۱۹ پاسخ

خوبه که. من. مادر شوهرم. گاهی اوقات بهش میگه مش قلی. همسرم از رو عشق و علاقه به پسرم میگه اکبر🤣🤣🤣😂

منم اسمم ریحانه س هم عموم صدامیکنه روح الله واس خنده ش هم خدابیامرز بی بی شوهرم نمتونست بگه میگف روح الله

نترس چیزی نمیشه همه ی اینا فراموش میشه مطمئن باش قدیمی ان دیگه دست خودشون نیست

نسل ما اینقد حساس شده وگرنه قبلنا بچه رو ثبت احوال اسم میذاشت براش😂😂😂😂

نه بابا لج نیست دیگه زن بزرگا اینجورین منم دخترم بدنیا اومد مادر شوهرم هر روز یه اسم صداش میکنه میگفت حتما باید این اسمو براش بزارین اما من بی توجه اصلا به رو خودم نمیاوردم اونم کم کم بیخیال شد😂😂

سر چه چیزایی حرص میخوری خدایی

حساس نشو از محبتشه

عزیزم اشکال نداره یه چیز بهت بگم از من بشنو اگه زمین بالا بره اسمون پایین بیاد همه همون اسمی رو صدا میکنن که مامانش صدا میکنه اصلا نگران نباش شخصیت بچه رو مامانش بالا میبره مادر شوهرت هم یه مدت اونو صدا میکنه بعدا دیگه کمکم از زبونش میفته الان چون خودت حساس شدی اونم بیشتر پیله میکنه😀☺️

عزیزم اشکالی نداره ناراحت نباش.مامان منم به دخترم میگه ملوس.موشمیژه.اشکال نداره اگه مامان خودتم می‌گفت همینقدر حساسیت نشان می‌دادی الکی ناراحت نکن خودت شیر جوش به بچه نده هم خودت اذیت میشی هم بچه

برای تو که خوبه برای من بیشعور دوعالمه با فوش باهاش حرف میزنه مثلا بهش میگه کثافط🫤🫤

من خودم دخترمو صد مدل صدا میکنم نیلی میگم نازگل میگم نفس میگم عسل میگم شیرین میگم شیرین دونه هم قشنگه از این به بعد میگم😁😁😁

ب این فکر کن چن سال دیگ برای بچه ات این کلمه حس و یاد زمانی رو میاره ک مادربزرگش صدا می‌کرد
خودتو بزار جای بچه هی بخوای یاد کنی بگی منو اینجوری صدا میکردن

خود من بابابزرکم همیشه ی کلمه بود اسمم زهراس اما میگف زاکورو😅از بچگی باهاش میخندیدم و الان میبینم کسی جز بابابزگم اینو بهم نگفته و خاطرات کودکیم یادم میاد

شاید برا تو مادرشوهر خوبی نباشه بدت بیاد اما مادربزرگ خوبیه مادربزرگا عاشق نوه هاشونن

پدرشوهر منم ب ایلیا میگه الیاسین خیلی بدم میاد براهمین نمیبرمش بالا خونه مادرشوهرم

سلام دوست عزیز سعی کن به همه چی مثبت نگاه کنی.خیلی خوبه بچه ات مادربزرگی داره و اونطوری صداش میکنه.

بزا صدا کنن بزرگتر ک شد بهش بگو کسی اسم دیگ صدات زدجواب نده

باز خوبه مادرشوهرت اسمشو میگه
مادرشوهر من دخترمو بچه صدا می‌کنه🤣

لقب زشت نمیگن که رو بچه اسم بزارن بقیه شیرین دونهههه🫠😍

بنظرم زیاد حساسیت نشون نده از دوس ذاشتنه ادم یهو ب زبونش میاد میگه . درسته وقتی میگی اون میفهمه خوشت نمیاد نباید تکرار کنه ولی چیزیم نیس ک باعث ناراحتیت بشه گلم

