۱۴ پاسخ

منم مامانم کلی دارو های محلی برای خودم و پسرم گرفته ک بعد زایمان بخورم و به پسرم بده به همه ی ماها داده به بچهای خواهرم و برادرمم داده خودمم مشکلی ندارم چون داروی ک دارع باعث میشه بچه دل درد نگیره نفخ نکنه میخام شیر خودم بدمش اگه غذایی خوردم برای بچم مشکلی پیش نیاد من با این قضیه مشکلی ندارم 🥲

بگو دکترش گفته معدش حساسه بگو من دوست دارم بدم ولی دکتر گفته معدش اذیت میشه

ترنجبین رو اگه زردی داشته باشه من خیلیا رو دیدم که میدن میتونی بگه آره فکر خوبیه یا صحبتش که دوباره شد بگو خیلی ممنون باشه بعدا که بچه به دنیا اومد بگو از دکتر پرسیدم گفته نده که زردی میگره یا معده اش بهم میریزه یا ی بار که دادی بعدش میگی رفلاکس گرفته بهش نساخته فکرتو درگیر نکن بعدا به حرفش گوش نمیدی

استرس من میدونی از چیه؟
من از الان میگم خوب نیست و ندید
اما میترسم یواشکی بدن به بچه 😑😑😑
واقعا اینو درک نمیکنم که وقتی مادر بچه میگه ندید چرا میخوان به زور بدن ، به بهانه های این ک مگه چقدر میدم و فلان ….
منم سرکلاژم مثل شما مامانم و مادرشوهرم میان پیشم

جلو خودش از دکتر بپرس قطعا دکتر میگه نه دیگ قبول میکنه

با شوهرت صحبت کن نزار اجازه بده خودتو قاطی نکن به شوهرت متوجه کن که خوب نیست

گلاب و زعفرونو نميدونم
ولى من به بچه اولم ترنجبين دادم اصلا زردى نگرفت
ولى به اين بچم ندادم شيرمم كم بود ادرار نداشت زرديش رفت رو ١٦ بستريش كرديم

عزیزم نوزاد کلیه هاش کار نمیکنه که چیزی رو بتونه دفع کنه
میزنه رسوب میکنه وخدای نکرده مشگل بزرگی بوجود میاد

به همسرت بگو بهش بگه تا کدورتی بوجود نیاد

بگو چون هنوز کوچیکه دکتر گفته امکان داره حساسیت داشته باشه و خدایی نکرده زبونم لال روم به دیوار گوش شیطون کر بچه بستری بشه🙈

ازش بگیر بگو چشم میدم
مثلا وقتی بیدار شد
بعد ببر بریز دور

نگا برگرد بهش بگو رفتم دکتر اون سری حرف شما تو سرم بود به دکتر گفتم دکتر گفت نه اصلا اینکارو نکنی ها خیلی خطر ناک

ب شوهرت بگو بهش بگه من اینجور موقع ها میندازم گردن اون بالاخره پسزشونه

مخالفت نکن استقبالم بکن تازه
بعد بگو اره بیارید خودم بهش میدم
قاشقو الکی خیس کن بگو دادم و تمام

سوال های مرتبط

مامان جوجه💙🩵 مامان جوجه💙🩵 هفته سی‌ودوم بارداری
مامانا ی سوال خیلی ذهن منو درگیر کرده من ساک بچمو ک چیدم بعد مامان خودمم بودش از رو احترام ب مادر شوهرم زنگ زدم در جریان بزارم بعد راهمون دور اونا ی شهر دیگه ما ی جا دیگه خلاصه زنگ زدیم ک اینو می‌زارم و اینا خیلی لج میکرد می‌گفت پوشک نزار فقط دوتا بزار اونجا برمیدارن برای بچه های دیگه بعد شامپو بزار اونجا بچه ببر حموم ناف بند بزار پیشونی بند بزار دیگه نمی‌دونم بچه تا سه روز آب قند بده یعنی از همون موقع من خداروشکر میکنم ک راهش دوره برای زایمان نمیاد ولی بهرحال باید ی سر بچه ببریم پیشش شوهرمو البته فقط می‌گفت بگو چشم هرکاری ک خودت میخای انجام بده ولی خب بهمون گفتن نافبند نزنید بچه هم اونجا نبریم حموم خونه می‌بریم دیگه آب قند خب بدمش دیگه شیر خودم نمیگیره خب پوشک هم ک نمیهض فقط دو سه تا ببریم حداقل ب بسته۲۰تای خلاصه از اینا بگذریم من استرس اون موقع رو دارم ک میرم پیششون چیکار کنم میترسم من نباشم ب بچه ی چی بدن ن ک ولش بدم بچه حالا حموم چیزی برم یا میخام ی کاری کنم اذیت کنن موندم چیکار کنم نمیشه هم نریم