مامانا ی سوال خیلی ذهن منو درگیر کرده من ساک بچمو ک چیدم بعد مامان خودمم بودش از رو احترام ب مادر شوهرم زنگ زدم در جریان بزارم بعد راهمون دور اونا ی شهر دیگه ما ی جا دیگه خلاصه زنگ زدیم ک اینو می‌زارم و اینا خیلی لج میکرد می‌گفت پوشک نزار فقط دوتا بزار اونجا برمیدارن برای بچه های دیگه بعد شامپو بزار اونجا بچه ببر حموم ناف بند بزار پیشونی بند بزار دیگه نمی‌دونم بچه تا سه روز آب قند بده یعنی از همون موقع من خداروشکر میکنم ک راهش دوره برای زایمان نمیاد ولی بهرحال باید ی سر بچه ببریم پیشش شوهرمو البته فقط می‌گفت بگو چشم هرکاری ک خودت میخای انجام بده ولی خب بهمون گفتن نافبند نزنید بچه هم اونجا نبریم حموم خونه می‌بریم دیگه آب قند خب بدمش دیگه شیر خودم نمیگیره خب پوشک هم ک نمیهض فقط دو سه تا ببریم حداقل ب بسته۲۰تای خلاصه از اینا بگذریم من استرس اون موقع رو دارم ک میرم پیششون چیکار کنم میترسم من نباشم ب بچه ی چی بدن ن ک ولش بدم بچه حالا حموم چیزی برم یا میخام ی کاری کنم اذیت کنن موندم چیکار کنم نمیشه هم نریم

تصویر
۱۶ پاسخ

عزیزم مقصر خودتی که زنگ میزنی
زنگ میزنی خب اونم نظرشو میده
زنگ نزن نظر هم نپرس
رفتی اونجا هم یه دقیقه بچه رو از خودت جدا نکن
تعارف رو هم بزار کنار

چرا انقد رو میدی بهشون
هرکاری دلت میخواد بکن
یعنی چی ک زنگ بزنی
بزار نی نی ۴۰ روزش شد بعد برید پیشش حواستم بهش باشه
مادرای قدیم عجیبن مادرشوهرم هرچی میزاشت دهن نوزاد می‌گفت بزار عادت کنه

من خودم حساس نیستم ولی خدایی کی به بچه ای تازه به دنیا اومده آب قند میده......
بعدم ناف بند و اینچیزا اصلا و ابدا لازم نیست بخدا

عزیزم اگه میشه تا ۴۰ روزگیش نرید.
به شوهرت هم علتش رو بگو قطعا درک می‌کنه
ولی از الان باید اینقدر اقتدار داشته باشی که نذاری بدون اجازه شما کسی کاری کنه.

بستن ساک مگه زنگ زدن داره اصلا رسم جدیده!؟؟

بچه تا شش ماهگی نباید لب به آب و تا یکسالگی لب ب قند بزنه یعنی چی آب قند بده😐

عزیزم پوشک رو بدون اجازه برنمیدارن که
همراهتون میده به بهش زایمان

طبق تجربه‌ی خودم میگم ناف بند ببر ، چون ناف نوزاد تازه اس و بهش گیره وصله وقتی پوشکش میکنی ناف بند ببندی دیگه زیاد تکون نمیخوره و دردش نمیگیره 🥲🥺 ،، پوشک باید زیاد ببری و حتما سایز صفر ببر مگر اینکه نوزادت بالاتر از ۳۵۰۰ کیلو باشه که سایز ۱ خوبه ،، شامپو و این چرت و پرتا نبر چون اصلا نمیذارن تو بیمارستان بچه رو حموم کنی ک ..! و خلاصه زیاد توجه نکن ب حرفای مادرشوهرت ، ۴۰ روزگی ب بعد هم برو خونشون

ولی اگه طوری میشد شوهرت ک بچه اونه طوریش میشد 😂

دیوونه ای چیزی هستی زنگ زدی گفتی دارم ساک میبندم و با جزییات تعریف کردی؟مادر شوهر جماعت جزئیاتم نگی میخواد نظر بده تو خودت راه نظرو باز کردی بعد چرا بچه بعدیت باید بری پیششون وحی منزل؟بجتو تنها نزار پیششون ک نترسی ۷ ساله بالا خونه مادرشوهرمم دخترمم دو سال و ۴ ماهشه شاید تو این دوسال سر جمع ۲۰ بار نزاشتمش پیششون

اشکال نداره اجی حساس نباش،من قبلا مثل تو بودم دخترم رو پیش کسی نمیزاشتم،سختی وحال خراب رو تحمل میکردم ولی نمیدانم ب کسی،بعضی وقتا عمه همسرم ک همسایمونه صدا بچه رو می‌شنید میگف بده تا به کارهات برسی بیاببرش،نمیدادم میگفتم نه خوبه همینجوری،الان ک فک میکنم میگم واقعا خیلی حساس بودم خو چی میشد میدادم یک ساعتی نگه دارن هم خودم راحت بودم هم به کارهام می‌رسیدم هم اعصاب خودم وبچه داغون نمیشد اون لحظه ولی خب گذشت

