وای خدا دیگه واقعا نمی‌کشم
من خیلی رو الارا حساسم
از وقتی هم باردار بودم اعلام کردم پیش غریبه وآشنا که رعایت کنن
نبوسن و به اندام خصوصی اینا دست نزنن و خیلی چیزای دیگه
وای یعنی داغ موند رو دلم یکی رعایت کنه
دیگه دیدم هیچکس ب چیزش نمیگیره سریع میشستمش
ولی دیگه الان شورشو دارن در میارن
دوست ندارم کسی لب بچمو ببوسه
میان بهش میگن بوس بده بوس لب میکنن همزمان
هرچی هم بهش میگم مامان نباید لبتو کسی ببوسه متوجه نمیشه
بهشون هم چیزی میگم برمیخوره
برچسب بهم میزنن ک اره تو فلانی چیزی
خانواده شوهر میگم خب باشه از لج من میکنن ولی دیگه خانواده خودم رو چ گلی بگیرم تو سرم
دیروز دارم به الارا توضیح میدم ک نباید این کارو انجام بده مامانم میگه الان ی کاری می‌کنه ک دیگه مارو هم نزاره خب چرا متوجه نمیشین
داداشام از اونور بچه رو رشوه ای کردن بوس بده تا آدامس بدم بوس بده تا اینو بدم فلان کنم برات هرچی هوار میکنم ک نکنید فردا غریبه با ی چی گولش میزنه میرن دوباره قایمکی من این کارو میکنن
بعد من تو ماه هشتم بارداری واقعا سختمه دیگه با بچه دوساله کمکی هم ندارم یعنی دارم دق میکنم امروز هم ک شدید اسهال استفراغ داشت یعنی دیگه پدرم در اومد


#فرزند پروری #بارداری

۱۸ پاسخ

عزیزم رفتار اطرافیانت درست نیست، اگه تذکر میدی و توجه نمیکنن، تو هم سعی کن که کمتر باهاشون در رفت و آمد باشی. یا اینکه اصلا رفت و آمد رو صفر کنی، حداقل آسیب به بچه ات کم میشه، این مدل آدما رو دیدم، بهشون تذکر میدی بدتر برعکس اش رو انجام میدن و نه تنها کمتر نمی‌کنند بیشتر میکنن و خوششون میاد حساسیت ات رو تحریک کنند، فقط تنها کاری که میتونی بکنی اینه که دیگه باهاشون زیاد ارتباط نداشته باشی همین

عزیزم کار بسیار خوبی می‌کنی روی این مسایل حساس میشی می خواد بدشون بیاد می خواد خوشش میاد شما دست از چیزی که می دونی درسته برنمی داری

سن کوچولوت کمه مسائل این چنینی از 3 سال و نیم به بعد براش جا میوفته. امکان داره بعد زایمانت بدتر هم رفتار کنن فقط اروم باش و فشار عصبی بخودت وارد نکن تا زودتر سرپا بشی بچهات و ببری تو خونت و رابطه تونو کم کن بعدش قلق دوتاش میاد دستت

کاملا حق داری ولی هیچ راه حلی به ذهنم نمیاد 🥲

خب مریضی هم از همین بوس لبی گرفته
والا منم حساسم نمیدونم رعایت کنن یا نه
دیگه میگم فوقش رعایت نکردن ناراحت بشن چکارشون کنم

منم این اعصاب خوردی هارو داشتم ولی واقعا دعوا کردم و به بچم همش میگفتم خصوصیه الان که ۴سالشه یاد گرفته ولی موهام سفید شد

يه موضوع ديگه گوشي دادنه ك عادتش دادن تو گوشي مثلا عكس و فيلم نشونش ميدن
خودم اصلا گوشي نميدادم بهش اصلا هم نميخواست قبل از اين
ولي اينجا ك هستم برا اينكه بره بغلشون يا براي اروم كردنش گوشي ميدن
هرچقدم ميگم نكنيد فايده نداره
تازه ب من ميگن تو زيادي حساسي بچه هاي اين دوره زمونه همه سرشون تو گوشيه

درک میکنم چی میگیا...
ولی من انقد سر اولی با همه باید سر تربیتش میجنگیدم... بعد دیدم وقتی شرایطشو ندارم خودم به تنهایی مسئولیت همه چیزشو گردن بگیرم و نیاز دارم یه تایم پیش مادرم باشه، یه تایم پیش مادرشوهرم باشه و ازشون کمک بگیرم پس باید واسه تربیتشم وا بدم و هم خدارو نخوام و هم خرمارو...
هم بچمو نگه دارین،هم هرچی من بگم همونه که نمیشه...
واااا دادم ولی خودم هر وقت با دخترم بودم همه چیزو رعایت کردمو همه چیزو کامل براش توضیح دادم.
الان ۹سالشه که هیچ، از ۳،۴سالگی تو دوست و اشنا به خانومی و فهمیدگی و ادب دختر من غبطه میخوردن... دوست شوهرم میگفت راشین یه جوریه ادم خجالت میکشه جلوش پاشو دراز کنه....

حق داری ولی چون از اول حساس بودی و حساسیت تو نشون دادی ازت نقطه ظعف گرفتن نباید میگفتی الانم یه چند وقت بیخیال باشی و حساسیت نشون ندی دیگه تکرار نمیکنن

بنظر من حرفات کاملا درست و بجاست تو یه مامان به فکری که میخوای دخترت خیلی سالم بزرگ شه منم دخترم ۲/۵سالشه و الان باردارم بخاطر استراحت مطلق بودنم خونه مامانم میمونم داداشم۱۲ سالشه خیلی اذیتش می‌کنه ولی من ناچارم اونجا بمونم خلاصه منم خیلی اذیت میشم دلم نمی‌خواد بچم بد بار بیاد..

