۶ پاسخ

دیونس مادرشوهرتا
مادرشوهرم منم ازین چرت پرتا میگ من نمیذارم کاری کنه شوهرمم طرف منه

چقدر درکت کردم و آه از نهادم بلند شد با حرفات🥺🥺
اکثرا همین مشکلو داریم منم بنده خدا مامانم جرأت نمیکنه در مورد پسرم بگه ف سریع میگم نه یا چی ولی مادرشوهرم خدا نصیب گرگ بیابون نکنه! هر کاری من برای پسرم میکنم اون یا برعکسشو میگه درسته یا میخواد انجام بده! حسابی هم شوهرمو پر کرده، قبلا اصلا احوالشونو نمیپرسید الان جونشون برای هم در میره!🤦‍♀️🤦‍♀️

یا خدا این کیه دیگ

شوهر منم بعد از بچه اصن درکم نمیکنه و سر هر چیز بیخودی باهام دعوا میکنه منم ک اینقد خستم ادامه میدم و خودمو داغون میکنم، ب نظرم راجع ب مادرشوهرت خودت جلوشو بگیر از الان نتونی بعدنم تو کار بچت دخالت میکنه

همین حرفا آروم به شوهرت بگو بگو مامان چند ساله بچه داری نکرده بنده خدا فراموش کرده منکه نمیگم بلد نیست فقط یادش شده.‌.‌.‌.....شوهر منم می‌گفت براچی بچه رو پیش مامانت می‌زاری پیش مامان من نه😏مادر شوهرم بچمو گذاشته بود رو مبل بشینه بعد گفتم میوفته گفت نه قویه نمیوفته😐لامپ داده دستش میگم کثیفه میگه نه تو دهنش جا نمیشه که بعد بچم لیس زد😏😏عقل ندارن راحتن بخدا

هم دردیم

سوال های مرتبط

مامان 𓆩♡𓆪 مامان 𓆩♡𓆪 ۱ سالگی
مامانا بیاین ....
پدر شوهر من رفته شهرستان مادر شوهرم خونه تنها بود شوهرم دیشب آوردش خونه ما بعد این مادر شوهر من یه عادت بدی که داره بچه رو خیلی بد بوس میکنه یعنی بوس نیست دیگه مک زدنه از وقتی که اومد دست و پاشو کرد تو دهنش طوری که ببخشید آب دهنش معلوم بود بعد سینه و گردنشو خورد و مک زد بعد لب و دهن و بینی رو کرد به دهنش منو شوهرمم رو حساب اینکه ناراحت نشه هیچی بهش نگفتیم چون چندبار گفتیم ناراحت شد و داستان درست کرد برامون و می‌گفت من دوسش دارم که ماچش میکنم گذشت و این اینکارا رو کرد ماهم هی به دل می‌گرفتیم ولی چیزی بهش نگفتیم صبح که بیدار شد رفت دستشویی من تند تند لباس یاسینو عوض کردم و چون مدت زیادی تو پوشک بود پوشک باز کردم شلوار خالی پاش کردم تا اون بخاد بیاد دیدم اومد نشست کنار بچه و دوباره شروع کرد به ماچ کردن و خوردنش و دستشو گذاشت لا پای بچه دید پوشک نیست دیدم خوشحال شد و شلوار بچه رو کشید پایین منم فهمیدم میخاد چکار کنه تندی دویدم دیدم سرشو برده پایین دهنشو باز کرده🫠اونجای بچه رو هم میخاست کنه دهنش وای انقد حرص خوردم دیگه تحمل نکردم ، بچه رو ازش گرفتم گفتم بابا چرا اینجوری میکنی زبون بسته گناه داره روش تاثیر بد میزاره من فقط یکم بازش کردم هوا بخوره به جا اینکه یادش بدی اونجاشو بپوشونه خودت شلوارشو درمیاری و میری سر وقتش منم تند بچه رو پوشک کردم حالا میخاست بره بیرون کار داشت گفت خیلی ناراحتم کردی خدافظ خانوما شما قاضی کار من اشتباه بود؟ میزاشتم هربلایی میخاست سرش میاورد؟