کلا با حرفا شون مخالفم
پوشک زیاد ببر
حموم اصلا نبر تا چهل
آب قند باعث میشه قند بچه بره بالا...
ناف بند منم خریدم ولی تو ساک جهت محکم کاری بود
رفتی ام زیاد تعارف نکن حرفتو بزن خودت نمیتونی ب شوهرت بگو
اصلا نبررررررر

عزیزم اخه این چه استرسی گرفتی...حموم بچه که تو بیهوش بودی و بیمارستان گفتن خوب نیست...پوشک بچه هم که نمیبینه ..بعدم که زایمان میکنی که نمیتونی بری تا یه مدت پیششون از کجا میفهن اب قند دادی یا نه ...شما طبق قانون خودت عمل کن اما احترام بزار مهم اینه همسرت باهاته بهش بگو که چه عوارضی داره که متوجه بشه اونم

عزیزم اول بگو که تا چهل روز نمیتونم از خونه برم بیرون بهونه بخیه هاتو بیار درد داری کم خوابی تا بچه ات یکم جون بگیره

وقتی میخوای حمومی چیزی هم بری شوهرت بزار پیش بچه

همینه دیگه باید چند روز تحمل کنی و شل کنی دیگه، بچتم هیچی نمیشه نگران نباش، فقط نری جوش کنی از کاراشون شیرت هم کم میشه هم تلخ

سوال های مرتبط

مامان الارا و هامین مامان الارا و هامین روزهای ابتدایی تولد
وای خدا دیگه واقعا نمی‌کشم
من خیلی رو الارا حساسم
از وقتی هم باردار بودم اعلام کردم پیش غریبه وآشنا که رعایت کنن
نبوسن و به اندام خصوصی اینا دست نزنن و خیلی چیزای دیگه
وای یعنی داغ موند رو دلم یکی رعایت کنه
دیگه دیدم هیچکس ب چیزش نمیگیره سریع میشستمش
ولی دیگه الان شورشو دارن در میارن
دوست ندارم کسی لب بچمو ببوسه
میان بهش میگن بوس بده بوس لب میکنن همزمان
هرچی هم بهش میگم مامان نباید لبتو کسی ببوسه متوجه نمیشه
بهشون هم چیزی میگم برمیخوره
برچسب بهم میزنن ک اره تو فلانی چیزی
خانواده شوهر میگم خب باشه از لج من میکنن ولی دیگه خانواده خودم رو چ گلی بگیرم تو سرم
دیروز دارم به الارا توضیح میدم ک نباید این کارو انجام بده مامانم میگه الان ی کاری می‌کنه ک دیگه مارو هم نزاره خب چرا متوجه نمیشین
داداشام از اونور بچه رو رشوه ای کردن بوس بده تا آدامس بدم بوس بده تا اینو بدم فلان کنم برات هرچی هوار میکنم ک نکنید فردا غریبه با ی چی گولش میزنه میرن دوباره قایمکی من این کارو میکنن
بعد من تو ماه هشتم بارداری واقعا سختمه دیگه با بچه دوساله کمکی هم ندارم یعنی دارم دق میکنم امروز هم ک شدید اسهال استفراغ داشت یعنی دیگه پدرم در اومد


#فرزند پروری #بارداری
مامان اقا محمد جان♥️ مامان اقا محمد جان♥️ ۵ ماهگی
سلام مامانا اومدم باهاتون درد و دل کنم
خواهر شوهر من دو تا بچه داره خدا شاهده سر هر دو تا بچه هاشون براش اسباب بازی ۵ شیش دست لباس خریدم اونم با عشق و ذوق
بعد الان ک من باردارم یک ماه مونده ب تولد فرزندم همسرم اومده پیشم میگه خواهرم لباسای بچه هاشو اورده گفته اگه ناراحت نمیشی برشون داریی برای پسرمون
هیچی دیگه منم قبول کردم خواهرشم از اون اتاق با دو تا پلاستیک پر اومد و شروع کرد ب باز کردن لباسا یعنی دونه ب دونشون لک زرد داشتن بعد میگفت من میشورمشون تا برات سفید بشن و الان لباس بچه خیلی گرونه و مادر شوهرم میگفت میدونی الان اینا چقدر پولشونه بعد دیگه هبچی من سکوت کردم
اون شب تا صبح خیلی حالم بد بود گفتم چقدر ما برای اینا صدمون رو گذاشتم اما لباس کهنه های بچشو ب برادر زادش میدن اصلا این مادر شوهرم نمیگه یه لباس برای نوم بگیرم
خلاصه همون شب ۸ ت فقط لباس سایز صفر خریدم ب فرداشم ۵ دست لباس سایز یک گرفتم فقط گفتم بچینم تو کمد بچم نگن پسرم لباس نداره و یه روز روزگاریی نگن لباسای بچه ی اونا رو پوشیدم
اخه مادر شوهرم میگفت لباسای پسرم رو جاریم پوشیده برای بچش فلانی پوشیده
دیگه خلاصه انقدریی حالم بده کاشکی ب همسرم نمیگفتم بده خواهرت لباسا رو بیارع
کاشکی اون شب ک خونه مادر شوهرم بودم بیشتر فکر میکردم