۶ پاسخ

مشکلت اینه که میخوایند ره صد ساله را یه شبه برید بابا بزار ۵ سال تو یه کار باشه تا سود دهی بشه
خیلی از این شاخه به اون شاخه میپره
آروم باش قشنگم بخدا فاصله زیادی به مامانت نداری هر دو روز برو خونش رانندگی هم بلد باشی که شوهرت سرکارش سرگرمه خودتم یک روز در میون برو به مامانت سر بزن که انشالله بعد چند سال کارتون بیوفته رو غلتک

من یزد بودم بخاطر کار شوهرم
مامانم زرینشهر بود
۴ ساعت راه بود
هفته ای یکبار خودم میومدم و میرفتم
توکه اصلا ۴۵ دقیقه نهایت یکساعت راهه

کجا هست خونه ی خودتون؟کدوم‌شهرستان

ای وای چقدر سخته دوری از مادر من درکت میکنم🥲الان میلگرد قیمتش چجوریه؟

یه وقت نخرین گرون یهو بریزه پایین

آهن و میلگرد داره گرون میشه زودتر بخرین تا سود کنین هفته دیگه گرونتر میشه دلار داره میره بالاتر

ان شاالله میگیره ورزقتون زیاد میشه

سوال های مرتبط

مامان سامیار و رستا مامان سامیار و رستا ۶ سالگی
بارداری زایمان سزارین پوشک شیرخشک ببلاک درد تب
سلام مامانا واقعا به راهنماییتون نیتر دارم نمیتونم چه تصمیمی بگیرم پسرم شدیدا عصبی منو میزنه چاقو برمی‌داره رفتیم مشاور گفت تو براش وقت بزار بازی کن و .... حالا رفته شهرستان پیش مادرشوهرم میگه اینجا اینقد خوبه میره با بچه ها بازی بیرونه همش خیلی روحیش خوب شده سر ساعت میخابه بعد شوهرم اونجا ی خونه طبقه بالا پدرشوهرم داریم میگه بیا بریم شهرستان هم هواش خوبه هم خرجشون کمتره هم کرایه خونه نمیخاییم بدیم هم بچه اونجا روحیش بهتره کمتر اذیتت میکنه و کارش فعلا خرید فروش ماشینه گفت همونجا ی بنگاه میزنم یا میرم شهر خرید و فروش میکنم نیم ساعت راهه حالا موندم چه غلطی بکنم برم نرم بالاخره مث تو شهر نیس که شهرستانه و طبقه پایین مادرشوهرم. و پایین خونمون هم مغازه پدرشوهرم کار میکنه دیگه ۲۴ ساعت پایینه واقعا بخدا نمیدونم چیکار کنم باید از این خونه پاشیم کرایه ها خیلی بالاس شما باشید چیکار میکنید
مامان boys مامان boys ۶ سالگی
سلام ما بالاخره واکسن شش سالگی و زدیم انقدر که میترسیدم ترسناک نبود رسیدیم بهداشت دوتا دختر راحت زدن تزریقش حتی به ثانیه هم نمیرسه ولی پسر من برخلاف اینکه خونه باهاش صحبت کرده بودمو توجیه بود دوباره شگفت زدمون کرد رفتیم تو اتاق دهنشو بست قطره نمیخوام و واکسن نمیزنم 🙄هر چی صحبت کردیم فایده نداشت حتی دهنشو واسه قطره باز نمیکرد دیگه به زور قطره رو من ریختم اصلا نفهمیدم ریخت تو دهنش یا نه واسه واکسن باباش نشوند رو پاش جیغ گریه خودش و کشت یه لحظه واکسن زد اصلا به ثانیه نرسید 😭😬بعد اومدیم خونه استامینوفن دادم گفت هر ۶ ساعت بده فقط دست درد گرفت اصلا دستشو دوست نداره تکون بده تب نکرد عصرش گفت دلم درد میکنه و شب ساعت ۱۱ میگفت سرم خیلی درد میکنه نمیدونم ربط داشت به واکسن یا نه بعد بی حوصله شد نق میزد پنج ساعت از استامینوفن گذشته بود بروفن دادم به ثانیه نکشید خوابش برد تا ۹ صبح که بیدار شده هنوز دستش درد میکنه باز استامینوفن دادم کمپرس گرم گذاشتم خداروشکر تب هم که نکرد این بود تجربه ما
حالا ببینم تا فردا دستش دردش خوب میشه راستی دستش هم نه ورم کردنه قرمز شد
مامان هانا خانوم مامان هانا خانوم ۶ سالگی
مامان سامیار و رستا مامان سامیار و رستا ۶ سالگی
بارداری زایمان سزارین پوشک شیرخشک نوزاد زردی بند ناف شیرخشک نان
سلام مامانا من ۲۷ سالم مادری عصبی تنبل که حوصله هیچی نداره در واقع ۷ ساله درگیر افسردگی و رفتن دکتر و دارو نخوردن از امروز میخام مادر و زن بهتری باشم امیدوارم بتونم ۷ ساله همینو میگم پسرمم عصبی و حرف گوش نکن اول میخام به خودم برسم ی ذره از این حال و هوا در بیام پوستم حس میکنم بد شده کک و مک و جوش رو بینی زیر پوستی بنظرتون برم پاکسازی پوست یا خودم وسیله بگیرم تو خونه استفاده کنم البته اصلا تا حالا نرفتم و نمیدونم چی بگیرم استفاده کنم کی بزنم چی خوبه چه مارکی کمکم کنید چون اصلا بلد نیسم انشاا.. بشه لیزر هم بعدا میرم راحت شم ار این موها
فقط ی چیزی فکر استرس و اضطراب ولم نمیکنه برا این نمیدونم چیکار کتم مثلا الان ده روزیه دوتا خواهرشوهرا ی سر نزدن سر اینکه پسرمو میخاستم ببرن شهرستان گفتم نه تازه یکیشون که اصلا به خودمم نگفت به پسرم گفت بیا حالا چند روزه فکرم درگیره مگه کارم اشتباه بوده اینا اینجور میکنن چجور بیخیال و با اعتماد بنفس باشم اینقد فکرمو درگیر نکنم