۴ پاسخ

رفتم تاپیک های قبلت رو‌خوند
اول اینکه خداروهزار مرتبه شکر که بچه ات خوب شده🩷😍
دوم اینکه هزار بار دکتره رو لعنت کردم امیدوارم بدترین بلاهای ممکن تو زندگیش سرش بیاد😑اصلا بیخیالش نشوووو

عزیزم باید شکایت میکردی منم موقع سزارین بی حس نشدن دکترم کارشو شروع کرد سزارین کرد خیلی درد کشیدم برام کابوس بود😭باید شکایت میکردم‌که نکردم خاک تو سرم

واقعا شیراز بیمارستانش انقد سهل انگاره؟؟؟؟؟ وای خدایا دکتر تو‌چی کشیدی

خوب کردی اصلا کوتاه نیا وکیل بگیر به هرکس رسیدی اسم بیمارستان و دکتر بگو

سوال های مرتبط

مامان 🥹آرن مامان 🥹آرن ۴ ماهگی
مامانا ازم میپرسید نتیجه شکایت از دکتر و بیمارستان چی شد گفتم اینم توضیح بدم همه بخونید
جریان زایمان و شکایت توی تاپیک قبل هست اول اونو بخونید متوجه بشید
نتیجه شکایت از دکتر این شد که طبق قانون ایران اگر در کمر فرد بیمار پلاتین نباشه باید طبیعی زایمان کنه و من چون اول بارداریم ضربه به کمرم خورده بود نمی‌تونستم پلاتین بزارم. و مهره کمرم جوش نخورده بود و توی روند شکایت پزشک گفت تشخیص من طبیعی هست و چون اینجا ایرانه و هیچی سرجایش خودش نیست هنوز که هنوزه ما میریم و میایم اما من طی روند شکایت متوجه شدم که فقط من نبودم که باهاش اینکارو کرده و سر چند نفر دیگم همین بلا رو آورده و به خاطر اینکه سر کس. دیگه ای نیاد تا هزار سال دیگم دادگاه طول بکشه میرم و میام و اجازه نمیدم همچین دکتر بی وجدانی با پول مفت سر مردم این بلا رو بیاره
پرسیدید بیمارستان کجا بودی اسم پزشک و بیمارستان تو کامنت تاپیک گفتم گفتید خصوصی میرفتی من هم اتاق خصوصی هم مامای خصوصی هم بخش خصوصی گرفتم و فقط پول مفت گرفتن
مامان چش قشنگ مامان چش قشنگ ۱ سالگی
آره میگفت این واکسن ایرانیه ما چند بار پیگیری کردیم اما همینه درستش نمیکنن گفت 6 ماهگی هم اینو داره دیگه نداره گفتم آمدیم و اینطور شد من چکار کنم انقد اذیت بشه بچم گفت ن شلید تو چیزی زودی روش گفتم ن من هیچکی نزدم کمپرس سرد و گرم گذاشتم با قطره دادم هیچکار دیگه ای نکردم همش میخواس بندازه تقصیر خودم منم برگشتم گفتم ن من کار اشتباهی نکردم یا از شما بد زدن یا نداشتن یا حالا عارضه واکسن من نمیدونم پا خودتون بچم خیلی اذیت شده و گریه کرده این چند روز من نمیخوام بچه دیگه ای اینطور بشه و بیخیال شکایت شدم چون میدونستم دستم به جایی بند نیس برم از کی شکایت کنم چکار کنم گفتم من میسپارمتون به خدا تو دلم اینو گفتم و آمدیم بیرون باز بیرون تو پذیرش یه مرد آشنای شوهرم بود دیگه اغام رفت بهش گفت اونم گفت از عارضه واکسن تقصیر اینا نیس تو شکایت کنی ولش کن... دیگه اقلن گفت من الان برم از کی کجا شکایت کنم همین که رفتم و گفتم بهشون کلی ترسیدن و به خودشون آمدن بسه ما می‌سپاریم به خدا