عزیزم چه اشکال داره از سر ذوق داره میگه

سوال های مرتبط

مامان 👑 آقا شاهان 👑 مامان 👑 آقا شاهان 👑 ۱۲ ماهگی
سلام مامانا ازتون خواهش میکنم کمکم کنین بخدا دیوونه شدم کم آوردم اونقدر غصه میخورم حرص میخورم میترسم تو خواب سکته کنم بمیرم
من بچم رو از اول شیر خودم رو میدادم ۱۴ روزش که شد بخاطر اینکه خیلی گریه میکرد بردیم دکتر فرستاد سونوگرافی متوجه شدیم سنگ کلیه داره به همین خاطر دکتر گفتش تا میتونی بهش شیر بده و کمکی هم شیر خشک بده که سنگاش دفع بشه چون کوچیک بود دارو نمیتونست بهش بده الانم چند روزه سینه منو دیگه نمیخواد به زور بهش میدم خیلی گریه میکنه ولی تا شیر خشک میارم راحت شیرخشک میخوره و می‌خوابه منم به هیچ عنوان نمی‌خوام بچم شیرخشکی بشه از شیر خشک خوشم نمیاد که بهش بدم خیلی گریه میکنه قبلا روزا کلا شیرخشک میدادم شبا شیر خودم رو میدادم ولی الان روزا هم شیر خودم رو به زور میدم ولی همش گرسنه هست چون نمیخوره که سیر بشه از طرفی هم از بس استرس دارم و حرص میخورم سینه هام خیلی کم شیر داره اگر میشه راهنماییم بکنین من چیکار کنم که شیشه رو فراموش کنه و فقط شیر خودم رو بخوره من اصلا نمیتونم تصور کنم که تا آخر شیرخشک بخوره و شیر خودمم اصلا نخوره و خشک بشه سینم
لطفا راهنمایی کنین ممنونتون میشم🙏🏼🥲💋
مامان زهرا مامان زهرا ۷ ماهگی
مامانا مادر شوهرم خیلی اهل اینه اینو چشم زدن اونو چشم زدن اونا به ما حسادت می کنن اینا به ما حسادت می کنن و... از وقتی دخترم به دنیا اومده تا الان یه حرز داده به ما هی اونو حضور غیاب می کنه


منم مشکلی با حرز امام جواد ع ندارم دستش هم درد نکنه. البته که اینکه حتما همراه شخص باید حرز باشه رو قبول ندارم. خود امام حسن عسکری ع می فرماید بالاترین حرز برای شما ولایت ماست. لازم نیست حالا حتما دعا ببندیم و... خلاصه مادر شوهرم هر دفعه می پرسه حرز بچه باهاشه. منم وقتی دخترم رو حاضر می کنم حتی وقت نمیکنم پالتو خودمو بردارم بپوشم. تند تند آماده میشیم و بچه گریه می کنه و وسایل بچه رو بردار و... حالا این وسط یه حرز رو هی از این لباس به اون لباس جابه جا کنیم یادم نمی مونه.
همیشه هم می بینه حرز باهاش نیست ناراحت میشه. انگار از کل بچه داری فقط اینو بلده که به حرز باید بزنیم بهش. هربار اینو صدبار میگه. امشب اومده خونمون حرز بچه رو لای یه دونه از این پارچه سبزا پیچیده دوخته بعد با یه سنجاق بزرگ زده به لباس دخترم روی شونه اش. به هیچ صراطی هم مستقیم نیست این سنجاق خطرناکه می‌ره توی جون بچه . منم گفتم عیب نداره یه شبه . رفت درمی‌ارم تهش رفتیم مهمانی می زنم به لباس. اومدم به بچه شیر بدم . سنجاق به اون سفتی روی گیجگاه بچم رد انداخته. من میگم این بچه حین شیرخوردن هی گریه می کنه . جیگرم براش کباب شد. به شوهرم گفتم گفت دربیار حرز رو .‌حالا فردا داستان داریم . بیدار میشه و شروع می کنه چرا درآوردید‌ . هیچی هم قبول نمی کنه. گرفتاری شدما
مامان سامیار🐻🤎 مامان سامیار🐻🤎 ۴ ماهگی
روز به روز وابستگیم به پسرم بیشتر میشه و حساس تر میشم روش اون اوایل پسرم گریه میکرد منم باهاش گریه میکردم حتی افسردگی بدی گرفتم شرایط روحیم خیلی بد بود همه میگفتن بچه باید گریه کنه تا بزرگ بشه ولی من گوشم اینارو نمیشنید میگفتم نباید صدای گریه سامیار و بشنوم خیلییی اذیت شدم الان بهتر شدم ولی یه سریا که خودم احساس میکنم بچمو بد بغل کردن اعصابم بهم میریزه ناخودآگاه اخمام میره توهم و به یه بهونه ای میگیرم ازشون دست خودم نیست رو بچم حساس شدم از خانوادم دورم و خانواده همسرم اینجا زندگی میکنن،، یه وقتایی واقعا خسته میشم هم روحی هم جسمی شوهرم میگه به مادرم یا خواهرم بگو بیان کمکت یا تو برو اونجا یا تو هفته یه شب و خونشون بخوابیم که تو استراحت کنی ولی من میگم نه خودم از پسش بر میام کلا ادم سخت گیر و حساسی هستم دوست دارم خودم از تک تک لحظات بزرگ شدن بچم لذت ببرم هر چقدر هم سخت باشه امشب هم شوهرم میگه عید نتونستی هیچی بخری بچه رو بذاریم خونه مامانم بیا امشب بریم خرید کن میدونم بخاطر خودم میگه ولی من دلم نمیاد بچمو تنها بذارم همش احساس میکنم به من احتیاج داره گناه داره..🥲
شوهرم میگه خیلی داری سخت میگیری و خودتو اذیت میکنی اینجوری پیر میشی ولی من دست خودم نیست وابسته شدم به بچم کسی هست مثل من باشه؟ چیکار کنم این حساسیتم کمتر بشه؟