۱۷ پاسخ

وایییی آره،پسر منم گاهی اینجوری میکنه دوست دارم سرمو بکوبونم ب دیوار

کار هرروز ماا🙊
خدا صبر بده عزیزم و تواننن

عزیزم تنها نیستی ما هم هر روز این داستانو داریم چه زود بخوابه چه دیر انگاری گذاشتیش رو ساعت این بچه رو دقیق راس ساعت 6بیدار میشه🤦🏻‍♀️

خداروشکر کن سالمه الان دخترمن نزدیک یک ماهه همش مریضه باخودم میگم فقط سالم باشه هرکاری دوس داره بامن بکنه

دختر منم ی مدته ساعت ۵ بیداره تا ۸ اینا😒🥺گند میزنه به خوابم🥲

دیفن هیدرامین که ضرر داره .سیتیرزین بده بهتره خوابش تنظیم شد قطعدکن

بچه داری واقعا سخته تا سه سالگی وضعمون همینه تا عاقل شن

واس من سخت ترین قسمت غذانمیخوره.بعدکل شبو شیرمیخوره انقد کم خوابم چشم خون افتاده..خودشم کم وزنه

همین الان تایپیک گذاشتم دخترم از 6بیداره

آخه ماهم آدمیم من خودم مشکل اعصاب دارم سری شونه هام خشک میشن و سر درد شدید میگیرم باید ی راهی پیدا کنیم بچه ها بخوابن یکم نفس بکشیم

این جهش رشدی، یه مدت بعد درست میشه

تنظیم ک بشه قطع می‌کنم بچه ی من از ساعت سه شب بیدار شده تا الان ک خوابید

من شیرخشک میدم خودم به خاب میزنم. میخابه

هر روز خدا من این داستانو دارم حالا ۵ ن ولی ۶ و نیم هر روز بیداره

پس من باید سجده کنم خداروشکر کنم بابت پسرم ک از ۹ شب می‌خوابه تا اینروز دیگ ۱۰ صبح
البته که قبلاً اینجوری بود صبح زود پا میشد الان نه دیگ وقتیم میخاد بخوابه خودش میاد کنارمون شیشه شیرشو میخوره میگه فقط بزار بغلت کنم منو بغل می‌کنه می‌خوابه 🥹🥲

دختر منم اینجوری 5 بیار میشه 6 بیدار میشه 7 بیار میشه با اینک شب دیر خوابوندم دیگ من اینقدر که خوابم میاد وسایل خطرناک برمیدارم اسبازی میریزم جلوش میخوابم

کار هر روز پسر منه البته تو طول شب هم نمیخوابه هر ده دقیقه یه ربع بیداره نیم ساعت شیر میخوره تا یه ربع بخوابه 🫥🫥🫥

سوال های مرتبط

مامان همتا 🐣 مامان همتا 🐣 ۱۴ ماهگی
من کو....ه بخورم یه بار دیگه به بچه فکر کنم
من غلط بکنم اسم بچه دیگه بیارم ، نه پنج سال ، نه ده سال دیگه هیچ موقع نمیارم .
تا الان با وجود هر سختی با وجود بیخوابی ها ، با وجود شب بیداریا با وجود غذا نخوردن همتا و استفراغ های مدامش ، با هر سختی که بود میگفتم اشکال ندارع میگذره ، یکی دیگه هم بیاریم تا این تنها نمونه .
الان میگم من ک......وه میخورم با جد و ابادم .
همین الان به این نتیجه رسیدم که این بچه به دنیا اومده تا دهن منو vip سرویس کنه .
یعنی هر کس از اطرافیان ، هر کس از فامیل این بچه رو دید گفت واقعا چه صبری داری تو .
دیگه فکرشو بکن چقدر بچه دوست داشتم من ، چه قدر خوشم میومد دو سه تا بچه داشته باشم انقد خدا صبر داده بود بهم که همچین فکرایی میکردم .
ولی همین الان به این رسیدم که حتی صبور ترین آدما هم صبرشون یه روزی یه پایان میرسه .
دیگه متنفرم از هر چی بچه و اسم بچه هست .
یه دونه همتا رو بزرگ کنم برا هفت پشتم بسه.
از اول این بچه همیشه کارش استفراغ بود . همیشه خدا دنبالش دویدم تا بلکه چیزی بخوره همونم استفراغ کرد دیگه خسته شدم 😭 بریدم