چقدر با جون و دل همه حرفاتو ميفهمم
منم دخترم دو سالشه
چند ماه اخر بارداري هم مجبور شدم بيام بمونم خونه پدر و مادرم
واقعا بچه تو اين دو سه ماه كلا اخلاق و رفتارش زير و رو شد
شرطي شده به قول تو ميگن فلان كارو بكن تا بهت چي بديم يا عادتش دادن هروقت گريه ميكنه هرچي ميخواد ميدن بهش
منم ميگم تورو خدا نزاريد با گريه به همه چي برسه
از يه طرف باز قضيه بوس لب و كلا به زور بوس و بغل كردن
مثلا بچه بنده خدا اروم مشغول كارتون ديدن يا بازي كردنه يهو از اونور ميان ميرن محكم بوسش ميكنن يا بغلش ميكنن از وسط بازي برش ميدارن ديارا هم جيغ ميزنه
انقد ديگ اين مدت حرص خوردم و عصبي شدم و خودخوري كردم كه حد و حساب نداره

عزیزم چه شرایط سختی 🥲
خیلی دوستانه و محترمانه با بزرگتر ها صحبت کن ، حتی لازم بود یه مدت رفت و آمدت رو کمتر کن

خیلی سخته شرایطتتون 🫂
شما نمبتونین بقیه رو قانع کنین فعلا به بچه این چیزا رو آموزش دادن سخته تنها راهش اینه ک توی جمع همش خودت کنارش باشی و نظارت کنی

تنها کاری ک‌میتونی بکنی به دخترت کم کم یاد بدی
بزرگا که ماشاءلله انگار نه انگار

برو پیش مشاوره تا کمکت کنه....این مشکل بزرگی میتونه بشه برات...

حق داری واقعا باید درک کنن و فرهنگش باشه

کاملا حق با توعه منم همین افکار رو دارم و واقعا متاسفم براشون

انقدر حساس نباش بزرگ میشه یاد میگیره

سوال های مرتبط

مامان جوجه💙🩵 مامان جوجه💙🩵 هفته سی‌ودوم بارداری
مامانا ی سوال خیلی ذهن منو درگیر کرده من ساک بچمو ک چیدم بعد مامان خودمم بودش از رو احترام ب مادر شوهرم زنگ زدم در جریان بزارم بعد راهمون دور اونا ی شهر دیگه ما ی جا دیگه خلاصه زنگ زدیم ک اینو می‌زارم و اینا خیلی لج میکرد می‌گفت پوشک نزار فقط دوتا بزار اونجا برمیدارن برای بچه های دیگه بعد شامپو بزار اونجا بچه ببر حموم ناف بند بزار پیشونی بند بزار دیگه نمی‌دونم بچه تا سه روز آب قند بده یعنی از همون موقع من خداروشکر میکنم ک راهش دوره برای زایمان نمیاد ولی بهرحال باید ی سر بچه ببریم پیشش شوهرمو البته فقط می‌گفت بگو چشم هرکاری ک خودت میخای انجام بده ولی خب بهمون گفتن نافبند نزنید بچه هم اونجا نبریم حموم خونه می‌بریم دیگه آب قند خب بدمش دیگه شیر خودم نمیگیره خب پوشک هم ک نمیهض فقط دو سه تا ببریم حداقل ب بسته۲۰تای خلاصه از اینا بگذریم من استرس اون موقع رو دارم ک میرم پیششون چیکار کنم میترسم من نباشم ب بچه ی چی بدن ن ک ولش بدم بچه حالا حموم چیزی برم یا میخام ی کاری کنم اذیت کنن موندم چیکار کنم نمیشه هم نریم
مامان نینی مامان نینی ۲ ماهگی
خانما من دقیق ۸ روزه ک گوشم عفونت کرده بعد زده تو گلوم و بینیم گوش درد شدید دارم و گلو درد شدید اینقدر گلوم درد می‌کنه آب دهنم نمیتونم قورت بدم غذا نمیتونم بخورم تو این ۸ روز ۳ کیلو وزن کم کردم از بس حالم بده و بینیم کیپه بعد ۱۶ روز دیگه سزارینمه بعد دیگه مجبور شدم رفتم بیمارستان پیش دکتر داخلی بهم دوتا قرص داده گفت بخور گفتن اگه همینطور بمونی تا سزارینت ما عملت نمی‌کنیم بخاطر اینکه مریضی حالا من دیروز با امروز ک قرصه خوردم بچم خیلی تکون نمیخوره شاید از دیروز تا الان ۲/۳ بار تکون خورده باشه ام اس تی هم چند بار دادم مشکلی نبوده میگم شاید بخاطر قرص باشه ک بچه تکون نمیخوره الان من موندم ک چیکار کنم این دوتا قرص بخورم یان از زایشگاه پرسیدم از داروخونه و از دکتر پرسیدم همه شون گفتن مشکلی ندارع بخور ولی خودم میترسم بعد این گوشم ک عفونت کرده روز به روز دارع بدترم میشه بدجور زده تو گلوم ک دیگه آب هم نمی‌خورم و گوشام بشدت درد می‌کنه دیگه تحمل ندارم میخام ک زود خوب بشم از یطرف به زایمانم نزدیکم حالا موندم قرص بخورم یان ؟؟
بارداری بارداری بارداری بارداری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری بارداری بارداری بارداری بارداری فرزند پروری فرزند پروری
مامان مهدیارومه‌یاس مامان مهدیارومه‌یاس ۱ ماهگی