۸ پاسخ

تو هم مثل منی که🤣🤣👌منم موندم
من فعلا ی طرف سینم خشک کردم از ی طرف میدم اونم ب قول خودت موقع خواب فقط😭🥲نمیدونم چجوری بگیرم چجوری بخوابونمش
خداروشکر از وقتی روزا شیرنمیخوره غذا زیاد میخوره

عصر ببرش بیرون که خسته بشه شب راحت بخوابه
دونه دونه بگیر

تجربه شیر شب و به منم میگه کلافه شدم...شیر روز رو یهو بگیر تو روز سرگرم کن....بعد با چسب یه چیز بچسبون بگو اوف خودش دیگه نمیاد سمتش

من یهو گرفتم به روش مامانای قدیم صبر تلخ گذاشتم رو سر شیشه و بدش اومد دیگ کلا نخورد یه هفته ای نق زد و دیگ فراموشش کرد ولی الان بچم به هیچ عنوان شیر پاستوریزه نمیخوره قبلا با شیشه شیرش میخورد الان با هر لیوانی و نی نمیخوره دیگ بدش اومده

بچه باید ردزی ۲لیوان رو بخوره دیگه منظور از شیر گرفتن یعنی شیر مادر و شیر خسک گرفتن شیر پاستوریزه باید داده بشه دیگه اینو بهداشت هم‌میگه .
حالا شیر شب منظور خواب باید قطع بشه کامل ولی در طول روز باید ۲لیوان شیر پاستوریزه بخوره

پسر منم الان سه وعده میخوره مدام میگه شیر باهرخوراکی هم که حواسشو پرت کنم باز بعدش شیرمیخاد

شیشه شیرشو قائم کن بگو پیشی برده کم کم قبول میکنه بجاش ابمیوه و خوراکی و غذا بده یادش میره من الان ۵ روزه گرفتم از شیر

من چند وقت قبل همینجوری گرفتم نمیشد بچه اذیت میشد الان ۳ روزه یهو گرفتم نه شب میدم نه روز واقعا تدریجی رو بعضی بچه ها جواب نمیده و کار وسخت میکنه .

سوال های مرتبط

مامان آقا کارن🧡 مامان آقا کارن🧡 ۲ سالگی
سلام عشقای من
اومدم تجربه از شیر گرفتن کارنو رو بگم براتون🧡😍کاری که فکر میکردم یه چیز غیر ممکنه😂انقد که وابسته بود
در این حد که این چند شب که شیر نمیخوره و می‌خوابه اولین بارمه😂همیشه زیر سینه باید انقد میخورد تا می‌خوابید 😂
من از هجده ماهگی که دکترش گفت کم کم بگیرمش شروع کردم اول هر نیم ساعت فقط شیر روز رو کنترل کردم تا منظم شه
میومد برای شیر نمی‌دادم تا یکساعت یبار بشه بعد یه هفته میشد دو ساعت تا رسید به چهار وعده ،بعد خواب صبح ،ظهر قبل خواب،عصر بعد خواب،شب قبل خواب و تو خواب هم که بی نهایت بار
هر یه هفته یه وعده رو حذف میکردم تا همین هفته پیش که رسید به دو وعده در روزش یبار قبل خواب ظهر و یبارم قبل خواب شب
موقع خواب شب بغلش میکردم یه لالایی تکراری می‌خوندم تا بهشون عادت کنه بدون شیر هم بفهمه این روند خوابه
تا پنج روز پیش
از پنج روز پیش دیگ ندادم تو بیداری شبا خیلییییی گریه میکرد
اولین شب قشنگ نیم ساعت گریه کرد و چون روز هم نخوابیده بود ساعت سه دیگ واقعا بیهوش شد ،ساعت شش که نق زد تو خواب سینمو دادم خورد و هفت صبحم یبار خورد و باز دیگ ندادیم تا شب شب دوم به نیم ساعت رسید گریش
جوری گریه میکرد که دلم خون میشد ولی گفته بودم نمی‌دم و ندادم تو خوابشو یبار دادم چون یبار بیدار شد
شب سوم بیشتر گریه کرد چون صبحش زودتر بیدار شده بود و اون شب دیگ ندادم سه بار بیدار شد هر بار بغلش میکردم حرف میزدم بفهمه من هستم اونم خودشو سمت تشک میکشید یه ربع کمتر راه میبردمش و میذاشتمش زمین پشتشو میکرد می‌خوابید هر بار کمتر از قبل گریه میکرد
تا شب چهارم که میشه دیشب
روتین خوابشو که شامل ماساژ دادن و حرف زدن و پوشک عوض کردن و لباس اداکه تو پاسخ