳ شب دیگه بیداره تا صبح🫩🫩😭😭😭

بابا خسته ام بچه بگیر بخواب 😂شیر خشکم نمیخوره فقط سینه عجب وضعیت

سوال های مرتبط