۱۰ پاسخ

وای پسرمنم اینجوریه ی چیزی میخاد ی ثانیه دیرتر برم انقد جیق میزنع
ازون بچهاس ک بهونه بگیره
سیب چرا دوتا
نون چرا کجه
چرا گرمه
چرا کولر روشنه
چرا اینو تنم کردی
چرا همسایه میاد تو کوچه سر کوچیک ترین چیز گریه میکنه جیق میزنه

احتمالا بعضی وقتا دعواش نمیکنید ؟؟

وای دختره منه تا میگم باشه اونی که خواسته رو بیارم ۵۰۰ بار تکرار میکنه

به خدا با حرفت خنده ام گرفت دیونس چیه بابا به خاطر سنشونه تو این سن همه بچه ها اینجوری ان از جمله دختر خودم یکم که بزرگش بشن خوب میشن تو این سن مغزشون در حال تکامله و خیلی نمیتونن کارای خوب و بدو تشخیص بدن برای همینه همش پرخاش میکنن دختر من که انقدر منو میزنه همه صورتمو زخم کرده

اگه ب منه میگم هر چی بزرگتر شن اینجور بچه ها بدتر میشن
من باور کن مغزم هنگه...
ناشکری نیستا
فقط از شرایطمون داریم میگیم
دارم ظرف هم میشورم گریه میکنه بغلم کن
و مدام تکرار میکنه اکه انجام ندم

طبیعت بچه ها هست فقط وقتی عادت ندید کارش رو با جیغ و فرید پیش ببره

عزیزم شما حق داری که خسته بشی ولی الان دقیقا سن همین چیزاست به خصوص لجبازی
یه وقتایی که حالش خوبه و مشغول بازیه با عروسکاش و اسباب بازیا نمایش بازی کن و بهش یاد بده که چه جوری باید خواسته هاشو بگه

پسر منم هست خیلی حرف میزنه یعنی اصلا ساکت نمیشه یه چیز و چند بار تکرار میکنه اصلا نمیشینه همش وایساده نمیدونم چرا

هیچی دختر وضعیت منم همینه...
منم خودم دیوانه شدم
پدرم ب من میگه دیوانه
چون. بچه همیشه ب من گیر میده.و جسبیدست
پسر منم نق تق..و گریههههههه

پس دختر شمام اینجوریه،دختر منم همینه فک کنم تو این سن طبیعیه،احتمالا روانی شیم تا بزرگ شن

سوال های مرتبط

مامان مرسانا♥‿♥ جان مامان مرسانا♥‿♥ جان ۲ سالگی
خانوما بچه های شما هم اینطورین ؟؟

بخدا روانی شدم اصلا
مرسانا حرف که نمیزنه ولی تا دلت بخواد غرررررر میزنه انقد غرررر میزنه که حالم بهم میخوره نق نق نق بابا بسه دیکه اخه چقد غرررر میزنی بچه
سر کوچیکترین چیزا میخواد گریه کنه و سرشو بزنه زمین
سر هرچیزی
مثلا شیشه شیر میخوره بعد میگه هوووووم هووووم هوووووم 100 بار میگه هوووووم بعد میاد میزاره تو اشپزخونه مثلا رو کابینت من یکم بدم عقب تر جیغ و گررریه که چرا دادی عقب
برنانه کودک میبینه وسطش میره پیام بازرگانی گررررریه که چرا رفته و جیغ
یا ماکارونی شکلی خام میخواد اخه کی میخوره خامممم اصلا میتونی ؟؟؟
رشته اش نپخته
ماکارونی ساده نپخته
جرئت ندارم در کابینت باز کنم
وااای اصلا انقد زیاده که حوصله ندارم بنویسم بخدا از بس هیچی نمیگم روانی شدم سرم داره میترکه از درد هی میخوام جیغ نزنم نمیشه خودمو سر در کابینت و دیوار خالی میکنم مشت میزنم یا سفت میبندم که باهاش دعوا نکنم بخدا اصلا خستم کرده اینا چیزی نیستا جرئی از کاراشه