و دفعه دیگه میام میگم اگه اینطور بشه بخدا از دست شما شکایت میکنم و این حرفا حالیم نیست آنا هر چی بود شکر خدا زود فهمیدم و بردم دکتر انگار میخواس این درد برا بچم به وجود بیاد نمیدونم نا شکری نمیکنم همش یه حسی بهم میگه بچم چش خورده اینطور شده نظرش میگرفتن چند بار چند نفر چشش کرده بودن انقد گرفتن تا در رفته 🥹🥹🥹😭😭😭
نمیدونم.... هعییییی
خدایا شکرت دخترم سالمه و کنارمه 💖😍
مامان فندقم👶🏻💙 مامان فندقم👶🏻💙 ۱۰ ماهگی
شروع تجربه سزارین با دکتر سروگل شهریور بیمارستان پیوند:
من یک هفته قبل از سزارین رفتم آخرین چکاب و پرداخت دستمزد دکتر برا عمل تاریخو بهم داد برا ۱۴۰۴/۶/۳ یک هفته گذشت و گفتن که ساعت شش صبح بیمارستان باش ما هم دوشنبه ساعت شش صبح با یه استرس وحشدناک رفتیم بیمارستان فرستادن بخش زنان برا کارهای پرونده اینا رفتیم اونجا تا تماهنگی ها انجام شده و سنو ها و پرونده رو تشکیل دادن و گفتم برید داروخونه پک زایمانو بگیرین بعد لباسش رو پوشیدم و فرستادن تو یه اتاق ک اونجا نوار قلب گرفتن و سرم وصل کردن و میخواستن سوند ادرار رو وصل کنن ک اونجا اجازه ندادم چون از قبل به دکتر گفتم بعد بیحسی بزنین برام بعد یه حدود نیم شاعت اینا با ویلچر بردن بخش اتاق عمل وای که نگم از استرس وحشدناکی که داشتم اونجا تو اتاق انتظار گفتن باید بمونی نوبتی برید عمل دو نفر بودیم عمل اول تموم شد و منو صدا زدن بردن اتاق عمل نگم از ویوی قشنگ اتاق عمل و فضای بیرونش حس خوبی داشت بعد نشستم رو تخت میخواستن سوزن بیحسی رو بزنن یه مرد بود تو اتاق عمل و بقیه همه خانم بودن داشتن با بتادین کمرم رو ضد عفونی میکردن یه لحظه حس کردم که کمرم گرم شد گفتم کمرم داغ شد که گفتن مال بیحسیه گفتم مگه زدین سوزنه رو گفتن اره مگه نفهمیدی و گفتن سریع دراز بکش یه دو دقیقه موندن و سوند ادرار رو گذاشتن برام که دیگه بیحس شدم و حالیم نبود
دوستان من اکانتم مسدود شد و برا یادگاری دوباره تو اکانت جدیدم خاطراتمو نوشتم
مامان قندم🩷 مامان قندم🩷 ۷ ماهگی
مامان روناک و تیام مامان روناک و تیام ۴ ماهگی
مامانای بندرعباسی اینو از یه مادری بخونید که از استرس ختنه، دیشب تا صبح حتی یه دقیقه هم خوابش نبرد. 🥹🤍
امروز پسر ۴ ماهه‌م رو پیش دکتر علیرضا چهرآزاد به روش بخیه ختنه کردم. قبلش انقدر تحقیق کردم، از این و اون پرسیدم، نظرات رو خوندم که نگو! چون واقعاً دلم می‌خواست بهترین انتخاب رو برای پسرم داشته باشم.
الان که عمل تموم شده، با خیال راحت می‌گم خدا رو شکر بهترین تصمیم رو گرفتم. بخیه‌هاش اونقدر تمیز، ظریف و حرفه‌ایه که واقعاً آدم کیف می‌کنه. خونریزی هم نداشت و چیزی که بیشتر از همه آرومم کرد این بود که پسرم بعد از عمل خیلی آروم بود.
اگر مثل من استرس دارید و نمی‌دونید پسرتون رو پیش کدوم دکتر ببرید، من با تجربه شخصی خودم دکتر چهرآزاد رو با خیال راحت پیشنهاد می‌کنم. واقعاً دستش سبک، کارش تمیز و حرفه‌ایه و معلومه با عشق و دقت کار می‌کنه.
این فقط تجربه شخصی من بود، ولی گفتم شاید بتونه دل یه مامان دیگه رو قبل از این روز سخت، یکم آروم‌تر کنه. 🌸🤍